مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3361506243748632887
معمای پلیسی

جسد سوخته سرایدار

ساعت 7 صبح یکی از روزهای گرم تابستانی سروان رضوانی در جریان آتش‌سوزی منجر به مرگ سرایدار36ساله‌ای به نام منصور در یک‌ساختمان شش طبقه مربوط به شرکت تبلیغاتی در محدوده مرکزی شهر قرار گرفت.

سروان رضوانی با سرعت بهراه افتاد و دقایقی بعد در محل حاضر شد و تحقیقات را آغاز کرد.

ستوان یاوری افسر تجسس کلانتری در مورد چگونگی بروز حادثه گفت:ساعت حدود شش صبح از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110 در جریان حادثه آتشسوزی قرار گرفته و در کمتر از
5 دقیقه در محل حاضر و اوضاع را تحت کنترل در آوردیم. ماموران آتشنشانی نیز بسرعت عملیات اطفای حریق را آغاز کردند و خوشبختانه با تلاش آتشنشانان حریق در طبقه اول که اتاق نگهبانی در آنجا مستقر است کنترل شد و به طبقات بالاتر و ساختمانهای اطراف سرایت نکرد، اما متاسفانه در این حادثه نگهبان ساختمان جانش را از دست داد.

ستوان یاوری افزود: منصور36 ساله مدت ده سال در این شرکت مشغول به کار بوده و شبها را همین جا سپری میکرده و مورد وثوق مدیران شرکت بود.

وی پس از این که توضیحاتی درباره شرکت تبلیغاتی که در ساختمان مستقراست داد، یادآور شد: خبر آتشسوزی را همسایگان اعلام کردند ضمن اینکه فرهاد مدیرمالی شرکت نیز زمانی که ما رسیدیم در اینجا حضور داشت.

وی توضیح داد: هنوزعلت اصلی آتشسوزی مشخص نشده و آتشنشانان در حال بررسی هستند.

سروان رضوانی پس از شنیدن گزارش ستوان یاوری همراه وی به بررسی صحنه حادثه پرداخت.

مرکز اصلی آتشسوزی اتاقک استراحت منصور در ضلع جنوبی ساختمان بود؛ یک اتاق کوچک که وسایل داخل آن سوخته و هنوز آثار دود در آن دیده میشد. جسد سوخته منصور در کف اتاق جلب نظر میکرد. عمق سوختگی در جسد به حدی بود که قابل شناسایی نبود. شواهد حکایت از آن داشت که آتش از همین اتاق آغاز و در فضای طبقه اول گسترش یافته بود.

فضای سالن طبقه اول نیز دودآلود و دیوارها سیاه شده بودند.

سروان رضوانی پس از بررسی دقیق جسد پای صحبتهای رئیس شرکت که تازه به محل رسیده بود، نشست.

وی که بشدت مضطرب و نگران بود به سروان رضوانی گفت: ما در شرکت همه مسائل امنیتی و پیشگیرانه را پیشبینی کرده بودیم و واقعا در حیرتم چگونه این آتشسوزی رخ داده بخصوص اینکه منصور هم بسیار محتاط وهوشیار بود.

وی افزود: منصور ده سال است که با ما همکاری میکند. او کاملا مورد تائید ما بود و در تمام این سالها کوچکترین مشکلی با او نداشتیم. او روزها کارهای پیک ما را انجام میداد و آنقدر به وی اطمینان داشتیم که تمام چکها را او نقد میکرد و چون خانوادهاش در شهرستان هستند، شبها اینجا میخوابید. البته مدتی بود که در فکر ازدواج بود و دنبال جایی برای اجاره میگشت.

مدیر شرکت در ادامه صحبتهای خود، گفت: آخرین بار دیروز او را دیدم، ظاهرا میخواست نکتهای را بگوید، چون برای جلسهای عجله داشتم، گفتم بعدا صحبت میکنیم که این اتفاق افتاد و....

وی یادآور شد که از دیروز بعدازظهر ظاهرا دوربینهای مداربسته شرکت دچارمشکل شده و از کار افتاده بودند.

سروان رضوانی پس از این که چند سوال از وی کرد به تحقیق و پرسوجو ازهمسایگان پرداخت.

منوچهر مرد 72 ساله که خانهاش درست روبهروی ساختمان حادثهدیده قرار داشت به سروان رضوانی گفت: ساعت حدود شش صبح در آشپزخانه بودم که یک لحظه از پنجره آشپزخانه چشمم به ساختمان روبهرو افتاد، در ساختمان باز و دود و آتش ازطبقه اول زبانه میکشید، باعجله خودم را به خیابان رساندم و درعین حال همسایهها را هم مطلع کردم هر لحظه زبانه آتش بیشتر میشد و با آتشنشانی تماس گرفتیم. لحظاتی بعد فرهاد یکی ازمدیران شرکت نیز خودش را رساند و فریاد زد منصور داخل ساختمان است، اما به خاطر حجم آتش کاری از دست هیچکدام از ما ساخته نبود و....

سروان رضوانی پس از چند دقیقه سراغ فرهاد، مدیر مالی و اداری شرکت که در زمان وقوع آتشسوزی در محل حضور داشت رفت و به بازجویی از وی پرداخت.

فرهاد با حالتی آشفته و صدایی لرزان گفت: به خاطربستن حسابها امروز زود به شرکت آمدم، همین که جلوی در رسیدم متوجه حضورهمسایگان و آتشسوزی شدم چون میدانستم که منصور داخل ساختمان است در ورودی را باز کردم و سعی کردم وارد ساختمان و اتاق منصور شوم، اما حجم آتش و دود آنقدر زیاد بود که نتوانستم کمکی بکنم.

فرهاد توضیح داد که منصور بسیار فرد
وظیفه شناس و متعهدی بود و همه کارکنان شرکت وی را دوست داشتند و قطعا همه از این حادثه متاثر و غمگین هستیم.

سروان رضوانی پس ازبازجویی از فرهاد دقایقی با فرمانده آتشنشانان صحبت کرد.هنوز علت آتشسوزی دقیقا مشخص نشده بود اما فرمانده آتش نشانی اعتقاد داشت که به احتمال زیاد آتشسوزی تصادفی نبوده است.

سروان رضوانی پس از اینکه یکبار دیگر آنچه را که اتفاق افتاده بود از نظر گذراند
رو به ستوان یاوری گفت با نظر فرمانده آتشنشانی موافقم آتشسوزی عمدی بوده و فرهاد مدیر مالی و اداری شرکت مسبب اصلی این حادثه است.

شما خواننده عزیز برای ما بنویسید سروان رضوانی از کجا فهمید فرهاد در آتشسوزی و این جنایت نقش داشته است؟ اگر داستان را به دقت بخوانید حتما متوجه خواهید شد. پاسخ خود را همراه نام و نام خانوادگی به شماره 300011224 پیامک کنید.

حمید موفق