مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3363437289662182549
یادداشت

دل‌مان غنج می‌رود!

از بعد از تعطیلات عید و شروع روزهای کاری سال، رفته بودم توی نخ بیلبوردهای شهری پایتخت که در قالب گرافیک و کاریکاتور درباره حمایت از تولید داخلی، توی خیابان‌ها و بزرگراه‌های پایتخت علم شده بودند.

گوشی تلفن همراه توی جیبم بود و هر از چندی که پشت موتورسیکلت این طرف و آن‌طرف می‌رفتم، تا چشمم می‌خورد به یکی از اینها عکس می‌‎گرفتم که بتوانیم یک مجموعه‌ خوب راجع به این موضوع جمع کنم. بعد از دو سه هفته خوردم به تکرار. کفگیر سازمان فرهنگی و هنری بلدیه پایتخت در بها‌دادن به این موضوع در قالب گرافیک و کارتون خورده بود به ته‌دیگ؛ احتمالا به دلیل کمبود طرح‌ خوب. مسعود شجاعــــــی‌طباطبایــــــــی که پیش از اینها هم با برگزاری جشنواره کاریکاتور هولوکاست، اسم‍ش رفته بود توی لیست سیاه مجامع صهیونیستی و هر از چندی هم یکی از این مراکز برایش خط و نشان می‌کشیدند، حالا آستین همت بالا زده و با کمک حوزه هنری رفته دنبال همین موضوع.

نمایشگاه‌هاشان هم از هفته قبل در حوزه هنری برگزار و تا اوایل هفته بعد هم برقرار است. این حرکت نوید شیرینی دارد از واکنش هنرمندانه فرهنگی‌کارهای کشور نسبت به موضوعی که حالا دیگر فقط عنوان شعار سال را به یدک نمی‌کشد، بلکه تبدیل به یک دغدغه ملی و اجتماعی شده است. آنقدر که حتی نفرات اول و دوم مملکت هم دست به کار شده و از برندهای ملی حمایت می‌کنند.

غریبه که نیستید، اما وقتی که می‌نشینیم و خبر واکنش‌های به موقع حوزه‌های مختلف فرهنگی - از ادبیات و رمان تا سینما و هنرهای نمایشی و تجسمی - را نسبت به موضوعات و مقوله‌های روز‌شان می‌خوانیم، دلمان غنج می‌رود که کاش سینما و تئاتر و ادبیات هم آنقدر عِده و عُده داشت که این سرخط‌های مهم روز را به برگردان‌های هنری تبدیل کرده و در اختیار مخاطب ایرانی خودش بگذارد. چنین وضعیتی حالتی میانی را برای فرهنگ و هنر پدید می‌آورد که نه آنچنان منتزع از وضعیت روزانه زندگی شهروندان است که آدم‌های معمولی جامعه به آن بهایی ندهند و نه آنقدر مبتذل و سطح پایین که مصداق تولیدات کوچه‌بازاری باشد که تن به سخیف‌ترین ذائقه‌های بشری داده است. تولیداتی که در عین بهره بردن از زبان و ادبیات هنری و فرهنگی اما ناظر به مسائل ملموس و محسوس اجتماعی‌اند و هر فردی از هر طبقه فکری و اقتصادی می‌تواند با آنها ارتباط برقرار کند و آنها را بفهمد. امید که روزی همه صنایع فرهنگی‌مان اینچنین باشند.

محمدصادق علیزاده/ روزنامه‌نگار