مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3389098919351583790
با محمدعلی نجفی، نویسنده، کارگردان، تهیه‌کننده و بازیگر

دهه 60 دهه طلایی سریال های تاریخی بود

محمدعلی نجفی هنرمندی چند‌منظوره‌ است. او در سینما، تلویزیون و معماری حضور موثری داشته و اولین سریال تاریخی بعد از انقلاب (سربداران) را در تلویزیون ساخته است.

نجفی جزو نامهایی است که سینمای نوین بعد از انقلاب را پایهریزی کرد و فیلم مهمی مثل جنگ اطهر را در بحبوحه انقلاب ساخت و در این خلال تجربه مدیریتش در ارشاد کمک کرد سینما از وضعیت انفعال درآید. این کارگردان اصفهانیتبار آثاری نظیر لیلهالقدر، لوحه صفورا، گزارش یک قتل، پرستار شب، زمین آسمانی، عشق طاهر، زاگرس، پرسه در شهر لاجوردی و سریال زمان شوریدگی را ساخته است. نجفی درآثار تاریخیای چون زمین آسمانی، معمای شاه و در چشم باد بازی کرده و سال قبل هم در جشنواره فیلم فجر برایش بزرگداشتی تدارک دیده شد.

آیا سریالسازی و فیلمسازی حرفه اصلی شماست؟

نه، حرفهام نیست. دغدغهام است و یک دریچه برای بیان دلمشغولیها، نگاه و افکارم. برایم فیلم دیدن در سینما بسیار ارزشمند است. سینما رفتن یک تفریح جمعی است که آدمها در آنجا به فردیت میرسند و درعین حالی که بین جمع فیلم میبینیم فردیت خودمان را حفظ میکنیم. این جهان برایم دلپذیر است. سریال و فیلمهایی که ساختهام ماحصل دغدغههایم در سالهای مختلف بود و نقاط ضعف و قدرت هم داشته. هر کدام از آثارم یک تجربه خاص برایم بوده است و تلاش کردم نگاه ساختارشکنانه و پست مدرن در آنها دیده شود. در سربداران همه دغدغهام پرداختن به مسائل اجتماعی بود. در آن دوران فکر میکردم به عنوان کسی که در پیروزی انقلاب سهم داشته باید بتوانم در فیلمهایم نگاه اجتماعی داشته باشم.

شما در حالی اوایل انقلاب سراغ ساخت سریال تاریخی سربداران رفتید که تا آن زمان چنین آثاری در تلویزیون کمتر ساخته شده بود. ساخت این سریال برایتان چه چالشهایی داشت؟

آن دوران، دوران گذر به فضای جدیدی بود و بالطبع ساخت سریالی با این ابعاد در تلویزیون واقعا کار دشواری بود. یکی از عواملی که باعث شد من این چالش بزرگ را انجام دهم تجربیاتم در معماری و شهرسازی بود، که در طراحی فضای سریال و اجرای آن خیلی به من کمک کرد. من با پروژههای بزرگ کاری بیگانه نبودم و در معماری آنها را تجربه کرده بودم. ایده اصلی ساخت این سریال به دهه 50 برمیگردد که تئاتر سربداران را در حسینیه ارشاد روی صحنه بردم و به نوعی وقوع انقلاب اسلامی را در آن سال (1351) پیشگویی کردم. سالهای بعدتر به ایتالیا رفتم و بازدیدی از استودیوهای شهرک سینمایی چینه چیتا داشتم و البته درباره ساخت دکورهای عظیم سریال سربداران هم بررسیهایی کردم. در این سریال استاد خورشیدی بهعنوان طراح در کنار ما حضور داشت. از تاثیرات دکتر علی شریعتی هم درباره ساخت این مجموعه نباید غافل شد.

در این سریال خیلی از بازیگران و عوامل جوان و تازه نفس در پشت و جلوی دوربین حضور داشتند که سالها بعد به عنوان نیروهای مستعد در تلویزیون فعالیت کردند...

