مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3470349881851728662
فرزندانمان را دریابیم تا جامعه را دریابند

چند کلمه حرف حساب در روزی به نام کودکان

اختصاص هشتم اکتبر به عنوان روز جهانی کودک، از طرف جوامع بین‌المللی که در تقویم ملی ایران هم ثبت شده است، ما را بر آن داشت که در این روز به منظور حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان و توجه به خواسته‌ها و انتظارات آنها کمی با صراحت بیان در مورد ارزشمندترین سرمایه‌های آینده ساز هرکشوری سخن بگوییم که با حمایت‌ها یا بی‌توجهی‌های افراطی والدین یا مربیان شان گاهی در مسیری قرار می‌گیرند که نمی‌توان سرانجام خوشی را برای آنها متصور شد.

به عبارتی میخواهیم بگوییم بچهها را بیشتر دریابید!

اشتباهاتی که بسیار آسیبزاست

آموزههای اخلاقی و تربیتی در دوران کودکی، نقش بسزایی در شکلگیری شخصیت افراد در بزرگسالی دارد. گرچه بنیان شخصیت کودک در خانواده شکل میگیرد، اما عوامل متعددی چون محیط همسالان، محیطهای آموزشی، وسایل ارتباط جمعی و مدرسه نیز در شکلگیری و رشد شخصیت کودک تاثیرگذارند. گرچه همگان بهدرستی این مطلب اذعان داریم که کودک را نمیتوان در محیطی بسته تربیت کرد، اما آیا براستی تنها به حکم پدر و مادر بودن یا مربی آموزشی، مجازیم کودک را مانند یک آدمآهنی هدایت کنیم و مانع قدرت تفکر و اندیشه در او شویم؟ آیا تا به حال از خود سوال کرده اید شرکت دادن کودک در گروه‌ها و مجامعی که مختص سن او نیست، کار درستی است؟ آیا مواجهه کردن او با مسائلی فراتر از دانش و نیاز کودک مانند عدم رازداری، دروغگویی، فحاشی، معاشقه و... نتیجهای مساعد به همراه دارد؟ آیا تماشای هر فیلم، سریال و حتی بازیهایی که صحنههایی فراتر از درک او دارد و بسیار مهیج است تنها به صرف حضور در کنار شما به نفع اوست؟ و... . ذهن کودک به مانند لوح سفیدی آماده پذیرش هر آن چیزی است که روی آن نگاشته و حک میشود. همانگونه که نگرشهای علمی و مفید بسرعت در ذهن کودک نقش میبندد، افکار و تصاویر نادرست، خرافهپرستی، خشونتگرایی و تقلید نیز میتواند ذهن کودک را مسموم و منحرف کند. کاش میشد کمی از اندیشمندی و روشنفکر‌‌مآبی خود فاصله بگیریم و به حقیقت بپذیریم کودک ما نیازی به دانش فراتر از سن خود ندارد، اگر لپتاپ یا تبلتی برای بازی هم نداشته باشد بیگمان وسیلهای برای بازی و لذت خود خواهد یافت، اگر الگوهای آموزشی او را سلبریتیها و ستارههای برنامههای تلویزیونی و ماهواره معرفی نکنیم، بیشک الگوهای مفیدتری را میتوان پیدا کرد، اگر مانند معلمی سختگیر همه چیز را به آنها دیکته نکنیم و گام به گام پیش رفتن را به آنها گوشزد نکنیم، بیتردید آنها نیازمندی شان را به مستقل بودن، مشورت گرفتن و از همه مهمتر فکر کردن و تعهد داشتن بهتر درک خواهند کرد و در جستوجوی روشی مساعد برای دستیابی به آنها خواهند بود و... کاش به حقیقت میپذیرفتیم که آنها اندیشمندند و میتوانند، کاش آنها را همانگونه که هستند، بپذیریم و اجازه دهیم فقط با حمایت و هدایت درست ما، مسیرشان را انتخاب کنند.

