مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3443393643871288996
خبرنگار آمریکایی از موفقیت چین در توقف ماشین پروپاگاندای غرب می‌گوید

چین چگونه تهاجم رسانه‌ای غرب را خنثی کرد؟

چین با کنترل فضای رسانه‌ای داخلی و تلاش برای نشان دادن غرض ورزی غربی‌ها به مردم خود توانسته ژورنالیسم غربی را از چشم خیلی از چینی‌ها بیندازد. به نظر می‌رسد در شرایط کنونی که تحرکات وسیع در شبکه‌های فارسی زبان معاند و اظهارات علنی مقامات آمریکایی مبنی بر ایجاد یک کارزار رسانه‌ای ضد ایران نشان از شدت گرفتن هجمه تبلیغاتی غربی‌ها ضد ایران دارد، می‌توانیم درس‌های خوبی از نحوه مقابله با غربی از چین‌ها فرا بگیریم.

بتانی آلن، خبرنگار آمریکایی حوزه امنیت ملی که سالها درخصوص چین تحقیق کرده است در مقالهای که در مجله آمریکایی فارن پالیسی منتشر کرده راز موفقیت چین در شکست تهاجم رسانهای غرب برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی چین و تحریک مردم ضدحکومت را بررسی میکند. نویسنده در توصیف دیدگاه چینیها به رسانههای غربی مینویسد: «خیلی از چینیها با این ایده موافق هستند که رسانههای غربی پوشش منصفانهای از اوضاع چین ارائه نمیدهند. خود من در جریان سفرهایم به چین بارها با این پرسش مواجه شده ام که چرا رسانههای غربی با چین دشمن هستند،از فروشندگان خیابانی در پکن گرفته تا دانش آموزان در نانجینگ تا رانندگان تاکسی در پایتخت باستانی چین یعنی شهر ژیان.»

حصارکشی تبلیغاتی

این خبرنگار آمریکایی معتقد است علت اصلی این مساله به کنترل فضای رسانهای داخل چین توسط حکومت که وی از آن به عنوان «سانسور» یاد میکند و نیز تبلیغات موفق رسانههای دولتی چین که آن را «پروپاگاندا» میخواند باز میگردد. وی میگوید این تبلیغات تا حدی موفق بودهاند که واژه «رسانههای غربی» در ذهن خیلی از چینیها بار منفی دارد. در توضیح تلاش چینیها برای کنترل فضای رسانهای، آلن مینویسد: «برای خیلی از چینیها، محتوای تولیدی رسانههای داخلی تنها محتوای موجود است. دولت چین وبسایتهای رسانههای غربی مانند رویترز و وال استریت ژورنال و بیبیسی را فیلتر کرده است و مردم صرفا با فیلترشکن میتوانند به محتوای سایتهای فیلترشده دسترسی داشته باشند،این یعنی اکثر چینیها از لنز رسانههای داخلی چین در فضای تلویزیون، اینترنت و رسانههای اجتماعی به اخبار خارجی دسترسی دارند.» نویسنده اذعان میکند که گرچه در عصر دیجیتال حصارکشی کامل فضای اینترنت بدون قطع آن ممکن نیست و چینیها با آگاهی از این امر تنها به اقدامات کنترلی بسنده نکردهاند. وی میگوید روی دیگر سکه تلاشهای چینیها برای بیاعتبار کردن منابع غربی است که روایت متناقضی با روایت رسانههای چینی ارائه میدهند. آلن مینویسد: «چینیها این باور را به مردم منتقل کردهاند که گزارشهای رسانههای غربی درخصوص چین غیردقیق، مبالغه آمیز و به طور هدفمند تحریف شده هستند و این باعث شده چینیها به محتوای رسانههای خارج از کنترل چین با دیده شک و تردید بنگرند.»

