مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3438305456545921705
سلفی با چوبه دار

قـاتل دوچرخه سوار

در این صفحه زندگی قاتلان و تبهکاران معروف ایران که سرنوشتی جز چوبه دار نداشتند، به نوعی از زبان خودشان مرور می‌شود.

فرید بغلانی، معروف به قاتل دوچرخهسوار ، چهارمین قاتلی است که سراغ او رفتهایم.

سال 1347 در یکی از شهرهای جنوبی کشور به دنیا آمدم . از نوجوانی حس تنفری نسبت به زنان پیدا کرده و از آنها بدم می آمد.

به همین خاطر از آزار زنان و مزاحمت برای آنها لذت می بردم. اذیت و آزارهایم ادامه داشت تا اینکه با شکایتی زنی دستگیر و به پنج سال زندان محکوم شدم. حس تنفرم از زنان در زندان بیشتر شد.

بهترین سال های عمرم را در زندان گذراندم و بعد از آزادی تصمیم به انتقام گرفتم. این بار برای اینکه زنان از من شکایت نکنند ، آنها را می کشتم. میله ای آهنی ترک دوچرخه ام بسته بودم و در مسیر محل کارم به خانه در خرمشهر، بهمنشیر و آبادان اگر زن یا دختری را تنها میدیدم به طرفش حمله کرده و با میله ضربه های مرگبار را به سرش وارد میکردم.

کشتن زنان به من حس آرامش می داد و اضطرابی که در وجودم بود را از بین می برد. به همین خاطر هر وقت دچار اضطراب یا تنفر میشدم، زنان را می کشتم تا دوباره آرام شوم. البته یک پسر بچه هم در میان قربانیانم بود که او را به این دلیل که شاهد یکی از جنایت هایم بود کشتم. اگر او را نمیکشتم مرا لو می داد.

از سال 83 تا 87 ، 16 زن، دختر و یک پسر را کشتم . شهریور سال 87 آخرین طعمه ام زنده ماند و ماجرا جنایت های سریالی من لو رفت. او بعد از نجات از مرگ شکایتی را مطرح کرد و مشخصات مرا به ماموران داد.

چندین جلسه دادگاه برگزار شد من به قصاص محکوم شدم. با تائید حکم مجازاتم در دیوان عالی کشور ، 22 آبان سال 89 به دار مجازات آویخته شدم تا پرونده زندگی ام برای همیشه بسته شود.