مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3469838200731623555

ماجرای 2 برادر

بعد از این‌که شرکت Dontnod با معرفی دنیای خاطره‌انگیز Arcadia Bay و شخصیت‌های دوست‌داشتنی Life is Strange همه را حسابی با قدرت قصه‌گویی و شخصیت‌پردازی خود مسحور کرد، حالا با Life is Strange 2 دنیا و روایت جدیدی پیش‌رویمان می‌گذارد که گرچه اعمال تغییرات جزئی روی سیستم دیالوگ‌های بازی، ظرافت و دقت خاصی به آنها بخشیده، اما همچنان تمرکز داستان روی روابط افراد با یکدیگر متمرکز است.

در فصل جدید بازی شخصیتها نیز کاملا تازگی دارند، ما با Sean و Daniel آشنا میشویم، دو برادری که خانه خود را پشت سر گذاشته و در سفری همراه با غم و مشقت، گذر عمر و یافتن هویت خویش دنبال شروعی مجدد هستند.

یک تراژدی برادرانه

با اینکه دنیا و شخصیتها که عوامل مهمی در یک بازی ماجرایی هستند حسابی دستخوش تغییر شدهاند، ولی عناصری که Life is Strange را به تجربهای بهیادماندنی تبدیل کردند هنوز در بازی وجود دارند. از جمله اینکه با یک قصه زمینی و انسانی مواجه هستیم که ویژگیهایی از قدرتهای فرابشری و جادویی در آن رخنه کردهاند.

ماجرا از جایی شروع میشود که زندگی شان و برادر کوچکترش دنیل طی یکحادثه تراژیک از این رو به آن رو میشود و مجبور به فرار و ترک خانه خود میشوند. از یک طرف پلیس دنبال آنهاست و از طرف دیگر دنیل هنوز با خود درگیر است تا از قدرت نهفته و تازه کشف شده تلکینسیساش سردربیاورد؛ قدرتی که میتواند تاثیر ویرانگری روی افراد اطرافش بگذارد. هسته داستان و در واقع بازی نیز پیرامون رابطه این دو برادر است. وقتی میفهمید شان چقدر درگیر است تا چه مقدار از حقیقتی را که در خانه اتفاق افتاده باید به برادر کوچکترش منتقل کند و از طرف دیگر برادرش را از میان خطرها و تهدیدهای بیشمار به سلامت عبور دهد، با او همذاتپنداری میکنید. از سوی دیگر قدرت تلِکینسیس دنیل میتواند بین رابطه دوبردار شکاف ایجاد یا آنها را نزدیکتر کند، بخصوص اینکه با گذر زمان دو برادر درک بهتری نسبت به آنچه بر سرشان آمده پیدا میکنند. با اینکه شان و دنیل از دست پلیس فراری هستند، اما این موضوع بهانهای برای یک اکشن بدون وقفه نشده است.

Life is Strange 2 اتفاقا در بخشهای آرامتر درخشانتر است و جای شکرش باقی است که تعداد این بخشها کم نیست. شان با آن ارتباط و مهر برادریاش به دنیل آموزش میدهد که چگونه از روی سنگها جست بزند و تصویر محیطها یا مناظری خاص را بکشد که البته شگرد ماهرانهای از سوی سازندگان برای به تصویر کشیدن دنیای بازی از دید قهرمانان قصه است. همچنین گاهی تصمیمهایی پیشروی شما گذاشته میشود که خیلی حیاتی نیستند، اما همچنان جذابیت روایت را افزایش میدهند.

تعامل و تصمیمگیریهای سفر

در Life is Strange 2 نیز همچون بسیاری بازیهای سریالی دیگر یا ماجراجوییهای مدرن، حجم زیادی از گیمپلی و تعاملات شما با بازی در واقع به تعامل با شخصیتهای مختلف داستان میگذرد. البته تصمیمهای زیادی در مسیر باید بگیرید که تاثیرات مختلف کوتاه و درازمدت خواهند داشت و هرچه محیط اطراف خود را بیشتر و بهتر جستوجو کنید، درک و شناخت بیشتری نیز نسبت به شخصیتهای داستان پیدا خواهید کرد. به عنوان مثال در همان ابتدای بازی با شان میتوانید در خانه بگردید و بالا و پایینهای زندگی این خانواده را بشناسید، از جمله زمانی که در انباری با دوچرخه دخترانه و جعبههای برچسب خورده «کارِن» مواجه میشوید که با توجه به لحن صدای شان میتوان نتیجه گرفت که این وسایل متعلق به مادر خانواده است که خبری از حضور او در خانه نیست.

با اینکه ساختار دیالوگها و گشتوگذار در محیط مشابه نسخههای قبلی است، اما همچنان کارایی خود را انجام میدهند. البته تغییراتی جزئی باعث شده تا صحبت کردن با شخصیتهای دیگر داستان، شما را بیشتر در تجربه بازی و دنیای آن غرق کند. به عنوان مثال میتوان با چیزهایی که روی میز قرار دارند همزمان چند کار را انجام داد، یعنی در حالی که طرحی را روی برچسب نقاشی میکنید، از طریق اسکایپ با یکی از دوستانتان نیز صحبت کنید. در قسمت اول این فصل جدید، المانهای گیمپلی مثل حل معما حضور بسیار کمرنگی در بازی دارند و در عوض تمرکز همهچیز روی قصهگویی و شخصیتپردازی است. بعضی وقتها نیاز است یک شیء را از جایی به جای دیگر برده و در مقطعی دیگر از بازی از یک اتاق فرار کنید، اما روی هم رفته سازندگان تلاش کردهاند تا در این قسمت بازیکن را خیلی درگیر مکانیکهای بازی نکرده و در عوض شخصیتها را به بهترین شکل ممکن پردازش کنند. بیشتر تصمیمهای کلیدی که در این قسمت میگیرید در شاخه «خوب» یا «بد» دستهبندی نمیشوند. برای مثال زنگزدن به یکدوست قدیمی میتواند نگرانی او را برطرف کند، اما از طرفی ممکن است او را در خطر نیز قرار دهد. اینکه نتیجه تصمیمها تا چه اندازه میتواند روی خط قصه تاثیرگذار باشد چیزی است که در ادامه و قسمتهای بعدی متوجه خواهیم شد، تصمیمها ممکن است فقط رنگ و لعابی خاص به روایت ببخشند که البته در این صورت نیز تجربه کردنشان در یک بازی روایت محور خالی از لطف نیست.

مجید رحمانی