مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3474758996871673599
مسعود ابراهیمی؛ جوانی که رویای جهانگردی با موتورسیکلت را دارد

دور دنیا با کاوازاکی

«جهانگردی با موتور» هر دوی این واژه‌ها به تنهایی هیجان‌انگیز است. حالا تصور کنید این دو باهم عجین شود. تجربه‌ها و خاطراتی که به وسیله موتور در سفر به دست می‌آید قطعا تجربه‌های منحصربه‌فرد و ویژه‌ای خواهد بود.

تجربههایی که مسعود ابراهیمی توانسته بخوبی از آنها بهره ببرد و با بستن کولهبار سفر پشت موتور ورسیس کاوازاکیاش همچنان برای خود خاطرهسازی میکند؛ خاطرههایی که کمتر کسی جسارت ثبت آنها را به خود میدهد. با وجود این مسعود 36 ساله، چهار سالی میشود که به طور جدی این هدف را دنبال میکند و قصد دارد حالا که تجربه کافی در این زمینه را با راندن 90 هزار کیلومتر به دست آورده کشورها و حتی قارههای دورتر را نیز با دو چرخ موتورش بپیماید. او تاکنون شهرهای زیادی را در ایران با موتور طی کرده و همچنین بیش از 24 هزار کیلومتر را در مدت سه ماه به مقصد هند رفته است. آبانماه نیز میخواهد به کشورهای ترکمنستان، قزاقستان، تاجیکستان و افغانستان برود. آرزو و برنامه بلندمدتش نیز این است که قاره آفریقا را با موتور از زیر پا بگذراند؛ اتفاقی که شاید برایش بهترین تجربه و البته بهترین خاطره را ثبت کند.

از داستان زندگی و شروع طبیعتگردیهایش که میپرسیم به سالهای دور برمیگردد؛ به زمانی که تنها 18 سال داشته و دوستدار کوهنوردی: «سال 79 زمانی که 18 سال بیشتر نداشتم در شرکتی مشغول به کار شدم که به من یک پاترول داد. اما پاترول سرپایی نبود و آن را از یک پارکینگ متروکه برداشتم و بازسازی کردم. در آن زمان به دوستانم خبر دادم که ماشین دارم و به سفر برویم. دریاچه تار را انتخاب کردیم و واقعا تجربهای بود که باعث شد استارت طبیعتگردی و سفر من زده شود.» او در ادامه خاطره دیگری میگوید از زمانی که یک دوست از لوکزامبورگ آمد و علاقهمند به طبیعت: «او پیشنهاد داد تا جیرکل رودسر پیاده برویم که بینظیر بود.»

وقتی جهانگردی با موتور آغاز میشود

سالها سفر کردن به همین منوال با دوستان و به تنهایی ادامه داشت. پاترول به جیپ تبدیل شد و هر سال سیر تکامل یک مرد پخته اهل سفر پیش میرفت تا این که به سال 90 میرسد. زمانی که 31 ساله میشود و بیشتر از گذشته مشتاق سفر کردن. او حتی یک بار تجربه سفر به اروپا با اتوبوس را دارد؛ اما برایش باز هم تجربهای خاص نبود به همین دلیل یک تصمیم بزرگ میگیرد. تصمیمی که او را تبدیل به یک جهانگرد کرد. مسعود در ابتدا تصمیم داشت با ساختن یک کمپر سفرهای جهانگردی خود به دور دنیا را آغاز کند و میگوید: «دو سال و نیم برای ساخت کمپر زمان گذاشتم؛ اما به خودم نهیب زدم که این زمان را باید صرف سفر کنم و چرا سفرهایم را با موتور دنبال نکنم؟» البته او یکی از مهمترین دلایلش برای آنکه از ابتدا تصمیم به سفر با موتور نداشت اینگونه بیان میکند که سال 91 یک بار با موتور سفر کرده؛ اما چون تجهیزات لازم در سفر را با خود همراه نداشت چندان سفر ایدهآلی نبوده: «هنوز کمپرم را دارم با آن سفر هم رفتهام؛ اما دیگر از سال 93 تجهیزاتم مانند کوله سفر و لباس مخصوص با موتور را تهیه کردم و به صورت جدی سفرهایم آغاز شد و همچنان ادامه دارد. چون به این نتیجه رسیدم بهترین وسیله برای سفرهای من موتور است.»

امان از باران!

به هر حال سفر با موتور هم سختیهای خودش را دارد و هم خطراتی نیز جهانگرد موتور سوار را تهدید میکند. مسعود در اینباره میگوید: «یکی از بزرگترین سختیهای سفر باران است. آنقدر که باران اجازه راندن موتور را نمیدهد، گرما، سرما و حتی برف نمیدهد. جاده هم زمانی که با سرعت مطمئن برانی، قوانین را رعایت کنی، از تجهیزات و موتور مناسب استفاده کنی، تهدیدی ندارد. چون دست به آچار هم هستم اگر موتور خراب شود میتوانم آن را تعمیر کنم؛ مگر آنکه به تجهیزات و قطعات بیشتری نیاز داشته باشد. به عنوان مثال به یاد دارم یکبار در مسیر سیستان و بلوچستان که سفر 8000 کیلومتری در پیش داشتم سوپاپ موتور خراب شد و در زرآباد مجبور شدیم منتظر شویم تا قطعه از تهران برسد.»

