مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3392279980404985272
نقد و بررسی گیم The Banner Saga 3

سفر به فرهنگ وایکینگ‌ها

لابه‌لای محتواها و آثار متعددی که براساس فرهنگ‌ها، تاریخ‌ها و اساطیر مختلف تولید می‌شود، آثاری که درباره اساطیر وایکینگ‌ها ساخته شوند، بسیار کم هستند و میان آثاری با تم یونانی گم می‌شوند. (البته این مظلومیت، بیش از هر چیز شامل حال فرهنگ‌های غنی ایران، هند، چین و دیگر کشورهایی می‌شود که مانند معادن طلای خفته در انتظار حفاری هستند) اما اگر به فرهنگ وایکینگ‌ها علاقه‌مند باشید، Banner Saga می‌تواند برایتان جذاب باشد.

قسمت سوم این سری، مانند دو سری قبل، توسط stoic ساخته شده و اگر نمیدانید Stoic به دست کارمندان سابق Bioware (خالق مس افکت و دراگون اِیج) تاسیس شده است. دو قسمت قبلی این نقشآفرینی در بهدست آوردن دل مخاطبان و صاحبنظران موفق بود و مطابق انتظارات، این قسمت هم توانسته بهخوبی عرض اندام کند.

خانه شانزدهم

قسمت جدید Banner Saga مانند قسمت دوم از ادامه داستان یکپارچه و ادامهدار مجموعه آغاز میشود؛ یعنی از فصل شانزدهم. بنابراین اگر میخواهید این نسخه را تهیه و تجربه کنید، حتی ویدئوی خلاصه داستان دو قسمت قبل کمکی به شما نخواهد کرد. قطعا با گنگی بسیاری روبهرو شده و مجبورید بارها چند بلوک فرضی روایت را با تخیل خود بسازید و کنار هم بچینید. اما فارغ از این مساله که بنا به دغدغه، سلیقه و فرصت روزانه مخاطب میتواند منفی یا مثبت محسوب شود، هنوز هم با طراحی بسیار چشمنواز و گیرایی روبهرو هستیم که کنار یک سیستم مبارزه موفق و موسیقی ارکسترال و گوشنواز، با قدرت تمام فرمول کوبنده و حلال دو قسمت قبل را ادامه داده و با پایانی دیدنی و به یادماندنی، هواداران را بدرقه میکنند.

بحران در بحران

در حالی که مبنای قسمت اول روایتی از جنگ بود و قسمت دوم هجرت، قسمت سوم بر محور حزن و درماندگی استوار است. ظلمتی عالمگیر به آرامی دنیا را میبلعد، در این مهلکه دو گروه پررنگتر از دیگران هستند. یکی قبیلهای بزرگ با نژادی مرکب که همگی خود را در شهر آربرانگ بهعنوان آخرین جبهه امن حبس کردهاند و گروه دیگر، فرقهای محدود از مزدوران که با اسکورتی سحرآمیز به سمت کانون ظلمت در حرکتند، به این امید که شاید بتوانند اثر آن را خنثی کنند. برخلاف قسمتهای قبلی، خبری از یک دشمن خاص نیست و این بار، بزرگترین هماورد بازیکن، درگیریهای داخلی بین افراد و اختلافهای ریشهسوزانی است که مدام اوضاع را خرابتر میکند.

اوضاع وخیمتر از همیشه است و فتنههای پیاپی میان رجال سیاسی شهر عرصه را بر همه تنگتر میکند و همین امر موجب وخامت لحظه به لحظه اوضاع شده و باعث میشود شخصیتهای اصلی تصمیمهای خطرناکتر گرفته و دست به ریسکهای بزرگتر بزنند که بر اساس تصمیمهای گذشته شما ممکن است به از دست رفتن دائمیشان منجر شود.

اگر یک راست سراغ قسمت جدید بروید، از نظر سیستم مبارزه با مشکل خاصی روبهرو نخواهید شد، اما از نظر داستان، همانطور که اشاره شد به مشکل میخورید. برای مثال، بعضی شخصیتهای قسمت دوم-که عالی کار شده و روند پختگی را از ابتدا تا انتها طی کرده بودند- در قسمت سوم نهایتا چند خط دیالوگ دارند که ممکن است به شخصیتپردازی ضعیف تعبیر شود. از طرف دیگر، در آغاز یکباره بخش سوم، تنها یک تصمیم بزرگِ انتهای قسمت دوم به شما ارائه میشود و بقیه تصمیمها را خود گیم برایتان میگیرد و روایت از آنجا آغاز میشود. درباره بدهبستانهای شخصیتها هم توضیح خاصی دریافت نخواهید کرد.

اما اگر دو نسخه قبل را طی کرده و فایلهای ذخیره آنها را داشته باشید، قسمت سوم با توجه به شخصیتهایی که توانستهاید زنده به این بخش منتقل کنید و مجموع منابعی که در طول دو گیم گردآوری کردهاید، با زیرکی و استادی تمام روایت را شکل و شما را در تنگنا قرار داده و بحران و فاجعه را برایتان تعریف میکند.

نبردهایی نفسگیر

سیستم مبارزه با وجود برخی تغییرات، همان کلیت سابق را حفظ کرده است. سیستم نبردها سبک و سیاق جدولگونه و تاکتیکی دارد. عنصری موسوم به Strength معرف همزمان سلامت و قدرت ضربات شخصیت است. به این معنی که دریافت ضربات متعدد از دشمن، نه تنها از سلامت شخصیت کاسته، که قدرت ضربات او نیز کاهش مییابد. عنصر دیگری به نام Armor یا همان زره نیز وجود دارد و این با بازیکن است که تمرکز را بر تقویت کدامیک بگذارد. علاوه بر نبردهای معمول این سری، بخشهای موجی نیز اضافه شده که طی آنها باید با چند نیرو در مقابل سپاهیان دشمن ایستادگی کنید. در صورت تضعیف شدن، گزینه فرار از صحنه را دارید، اما اگر تا پایان دوام بیاورید، آیتمهای درجه یکی دریافت خواهید کرد که حسابی به دردتان میخورد.

ترکیب فاکتورهایی مانند تایمر رو به پایان روزهای پایان دنیا، انتخاب بین وقت طلایی که یا باید صرف رزمندههای بر خاک افتاده کرد یا نادیدهگرفتنشان، عمق استراتژیک و استرسآوری به بازی میبخشد. سیستم substitution یا جایگزینسازی در این قسمت، با توجه به تعداد شخصیتهایی که توانسته باشید در دو قسمت قبل زنده نگه دارید، میتواند بهشدت هیجانانگیز باشد. اگر تعداد شخصیتهایتان کم باشد، باید استرس از دست دادنشان را داشته باشید و اگر تعدادشان بالا باشد، برای استفاده از همه و تنوع بخشیدن به گیمپلی – که لذت وافری دارد – باید زحمت بیشتری برای مدیریت و تقویت دائم آنها بکشید.

به تمام این موارد، دشمنانی را اضافه کنید که از قسمتهای قبل قویتر و وحشیتر هستند و بعضی پس از نابودی منفجر میشوند و خانه چهارگوش محل حضور خود را طوری ترک میکنند که پا گذاردن در آن به از دست رفتن سلامتی منجر میشود و باید بشدت احتیاط
کنید!

سیاوش شهبازی