مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3469327120113379864
گفت‌وگوی جام جم با صادق رحمانیان، مدیر رادیو فرهنگ:

ورود به مباحث تنش زا برای رادیو خوب نیست

وقتی نام مدیر به گوش‌مان می‌خورد، اولین نکته‌ای که با خودمان می‌گوییم این است که آیا تحصیلات و روحیات مدیر با جایگاهش تطابق دارد یا نه؟ این اولین علامت سوالی است که در ذهن شکل می‌گیرد، اما وقتی بهمن 93 حکم صادق رحمانیان به عنوان مدیر رادیو فرهنگ زده شد، دیگر این علامت سوال به وجود نیامد؛ زیرا او نه تنها در طول این سال‌ها سابقه مدیریتی داشته، بلکه همیشه دست به قلم بوده و تا امروز مولف چند کتاب شعر با عناوین با همین واژه‌های معمولی، انار و بادگیر، همه چیزها آبی است، سبزها قرمزها و در این شب آهسته هم بوده است.

همین سابقه او نشان می‌دهد وی اهل فرهنگ و هنر است و بیگانه با این موضوع نیست؛ این شرایط اتفاقات خوبی را در رادیو فرهنگ رقم زده است و نگاه برنامه‌سازان به موضوعات فرهنگی و هنری هم تخصصی‌تر شده و شرایطی ایجاد شده که مخاطبان عام هم از شنیدن برنامه‌ها بیشتر لذت ببرند.

البته رحمانیان از سال 1378 وارد سازمان صدا و سیما شده است. وی پیش از آن که مدیریت رادیو فرهنگ را به عهده بگیرد، مدیر رادیو صبا، مدیر گروه مطالعات فرهنگی و مدیر طرح و برنامه رادیو فرهنگ بود. او اعتقاد دارد این شبکه رادیویی میان دیگر رادیوهای فرهنگی فارسی‌زبان تک است و تمایزهای فراوانی هم با رادیوهای فرهنگی دیگر کشورها دارد. همه این موارد باعث شد یک روز میزبان این مدیر در روزنامه باشیم و با او درباره مباحث متفاوت به گفت‌وگو بنشینیم.

آقای دکتر! شما وقتی به مدیریت رادیو فرهنگ منصوب شدید، در مصاحبهای اعلام کردید چشم انداز شما برای این شبکه رادیویی، رسیدن به نقطهای است که همتایی در دنیا نداشته باشد. به نظرتان الان این شبکه در کجای این مسیر قرار دارد و آیا همتایی در دنیا ندارد؟

ادعایی که کردهام گزاف نبوده است. نظارت و ارزیابیهای بیرون و داخل سازمان صدا و سیما و عملکرد همکاران نشان میدهد
رادیو فرهنگ مخاطبان هدف خودش را میان مردم، هنرمندان، شاعران، نویسندگان و افرادی که علاقهمند برنامههای رادیو فرهنگ هستند، پیدا کرده است. در ضمن نظرسنجی مرکز پژوهش رسانه ملی هم نشان میدهد رضایت 85 درصد مخاطبان را جلب کردهایم.

ماموریت و هدف ما، ترویج تفکر و هنر ایرانی است. به همین دلیل به صنفهای مختلف فرهنگی و هنری توجه داریم. مقایسه میان رادیو فرهنگ در ایران و دیگر رادیوهای فرهنگ فارسی زبان نشان میدهد ما تک هستیم. همچنین در بین رادیوهای فرهنگ کشورهای دیگر هم متمایز هستیم و توانستهایم فرهنگ ایران را ترویج دهیم.

شما اشاره کردید میان رادیو فرهنگ و دیگر رادیوهای فرهنگ کشورهای دیگر متمایز هستید. این برداشت شخصی خودتان است یا صحبت شما برگرفته از تحقیقات میدانی است؟

شخصا بسیاری از رادیوهای فرهنگ را گوش میدهم. 80 درصد برنامههای رادیوهای فرهنگی، موسیقی است و 20 درصد محتوا. البته آنها تولیدات ارکسترهای به روز دنیا و موسیقیهای برتر را پخش میکنند. شبکه فرهنگ همانند شبکه چهار تلویزیون است. ما نه تنها نگاه تخصصی به فرهنگ و هنر داریم، بلکه به فرهنگ و هنر نگاه عام هم خواهیم داشت تا بتوانیم رضایت مخاطبان (خاص و عام) را کاملا جلب کنیم.