مستندسازی غرض ورزیها

در تشریح تلاشهای چینیها برای بیاعتبار ساختن رسانههای غربی، این خبرنگار آمریکایی مینویسد رسانهها و مقامات دولتی چین مدام میگویند که رسانههای غربی بهصورت هدفمند و سیستماتیک تصویر نادرستی از چین ارائه میدهند و مستنداتی نیز در تایید این غرض ورزی ارائه میکنند. او مینویسد: «رسانههای دولتی چین و سخنگویان دولت چین مدام این مساله را مطرح میکنند که رسانههای غربی نقاط ضعف چین را پررنگ میکنند، در نقش چین به عنوان یک تهدید منطقهای اغراق میکنند و دستاوردهای آن را نادیده میگیرند. تاکنون تعداد بسیار زیادی مقاله در رسانههای چین در این خصوص منتشر شده است. برای مثال روزنامه دولتی گلوبال تایمز تا کنون مقالات متعددی در تقبیح روایت رسانههای غربی از تحولات چین بخصوص تبلیغات منفی در مورد مناقشه دریای چین جنوبی و تلاش آنها برای تحریک افکار عمومی ضد چین منتشر کردهاست. چینیها میگویند رسانههای غربی مدام در پوشش تحولات دریای چین جنوبی بر تهدید بودن چین تاکید و سعی میکنند این باور را القا کنند که رشد چین میتواند باعث بیثباتشدن نظم منطقهای یا جهانی شود. رسانههای چینی همچنین به انتقاد از رویکرد رسانههای غربی درخصوص بحران کرهشمالی میپردازند و از اینکه چین مسؤول عاریسازی منطقه از تسلیحات اتمی دانسته میشود شکایت میکنند. حتی پایگاه 21CN که توسط شرکت مخابرات دولتی چین اداره میشود سایتی مجزا را در خصوص پوشش منفی رسانههای غربی از تحولات چین اداره میکند که در آن به بررسی موارد مستند از غرض ورزی رسانههای غربی میپردازد.» آلن مینویسد: چینیها موفق شدهاند با قبولاندن ادعای منصف نبودن غربیها و نیز کنترل فضای رسانهها روایت غالب را تولید کنند و دست برتر را در جنگ تبلیغاتی داخلی داشته باشند. رسانههای داخلی چین همچنین بر امید دادن به مردم و انتقال «انرژی مثبت» تاکید دارند و از انتشار اخبار بسیار منفی خودداری میکنند. وی مینویسد: »این رویکرد بسیار موثر بوده است. اگر چینیها چیزی را بخوانند که احساس کنند محتوای ضدچینی دارد، چه هنگام سفر به خارج از چین یا استفاده از وی پی ان برای دسترسی به وبسایتهای فیلتر شده، کمتر از استدلالهای غربیها تاثیر میپذیرند.»

درسهایی که میتوانیم بگیریم

به نظر میرسد راز موفقیت چینیها در ایستادگی مقابل تهاجم رسانهای غرب را میتوان در یک کلمه خلاصه کرد: اعتمادزدایی.

به نظر میرسد چینیها در آگاهی دادن به مردم خود درخصوص غرضورزی غربیها و واکسینهکردن آنها قوی عمل کردهاند و توانستهاند جلوی موفقیت تلاش رسانههای غربی برای اعتمادسازی را بگیرند. متاسفانه خلآ چنین اقداماتی در فضای رسانهای کشورمان احساس میشود. به نظر میرسد رسانههای کشورمان در آگاهی دادن به مردم کمکاری داشتهاند تا خیل کثیری از مردم کشورمان هنوز گمان کنند که مرغ همسایه غاز است و غربیها راست میگویند. گذشته از مردم، بخش قابل توجهی از خبرنگاران ایرانی نیز گمان میکنند رسانههای غربی کاملا به اصول حرفهای وفادار هستند و روایتی دقیق از تحولات ایران ارائه میکنند. این در حالی است که در گزارشهای رسانهای این صفحه در روزهای گذشته مثالهای نقض فراوانی را بررسی کردیم. متاسفانه شاهد هستیم رسانههای داخلی هشدارهای لازم را به مردم نمیدهند و بررسی جانبداری رسانههای غربی منحصر به رسانههایی چون ایرنا شده است که آن نیز با انتشار مقالاتی که به نظر میرسد در اوج بیحوصلگی نگاشته شده اند مشغول انجام وظیفه است. متاسفانه بخشی از جامعه بهجای اینکه به رسانههایی چون بیبیسی که با هدف تبلیغات منفی ایجاد شد و در کودتای 28 مرداد نقش داشت بیاعتماد باشند، از اخبار جهتدار آن نقل قول میکنند.

غفلت نکنیم

شاید بازخوانی سخنان رهبر معظم انقلاب در این خصوص در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس خبرگان که پنجشنبه هفته پیش برگزار شد خالی از لطف نباشد. ایشان در این دیدار فرمودند: امروز نظام اسلامی با یک جنگ همه‌جانبه‌ اقتصادی مواجه است که از یک اتاق جنگ و با دقت و اهتمام کامل هدایت می‌شود اما در کنار این جنگ، یک جنگ مهم رسانه‌ای و تبلیغاتی نیز در جریان است که بیشتر اوقات از آن غفلت می‌شود. نباید فضای عمومی کشور به‌گونه‌ای شود که اقدامات و تبلیغات مثبت، قابل باور نباشند اما سخن دروغ دشمن قابل باور شود زیرا این وضعیت بسیار خطرناک است.

علیرضا هاشمی

بینالملل