مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3363436295277333654

رویکرد صنایع خلاق‌؛ تغییر راهبردی صنعت نشر

اخیرا تفاهم‌نامه‌ای میان «سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران» و «آموزش و پرورش» منعقد شد.

بر اساس این تفاهمنامه که با هدف تقویت نقشآفرینی دانشآموزان در مدیریت فرهنگی شهر تهران امضا شد، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با ایجاد تسهیلات برای بازدید گروهی دانشآموزان از موزهها و خانهموزههای زیرمجموعه سازمان و فضاهای فرهنگی و اماکن تاریخی و گردشگری راه را برای آشنایی دانشآموزان با فرهنگ شهر تهران هموار خواهد کرد. سازمان دانشآموزی نیز بعد از امضای این تفاهمنامه همکاری، با ایجاد تشکل درونمدرسهای «پیشتاز شهریار» و تولید محتوای آموزشی و تامین مربیان و استادان برای برگزاری دورههای مهارت تشکیلاتی و اجتماعی در فرهنگسراها و خانههای فرهنگ زمینه را برای نقشآفرینی دانشآموزان در برنامههای فرهنگی شهر تهران آماده میکند.

در میان موضوعاتی که در این تفاهمنامه وجود دارد، به نظر میرسد «باغ کتاب» نقش محوری دارد که بنا بر گفته مدیر آن در آیین امضای این تفاهمنامه، قصد دارد نگاه جدیدی را جایگزین تفکر سنتی در حوزه آموزش کند و هدف باغ کتاب را «کتابفروشی» نمیداند بلکه «ایجادکردن خواننده» میداند. در این راستا، باغ کتاب که در حال حاضر روزانه 2000 نفر بازدید گروهی دانشآموزی دارد، تلاش میکند با دراختیارقراردادن ۱۴ هزار متر مربع «مرکز بازیهای علمی»، دانشآموزان را در فضای بازیگونه به علم و دانش علاقهمند کند.

ضمن قدر دانستن این اقدامات، باید گفته شود برای اینکه ما بتوانیم سرانه مطالعه کشور را متناسب با سابقه فرهنگی کشورمان افزایش دهیم، نیاز به زنجیرهای از اقدامات است که شاید ایجاد یک مکان به وسعت ۳۰ هزار متر مربع در پایتخت کشور، اولویت اول نباشد. بیش از همه چیز ما نیاز داریم نگاهمان را به نشر تغییر دهیم. تا زمانی که نگاه ما به نشر از جنس یک صنعت وابسته به نفت است و معتقد باشیم برای اینکه کتاب وارد سبد مصرفی خانوار شود حتما باید یارانه به آن تعلق گیرد، بقیه زنجیره هم مطابق آن پیش خواهد رفت.

نگاه به نشر به عنوان یکی از اجزای اصلی صنایع خلاق در جهان امروزی، میتواند گرهگشا باشد. اگر بخواهیم با رویکرد صنایع خلاق، صنعت نشر در کشور را توسعه دهیم و زنجیره ارزش آن را ایجاد کنیم، نیاز است بخشهای مختلف این صنعت، متناسب با هم رشد کند. اگر دانشآموزان را در یک شهر به باغ کتاب میبریم تا نگاه جدید به علم و دانش بیابند، باید همزمان اقدامات بزرگ دیگری انجام دهیم. بازیگران مختلف این عرصه باید هر کدام نقش جدید خود را بشناسند و با همافزایی با سایر بازیگران، به توسعه زیستبوم کمک کنند تا از این توسعه خود نیز منتفع شوند.

دولت باید در عمل، نه در شعار، به کاهش تصدیگری خود و مردمی کردن این صنعت پایبند باشد. دولت باید با تنظیم لوایح و قوانینی به صورت شفاف تصمیم خود را در رابطه با عضویت در کنوانسیون برن (کپی رایت)، مردمی کردن ممیزی کتاب و همچنین شفافیت یارانههای کاغذ و خرید کتاب اعلام کند. تصمیم هر چه باشد، اعلام آن بهتر از ابهام و تردید هر روزه آن است. دولت باید برنامه عملیاتی برای نهاد کتابخانههای عمومی آماده کند تا در هر شهری بتوان امکاناتی شبیه پارک علمی باغ کتاب را برای دانش آموزان ایجاد کرد. همچنین دولت و حاکمیت باید بتوانند با اجرایی کردن قانون حمایت از مولفان در سطح ملی، از کپیهای غیرقانونی کتب در فضای مجازی جلوگیری کند. این اقدام بزرگترین کاری است که دولت برای حمایت از کتاب الکترونیک - که در آینده رشد قابل توجهی خواهد داشت - میتواند انجام دهد.

بخش خصوصی و بازار باید بداند اگر بازگشت سرمایه در این صنعت، کمی زمانبر است، اما سود حاصل از آن میتواند مانند کشورهایی که رونق بازار نشر را تجربه میکنند، قابل توجه باشد. بخش خصوصی باید نگاه سنتی چند دهه قبل را فراموش کند و به بازار نشر به عنوان یک صنعت خلاق نگاه کند؛ بازاری که در آن کتاب الکترونیک سهم قابل توجهی دارد و همچنین ارتباط آن با سایر صنایع خلاق مانند سینما، بازی ویدئویی و اسباب بازی جدی است.

در این میان توجه به خواست و سلیقه مردم باید در دستور کار ناشران قرار گیرد. قشر فرهیختهتر مردم نیز باید بدانند که در دنیای رسانههای نوین، همین مردم هستند که باید نقش رسانه را در این عرصه بازی کنند. معرفی کتب خوب، هدیه دادن کتاب در مناسبتهای مختلف، کتابخوانی در منزل جهت ایجاد عادت کتابخوانی در کودکان و اضافه کردن کتاب به سبد مصرفی خانوار میتواند سادهترین اقدامات باشد. کار سختی نیست. پژوهشها اثبات کردهاست افرادی که ۹ کتاب غیردرسی را پشت سر هم میخوانند، دیگر نمیتوانند لذت کتابخوانی را ترک کنند و به آن اعتیاد پیدا میکنند. بیایید آن را تجربه کنیم، تا در آینده نزدیک شاهد باشیم وقتی از دانشآموزان میپرسیم «در آینده چه شغلی میخواهی داشته باشی؟» با افتخار بگویند «نویسندگی». بدانیم برای رونق صنایع خلاق، راهی بجز در اختیار داشتن تولیدکنندگان حرفهای محتوا نداریم.

قاسم صفایینژاد

دانشجوی دکتری مدیریت رسانه