با توجه به ماموریت تعریف شده برای
رادیو فرهنگ، اما ما خیلی در حوزه فرهنگ و هنر شاهد جریان سازی از سوی این شبکه رادیویی نیستیم و از هیاهو و حاشیه همیشه دوری کرده است. چرا چنین سیاست آرامی را در نظر گرفته
اید؟

شاید بخشی از این مبحث به شخصیت خودم برگردد که آرام هستم و از ورود به مباحث تنشزا پرهیز میکنم. البته ما در برنامههای رادیو فرهنگ همچون نیستان به مشکلات اهالی هنر میپردازیم. به عنوان نمونه وقتی کیوان ساکت با خانه موسیقی مشکلاتی پیدا کرد، در یک برنامه از ساکت و نوربخش، مدیرعامل خانه موسیقی دعوت کردیم و مشکلات را مورد بررسی قرار دادیم. ضمن اینکه معتقدم مباحث مناقشهزا و هیاهو برای هیچ است. هدف ما این است که تغذیه فاخر فرهنگی به مخاطبانمان بدهیم.

علاوه بر آن، ما گاهی میخواهیم ورود به مباحث تنشزا کنیم، اما یک طرف مناقشه نمیآید یا اینکه سیاست سازمان این است که ورود پیدا نکنیم. تاریخ رسانه هم نشان میدهد چنین برنامههایی با توقف روبهرو میشوند. برایتان مثالی دیگر میزنم. از برنامههای طنز رادیو فقط یک نام مانده و محتوای آنها به سمت سرگرمی رفته است.

در مجموع سیاست ما این است که به مباحث تنشزا ورود پیدا نکنیم. مگر آنکه دو طرف مناقشه حضور داشته باشند. ضمن اینکه ذهن مردم از سر و صدا، مناقشه و اغتشاش پر شده است. بنابراین باید برنامههای رادیو به گونهای باشد که مردم از شنیدن آن لذت ببرند و امیدوارکننده باشد.

پس هدف شما ارائه خوراک فرهنگی است تا اثرگذاری روی مردم؟

ما در حقیقت اثرگذاری میکنیم، اما اثرگذاری ما آرام و به صورت جویباری است. البته بخشی از این مساله به خاطر ذات رادیوست که جویباری است. اما برنامههای تلویزیونی سیلابی عمل میکنند و اثرگذار هستند، اما رادیو جویباری است و تلاطم ندارد، اما سیلاب تلاطم دارد.

این سیاستی است که معاونت صدا دنبال میکند یا ذات رادیو ایجاب میکند اینگونه رفتار کنید؟

این سیاست خود رادیو در طول این سالها بود و به معاونت صدا هم تاکید شده است. از آقای مهاجرانی که معاونت صدا را بهعهده داشت تا الان که آقای دکتر شاهآبادی معاونت صدا هستند، این سیاست وجود داشته است. ولی در مجموع در همه این سالها شبکههای رادیو تلاش کردند اندیشه و تفکر به مخاطب تزریق کنند. از وقتی که من مدیریت رادیو فرهنگ را به عهده گرفتم، سعی کردهایم این شبکه را به روزتر کنیم و به همه اتفاقات روز فرهنگی و هنری بپردازیم.

آیا قبل از پوشش دادن همه اتفاقات فرهنگی و هنری در رادیو فرهنگ، شخصا دروازهبانی هم میکنید؟

دروازهبانی به عهده سردبیر و تهیهکننده است، اما اگر موضوع مهمی باشد حتما رسیدگی میکنیم. خودم به عنوان مدیر شبکه در محافل فرهنگی و هنری شرکت میکنم. مثلا فیلم تنگه ابوقریب را میبینم. به تماشای تئاتر مینشینم. آخرین کتابها را رصد میکنم. موسیقی گوش میدهم. سعی میکنم خودم را در چنین فضایی نگه دارم تا هنگام صحبت با سردبیر و تهیه کننده خالی از ذهن نباشم. به نظرم ضرورت دارد یک مدیر که شبکه فرهنگی را اداره میکند در چنین محافلی باشد.