سفری با تجربههای غیرقابل پیشبینی

با وجود آنکه مسعود دوست ندارد تنها سفر کند؛ اما معمولا سفرهایش از جمله سفر به هند را به تنهایی طی کرده است. حالا او یک مرد پخته و دنیا دیده است که 90 هزار کیلومتر جاده را از زیر پا گذرانده و اهداف بزرگتری را در سر میپروراند. او میخواهد آبانماه امسال به سمت ترکمنستان، قزاقستان، تاجیکستان و افغانستان برود و میگوید: «برای طی کردن این چهار کشور مسیری طولانی در پیش ندارم. حودا مسیر آسفالت 4000 کیلومتر و 7000 کیلومتر مسیر خاکی دارد، اما مشکلاتی که باعث میشود این سفر سخت باشد این است که رفرنسهای زیادی درباره این کشورها در اینترنت وجود ندارد و نمیشود اطلاعات محلی به دست آورد. در نتیجه برای به دست آوردن اطلاعات و برنامهریزی دقیق تاحدودی در مضیقه هستم. البته یک مزیت هم دارد که تو در مسیر به مکانهایی میرسی که بسیار زیبا هستند و در تصورت هم نبوده.»

هزینههای سفر باید به اندازه هزینه در شهر خودت باشد

از خرج سفرهایش که میپرسیم میگوید: «من معمولا تلاش میکنم اسپانسر داشته باشم. برای سفر به هند اسپانسر داشتم. برای سفر به این چهار کشور نیز به دنبال اسپانسر هستم؛ اما در سفرها کمخرج هم هستم. در طول سفر خامخواری و گیاهخواری میکنم و معمولا محل اقامتی که انتخاب میکنم یا چادر میزنم یا در خانههای محلی اقامت میکنم و هتل و هاستل در برنامههایم نیست مگرآنکه مجبور باشم. مثلا در دهلی مجبور شدم هتل بگیرم که خود هزینه چند روز سفرم بابت هزینه هتل رفت. اما به طور میانگین خرج سفرم در ایران روزانه بین 20 تا 25 هزار تومان و در خارج ایران بین 10 تا 13 دلار است. به عقیده من سفری خوب است که هزینههایش برایتان همانقدر تمام شود که اگر در شهر خودتان بودید هزینه میکردید. در این شرایط براحتی میتوان سفر مداوم انجام داد.»

پیش به سوی آفریقا

مسعود بزرگترین آرزویش به دست آوردن تجربه سفر به آفریقاست و میگوید: «از آنجا که اروپا را سال 83 با اتوبوس رفتم، حس میکنم اگر تصمیم به سفر بگیرم دوست دارم کشورهایی را انتخاب کنم که تاکنون ندیدهام. آفریقا از جمله مکانهایی است که سعی دارم برنامه آن را برای سال آینده بریزم و مسلما اگر اسپانسر یا محل درآمدی به دست آورم که بتوانم خرج سفرم را تامین کنم برنامهام سفر به کل آفریقاست.»

طولانیترین سفر مسعود ابراهیمی با موتورسیکلت

سفر به کشور 72 مذهب

مسعود ابراهیمی یکی از بهترین خاطرات سفرش را سفر به هندوستان میداند. کشور 72 ملت و مذهبی که با رفتن به آنجا به وسیله موتور تجربه و خاطرات بسیاری اندوخت و با خود به ایران آورد: «از ایران تا هند حدود 24 هزار کیلومتر راه پیمودن که 14 هزار کیلومتر آن داخل خود هندوستان بود. سفری که برای من سه ماه به طول انجامید.»

وقتی از مسعود درباره تفاوت سفر با موتور با سایر روشها سوال میکنیم پاسخ میدهد: «وقتی با موتور سفر کنید شما مانند یک بک پکر و کسی که با دوچرخه سفر میکند میتوانید با تمام وجود محیط اطرافتان را درک با مردم ارتباط برقرار کنید؛ اما سرعت یک ماشین را داشته باشید. من در طول سفر تمام حسهایی که یک بک پکر دارد را با خود به همراه دارم. یکی دیگر از حسنهای سفر با موتور این است که مردم برایشان این سبک سفر عجیب است و دوست دارند سر از کار آدم دربیاورند و این سوال برایشان پیش میآید که چطور ممکن است چنین سفرهای طولانی را با موتور طی کرد. همیشه برایشان جالب است که از کجا آمدهای و هدفت از سفر چیست و وقتی متوجه میشوند سفری که اینگونه انتخاب کردهای شخصی است برایت بیشتر احترام قائل هستند که برای آمدن به شهر و کشورشان سختیهایی را نیز متحمل شدهای و به قول معروف لاکچری سفر نکردهای.» او مردم را در زمان سفر مهربان و مهماننواز معرفی میکنند؛ افرادی که خودشان داوطلبانه به استقبالت میآیند و از تو دعوت میکنند تا شبی را در خانهشان به سرببری: «مردم واقعا واکنششان مثبت است. حتی من در روستاهایی وارد شدهام که آنها اجازه کمپ زدن هم به من ندادهاند و از من خواستهاند مهمان خانههایشان باشم. در برخی موارد دهیار به استقبالم میآید و از من میخواهد یا در مسجد اقامت داشته باشم یا در خانههای محلی. البته آدمهای عجیب و غریب هم وجود دارند، اما بسیار محدود هستند. مثلا در برخی جاها تجربه این اتفاق را داشتهام که نهتنها اجازه چادر زدن نداشتم که حتی اجازه ماندن در آن شهر یا روستا را نیز به من نمیدانند. اما این تجربه بسیار انگشتشمار است.»

اطلاعات فوری

نام: مسعود ابراهیمی

سن: 36 ساله

تحصیلات: فوقلیسانس صنایع چوب

شغل: نجار

طولانیترین سفر: 24 هزار کیلومتر به هندوستان

مجموع سفر با موتورسیکلت: 90 هزار کیلومتر

آزاده باقری – روزنامه نگار