دنیای کودکانه را آلوده نکنیم

دنیای خیالانگیز کودکانه، دنیای پاک و بیآلایشی است که گاهی با حضور فرشتهای همه آرزوها برآورده میشود و گاهی با رابین هودی همه گرسنگان و فقیران در آن توانمند و غنی میشوند. در این دنیای معصومانه خندهها و گریهها تصنعی نیست، کودکان هستند چون باید باشند، آنان مهربانی و نشاط را از همبازیها از سخاوت باران، از غذا دادن به حیوانات، گرمای خورشید، سایه درخت و از همه مهمتر از متن زندگی فرا میگیرند. زندگی با کودکان مهارتهای خاصی را طلب میکند که متاسفانه بسیاری از والدین غافل از آن هستند و این بیگناهان از همه جا بیخبر را آنچنان در خودخواهیها، نابلدیها و ناپسندیهای دنیای انحصاری بزرگسالیشان غوطهور میکنند که کودکی فراموششان میشود، کودک چهار ساله امروز با دانش اندک کودکانه خود، از روی اجبار باید درایت کند تا والدین خموش آماده به طلاق خود را به ادامه زندگی راضی کند، یا کودک دیگری به خاطر پیشرفت و ترقی والدینش، مجبور است صبح تا شب را در خلوت تنهایی خود بگذراند و از همه جالبتر شاکر پدر و مادر زحمتکشی باشد که با نادیده گرفتن او، انزوای همیشگیاش را به شادی و نشاطش ترجیح میدهند و چه بگوییم از درون خموده کودکی که از فرط بیحوصلگیهای والدینش، بازی را که حق مسلم اوست حتی به حداقلترین میزان آن هم تجربه نمیکند صرفا به این دلیل که مبادا ذهن آرامی را مخدوش کند یا عنان صبری از پدر و مادرشان بگسلد و کودکی دیگر در انتظار اجازه دیدار از پدر یا مادری است که از او دور است و... .

آرزوهای بزرگ و دستان کوچک کودکان

روانشناسان معتقدند هر گروه سنی، نیازهای خاص خود را دارد که بر اساس آن نیز کودک باید آموزشهایی را دریافت کند. در سالهای اخیر علاوه بر خانواده، نهادهای متعددی در ارتباط با آموزش کودک و نوجوان فعالیت دارند، اما متاسفانه معمولا مسؤولیت خود را آنچنان که شایسته و بایسته است، اجرا نمیکنند، مثلا کودک پیش دبستانی ما از آموزش گیتار گرفته تا کلاسهای زبان و ورزشی شرکت میکند، بماند که برخی از آنها حتی متناسب با سن کودک نیست، اما او باید آنها را یاد بگیرد تنها به صرف آن که والدین و مربیانش، فراگیری آن را برای او ضرورت میدانند و از همه مهمتر کودک دائما به خاطر اجابت آرزوها و آمال برباد رفته گذشته دیگران بخصوص والدینش باید تحت آموزش قرار گیرد، فارغ از توجه به این موضوع که در آیندهای دور یا نزدیک، کدام یک از این مهارتهای آموزشی درمان دردی از او خواهد بود.

کودکان امروز گرچه شاید غنی از آموزههای رنگارنگ هستند، اما متاسفانه نهتنها زمینهای برای بروز آموختههای خود ندارند، بلکه صرفا تحت آموزشهایی قرار گرفتهاند که با حقیقت زندگی و مواجهه با مشکلات آن، فرسنگها فاصله دارد.گرچه خوب است کودکان ما مسلط به چند زبان زنده دنیا باشند، اما بیتردید وقتی کنترل خشم را بلد نباشند، به ادب سخن نگویند، حل مساله ندانند و... بهطور حتم راه به جایی نخواهند برد و از خوشبختی و سعادت پیشبینی شدهای که صرفا توسط والدینشان تبلیغ شده و ناآگاهانه به اصرار تبعیت کردهاند، دور خواهند ماند. برخی کودکان پرتوقع امروز، خودشیفتگان بزرگسال مطالبهگر فردا هستند که فقط میخواهند گیرنده باشند و دیگران مطیع آنان، خواستهای که اجابت آن محال و ناممکن است.

نسرین صفری

روانشناس و مشاور خانواده