ولی مباحث فرهنگی کم نیست، حتی در کتاب دغدغههای فرهنگی رهبر معظم انقلاب تاکید شده ایشان برخی شبها از خواب میپرند که دلیلش، نگرانیهایی است که ایشان برای فرهنگ دارند. بنابراین بهتر نیست شما به مباحث جنجالی فرهنگی ورود کنید و حتی جدیتر و با اراده محکمتر؟ البته هزینههایی هم دارد.

میتوانیم ورود پیدا کنیم، اما تداوم پیدا نمیکند. ورود مهاجم وار به قضیه فرهنگی نتیجه صحیح به دنبال نخواهد داشت. مثل قضیه حجاب. پرداختن به برخی مباحث زماندار است. یک زمان باید ورود کرد و زمانی دیگر توقف. معضلات فرهنگی که بخشی از آنها اجتماعی و فرهنگی است، طیف زنجیرهوار نهادهای فرهنگی را به خودش مشغول میکند تا بتوانند معضل را حل کنند و کارکرد لازم را داشته باشد. ما میتوانیم بازوی رسانهای آموزش و پرورش باشیم و این نهاد را در حل معضلاتشان همراهی کنیم یا بازوی رسانهای تئاتر، کتاب، موسیقی و... باشیم و معضلاتشان را بگوییم.

چرا بازوی رسانهای هستید و نقش مطالبهگری ندارید؟

ما مطالبهگر هستیم، اما گاهی یک طرف مناقشه نمیآید. اینکه ما مناظرهای در رادیو فرهنگ داشته باشیم، اما راهکار دقیق ارائه نکنیم، یعنی مطالبهگری به نتیجه صحیح ختم نشده است.

اما شما ابزاری توانمند در دست دارید. چطور برخی برنامههای تلویزیونی بهدرجهای از تاثیرگذاری رسیده که میتواند وزیر مملکت را پای صحبت بیاورد. چرا شما از قابلیت رادیو استفاده نمیکنید؟

ما میتوانیم ورود کنیم و دست من هم بسته نیست، اما سیاستهای کلان سازمان این اجازه را نمیدهد به مساله ورود کنیم. مثلا پرداختن به موضوع نمایشگاه نقاشی خانممیلانی ممکن است نهتنها مساله را حل نکند، بلکه فقط تبعات را به همراه داشته باشد و فضا متشنج شود. ضمن اینکه ذات رادیو، تند و تیز نیست.

نود فردوسی پور، یک برنامه 22 ساله است که مورد حمایت قرار دارد و این گونه طراحی شده که به مباحث مناقشهزا در فوتبال بپردازد، اما فرهنگ اینطور نیست. در فرهنگ مسائل مردمی مطرح است. ضمن اینکه اقتصاد در فوتبال کلان است، اما در فرهنگ حرف اول را نمیزند. اینطور هم نیست که ما جریانسازی نکنیم. اتفاقا ما به معضلات ناشران،
بسته شدن چاپخانهها و... میپردازیم، اما زمانی بررسی میکنیم که هم دو طرف مناقشه باشند و هم اینکه راهکار مناسب ارائه کنیم.

گاهی نیاز نیست راهحل بدهید، بلکه از دستگاههای فرهنگی باید مطالبهگری کنید که کم کاری میکنند. میتوان همه معضلات را با حضور کارشناسان و با زبان نرم و محترمانه بیان کرد یا اینکه در قالب طنز بپردازید.

رادیو صبا به مباحث طنز میپردازد، اما رویکردش سرگرمی است و کاری به مباحث مناقشهزا ندارد. تجربه نشان داده ورود به مباحث تلخ خیلی تداوم پیدا نکرده است. اگر از برنامه نود حمایت نمیشد تا به امروز تعطیل شده بود. ما به مباحث تنشزا ورود میکنیم، اما تبعات خوبی برای رادیو ندارد. ضمن اینکه باید ملاحظات سازمانی را هم در نظر بگیریم. البته همیشه در این مواقع با تدبیر معاونان و مدیران از زوایای مختلف به معضلات پرداخت شده است. به عنوان نمونه ما میتوانیم به ارشاد در حوزه کتاب خرده بگیریم، اما مشکلات حوزه کتاب ریشه در اقتصاد دارد. مردم در ابتدا باید مسائل اقتصادی شان را حل کنند تا بعد به سبدهای فرهنگی مراجعه کنند. یا در بخش سینما ما به این مبحث میپردازیم که چرا فیلمهای طنز به سمت طنزهای جنسی رفته و در این حوزه هم روشنگری میکنیم.