این بحث بخصوص در گریم و طراحی مطرح شد و بازیگران جدیدی نظیر افسانه بایگان، امین تارخ، حسین محباهری و ... به سینما و تلویزیون معرفی شدند.

در دهه 60 شما و مرحوم علی حاتمی نسبت به ساخت آثار تاریخی اقدام کردید....

دهه 60 به نظر من به لحاظ تولید کارهای تاریخی دهه موفق و درخشانی بود و سریال زیبای تاریخی بوعلی سینا توسط کیهان رهگذر در این دهه ساخته شد. همچنین سریال هزاردستان علی حاتمی که هنوز هم از کارهای درخشان تاریخی تلویزیون است محصول این دهه است داریوش فرهنگ هم سریال موفق و کمدی ـ افسانهای یعنی سلطان و شبان را ساخت.

در دهه 70 هم ساخت سریال تاریخی با رویکرد مذهبی رونق گرفت ...

بله، مهدی فخیمزاده در این دهه دو کار تاریخی ـ مذهبی بزرگ ساخت. البته الگوهای ساخت این آثار تاریخی با فیلمهای تاریخی مهم سینما مثل بن هور بسیار متفاوت است و ویلیام وایلر در فیلم تاریخی مشهورش «بن هور» خیلی زیرکانه و در زیر لوای داستانی دراماتیک مبلغ اندیشههای مسیحیت و یهودیت بود. اما در سریالهای تاریخی ـ مذهبی ما در دهه 70 توجه زیادی به قصهگویی کلاسیک نمیشد و مباحث موردنظر شعاری و رو ارائه میشد.

البته ساخت آثار تاریخی در دهههای بعد به لحاظ کیفی ارتقا پیدا کرد. از نگاه شما دهه 80 به لحاظ تولید کارهای تاریخی در تلویزیون چگونه بود؟

در این دهه ـ با کمی بالا و پایین به لحاظ زمانی ـ دو کار بزرگ تاریخی تلویزیون یعنی امام علی(ع) و مختارنامه ساخته شد. کارهایی که به لحاظ تسلط تکنیکی و ساختاری داوود میرباقری کارهایی استاندارد بود. البته کارهای دیگری هم مثل ابراهیم خلیلا... هم ساخته شد. حسن فتحی هم در این دوران سریال تاریخی روشنتر از خاموشی را ساخت و نشان داد در حوزه ساخت سریالهای اجتماعی تبحر بیشتری دارد.

در دهه 90 روند تولید سریالهای تاریخی چگونه بود؟

در این دوران چند کار تاریخی مثل تبریز در مه و معمای شاه ساخته شد که کارهای متوسطی بود.

اوقات فراغتتان را این روزها چگونه میگذرانید؟

بیشتر رمان میخوانم و درگیر دنیای داستایوفسکی شدهام و بعد از دو مرتبه خواندن برادران کارامازوف احساس کردم که انگار در آن دوران هستم و دغدغههایم، دغدغههای شخصیتهای رمان است. درکنارش کار کولاژ هم انجام میدهم و فقط برای دلم این کار را میکنم.

جلال آل احمد از دست من حرص میخورد

دوران جوانیام در اواخر دهه 40 بود و مصادف بود با تحصیلم در دانشگاه ملی و تا حدی جوانی کردم. اما در آن دوران مسائل سیاسی و اجتماعی هم بین جوانها خیلی پر رنگ بود و در آن شرایط تحتتاثیر افکار بزرگانی نظیر آیتا... طالقانی، جلال آلاحمد، دکتر شریعتی و... بودم. یادم میآید در آن دوران یک جوان پرحرارت و اکتیو و مدام با جلال آلاحمد در حال گفتمان بودم و گاهی موارد ایشان از دست من حرص هم میخورد و بشدت احساسی با قضایا برخورد میکردم.

احمد محمد اسماعیلی