مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3438304813954376785

طلاق به خاطر غرور

غرور مرد جوان، زندگی مشترک هفت ساله اش را نابود کرد. او عاشق همسرش بود، اما به خاطر غرورش هیچ وقت نتوانست به او ابراز علاقه کند و در نهایت مجبور شد در دادگاه خانواده تهران حاضر شود و درخواست طلاق دهد.

همسر این مرد که از غرور بیش از اندازه شوهرش خسته شده بود، وقتی در برابر قاضی دادگاه خانواده قرار گرفت، درباره ماجرای زندگیاش گفت: هفت سال است ازدواج کرده ام. در این مدت حتی یکبار هم از شوهرم توجه ندیدم. هفت سال با سختی زندگی کردم. همیشه چیزی در زندگی کم داشتم. نوید به من محبت نمیکرد. هر بار از او میپرسیدم دوستم دارد یا نه، جوابی نمیداد. در این مدت فقط روی من حساس بود و باید برای همه کارهایم به او حساب پس میدادم، ولی هیچ وقت به من محبت یا ابراز علاقه نکرد. نوید خیلی مغرور است. فقط ابراز علاقه نیست، او در همه موارد غرورش از همه چیز برایش بیشتر اهمیت دارد.

به خاطر غرورش بیشتر اطرافیانش را از دست داده است. حتی صمیمیترین دوستش را از دست داد. وقتی با او دعوا کرد حتی یک عذرخواهی هم نکرد و دوستی چند سالهشان را نابود کرد. او در مورد من هم همین رفتار را دارد.

وقتی دعوا میکنیم باید من بروم و منتکشی کنم. اگر قهر ما چند روز هم طول بکشد امکان ندارد کاری برای آشتی انجام دهد. فقط میخواهد حرف حرف خودش باشد. حتی اگر خودش هم قبول کند که حرف حق نمیزند، باز هم حاضر نیست کوتاه بیاید و باید حتما همانی شود که او میخواهد. هفت سال است که تحمل میکنم. در زندگیمان خیلی فداکاری و تلاش کردم تا زندگیمان را حفظ کنم، ولی دیگر تحمل ندارم. من هم در زندگی خواستهها و آرزوهای زیادی دارم که به هیچ کدامشان نرسیدم.

نوید یک محبت ساده را هم از من دریغ میکند و فقط دستور میدهد. دیگر نمیخواهم در کنار چنین مرد خودخواهی زندگی کنم. برای همین تصمیم خودم را گرفتم و پیشنهاد طلاق دادم. نوید هم به خاطر همان غرور بیش از حدش قبول کرد که از هم جدا شویم و مخالفتی با این موضوع نداشت.

در ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم از همان روز اول آشنایی با اخلاقم آشنا بود. خودش میداند که اگر او را برای ازدواج انتخاب کردم حتما دوستش داشتم. اگر روی او حساس هستم به خاطر علاقهام است، اما من مردی نیستم که این موضوع را به زبان بیاورم. او فقط از رفتارهای من ایراد میگیرد درصورتی که خودش هم بشدت مغرور است و مرتب لجبازی میکند. حاضر نیست به هیچکدام از حرف هایم گوش کند. حتی یک بار هم به حرفم گوش نداده؛ هرچه میگویم برعکس آن را انجام میدهد. من هم دیگر از کارهایش خسته شدهام. وقتی او مرا نمیخواهد و دوست ندارد در کنارم زندگی کند، من هم نمیتوانم اصرار کنم. من عاشقانه با او ازدواج کردم ولی نمیخواهم برای نگهداشتن او التماس کنم.

در پایان قاضی از این زوج خواست برای حل مشکلشان به یک مرکز مشاوره مراجعه کنند و از جدایی منصرف شوند.

لجبازی به اندازه خیانت خطرناک است

قاسم زاد، روانشناس در اینباره میگوید: یکی از مواردی که میتواند زندگی مشترک را به نابودی بکشاند، غرور و لجبازی است.

در واقع لجبازی زمانی روی میدهد که فرد غرور خود را در حال شکست میبیند و به هر نحوی حاضر است قدرت خود را نشان دهد تا بازنده نباشد. وجود این خصوصیت اخلاقی در زن و شوهر باعث میشود زندگی مشترک به صحنه مسابقه تبدیل شود و زن و شوهر درصدد برنده شدن باشند. لجبازی در واقع یک رفتار مقابلهای است که فرد برای دفاع از خودش دست به کارهایی میزند تا به طرف مقابل نشان دهد قدرت من کمتر از تو نیست و تو نمیتوانی من را شکست داده و تحت کنترل در بیاوری. همین مساله و اصرار برای حفظ غرور و قدرت، ممکن است عواقب بدی را در زندگی مشترک ایجاد کند و حتی به جدایی زوج ختم شود. زوجهایی که عاشق هم هستند و از همه نظر میتوانند در کنار هم خوشبخت باشند ولی تنها به خاطر حفظ غرورشان تا جدایی هم پیش میروند. در واقع میتوان گفت که لج و لجبازی به اندازه خیانت برای زندگی مشترک خطرناک است. وقتی لجبازی بین زن و شوهر اتفاق بیفتد، اگر هیچکدام از آنها سعی نکنند این مشکل را بر طرف کنند، زندگیشان رو به تعارض میرود. بنابراین زن و مرد بهتر است در زندگی مشترک کمی فداکاری داشته باشند و بدون جنگ و لجبازی کمی از غرور خود کاسته و در کمال آرامش با هم صحبت کنند تا اختلافات زندگیشان را از بین ببرند.

سیما فراهانی