ما به ستاد مشترک فرماندهی فرهنگی نیاز داریم که در حال حاضر این ستاد مشترک بین ارشاد، سازمان تبلیغات، آموزش و پرورش و صدا و سیما نیست که هفتهای یک جلسه داشته باشند و یک جا را هدف بگیرند. در واقع نهادهای فرهنگی جزیرهای عمل میکنند و این به سیاست هم لطمه زده است.

رادیو فرهنگ از گذشتههای دور برنامههای مجلس را پوشش میدهد. این در حالی است که در تضاد با ماموریت این شبکه است، چرا پخش برنامههای مجلس به رادیو ایران منتقل نمیشود که همخوانی بیشتری دارد؟

اگر بخواهیم برنامههای مجلس را از رادیو فرهنگ منفک کنیم، خطای استراتژیک کردهایم. ضمن اینکه پخش برنامههای مجلس، یعنی جذب مخاطبان نخبه. بسیاری از مسؤولان فرهنگی، اجتماعی، نظامی، سیاسی و... از رادیو ما شنونده اتفاقات مجلس هستند. ضمن اینکه برنامههای مجلس در طول این سالها در انحصار رادیو فرهنگ بوده است.

خب بعد از پایان برنامه مجلس، آن دسته از مخاطبان که علاقهمند پیگیری اخبار بودند، رادیو فرهنگ را خاموش میکنند. پس نمیتوان گفت مخاطب جذب کردهاید؟

ما هم تلاش کردهایم قبل و بعد از آن برنامههای فاخر پخش کنیم تا بتوانیم مخاطب را نگه داریم. به هر حال مجلس مهمان ماست و ما هم سعی میکنیم میزبان خوبی باشیم و جذب مخاطب کنیم. اتفاقا ایران صدا نشان میدهد روزهایی که در مجلس تنش میشود، ما در صدر مخاطبان هستیم و شبکه ما اول است.

یکی از گلایههایی که هنرمندان به رادیو فرهنگ دارند این است که این رادیو به هنرهایی همچون تجسمی، نگارگری، صنایع دستی، نقاشی و... کمتر میپردازد. در این باره راهکاری دارید تا به قول معروف دل این دسته از هنرمندان را به دست بیاورید؟

درست میگویند و این گلایهشان بجاست، اما استراتژی رادیو و اولویت با هنرهای شنیداری است؛ چون جنس رادیو اینطور میطلبد. ما در رادیو بیشتر موسیقی پخش میکنیم تا اینکه به سینما بپردازیم. یا به شعر بیشتر میپردازیم تا به تئاتر. پس باید هنرمندان این حق را به ما بدهند. این گلایه در حوزه ورزش هم وجود دارد و همیشه میگویند چرا فوتبال بیشتر نشان داده میشود، اما بسکتبال کمتر. دلیل این مساله هم این است که طرفداران فوتبال بیشتر است تا ورزشهای دیگر و اقتصاد آن هم کلان است. پس ما هم طبق سیاستگذاریها عمل میکنیم.

برنامه برای فارسیزبانان کشورهای همسایه هم پخش میکنید؟

بله برنامههایی با عناوین همزبانان هم داشتهایم و به فرهنگ، ادب، شعر، داستان فارسیزبانان همچون تاجیکستان، افغانستان و... پرداختهایم. یا برنامه فارسی با طعم شکر برای فارسی زبانان داشتیم که با اقبال
فارسی زبانان روبهرو شده بود.

بستری هم برای کشف استعدادها دارید؟

بله، با توجه به علایق ما به حوزه نویسندگی در قالب برنامه از واژه تا صدا، استعدادهای نویسندگی را کشف میکنیم.

در کل آماری از شنوندگان رادیو دارید؟

در مجموع رادیو 35 درصد مخاطب در سطح ایران دارد و از این تعداد 7 درصد سهم رادیو فرهنگ است. البته باید قبول کنید که پرداختیها در رادیو کم است، اما با وجود این رادیوییها تلاش میکنند برنامههای شنیدنی را برای مخاطبان تهیه کنند.

فاطمه عودباشی

رسانه