مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3361502652073460510
تصادفی که به جنایت گره خورد

مجرمانی با شخصیتی متفاوت

امیر‌علی فقط هفت بهار از زندگی‌اش گذشته بود. اوایل خرداد امسال او برای بازی از خانه‌شان در یکی از محله‌های بندر امام خمینی‌(ره) ماهشهر بیرون رفت و ناپدید شد و خانواده‌اش ردی از او به دست نیاورند.

چند روز از این ماجرا گذشته بود که خانواده او با خبر شدند پلیس توسط کارگران شهرداری حوالی فرودگاه آبادان جسد سوخته کودکی را یافته است. آنها احتمال دادند وی همان پسر گمشدهشان است و زمانی که جسد را در پزشکی قانونی دیدند هویت او را تائید کردند. هنوز معلوم نبود او چطور به قتل رسیده و جسدش به آتش کشیده شده است.

ماموران پلیس ماهشهر تحقیقات را ادامه دادند تا اینکه معلوم شد جسد را یک زن و دختر جوان که سرنشینان خودرو پژو نوک مدادی بودند به آنجا آورده و به آتش کشیدهاند. در پی تجسسهای پلیسی مالک خودرو که همسایه مقتول بود شناسایی و او همراه دختر 17سالهاش بازداشت شد. این مادر و دختر اظهارات ضد و نقیضی مطرح کردند، اما زمانی که پلیس لکههای خون روی صندلی خودرویشان را با گروه خونی مقتول بررسی کرد معلوم شد خون بهجامانده متعلق به پسر خردسال امیرعلی است.

دختر 17 ساله به افسر تحقیق گفت: من بدون گواهینامه گاهی با خودروی مادرم بیرون میرفتم. آن روز هم او خواست خودرو را بیرون ببرم و پارک کنم که هنگام پارک خودرو متوجه امیرعلی در کوچه نشدم و ناخواسته او را زیر گرفتم که باعث مرگ او شد. مانده بودم با جسد چه کنم. چون اختلاف جزئی با خانوادهاش داشتیم میترسیدم حرفهایم را باور نکنند. جسد او را در خودرو گذاشتم و ماجرا را به مادرم گفتم. دو نفری جسد را بردیم اطراف فرودگاه و با ریختن بنزین آن را به آتش کشیدیم. بعد از این کار پشیمان شدیم، اما خیلی دیر شده بود.

تجربه قتل کودکان در سال 96 و مجازات قاتلان و تکرار آن در سال 97 نشان داد برای پیشگیری فقط مجازات کافی نیست و باید با ریشه یابی این جنایتها و شناسایی انگیزه قتل کودکان از تکرار آن جلوگیری کرد. همچنین خانوادهها باید آموزشهای لازم را به فرزندان درباره ارتباط با افراد غریبه بدهند. در گفتوگو با محسن
مدیر روستا، بازپرس دادسرای جنایی تهران انگیزه این قاتلان را ریشهیابی کردیم.

مجرمانی که کودکان را مورد آزارو اذیت قرار داده یا به قتل میرسانند، چگونه شخصیتی دارند؟

برخی از این افراد پرخاشگر هستند و شرایط مناسب و سابقه خوبی در محیط خانوادگی ندارند و فاقد پایگاه اجتماعی مناسب هستند. برخی مواقع آنها درونگرا بوده و بسیار آرام و گوشهگیرند که حتی بعد از دستگیری بابت بزهشان خانواده و اطرافیان باورشان نمیشود آنها مرتکب جرم
شده باشند. گاهی این افراد کم یا زیاد دچار اختلالات روانی هستند که باید از سوی پزشکی قانونی بررسی شوند. برخی هم برای اینکه هویتشان بعد از جرم فاش نشود کودک را میکشند.

گاهی دیده میشود قاتل یا متجاوز خودش فرزندی در سن قربانی دارد.
یک فرد با تجربه حس پدری چرا دست به این کار می
زند؟

گاهی مرتکب بزهکار فرزندانی دارد، اما حس پدری یا مادریاش در زمان ارتکاب جرم باعث نشده او جرمش را انجام ندهد. در پروندهای مردی به اتهام کودکآزاری کودکان در پارک بازداشت شده بود. او خودش دو فرزند داشت. شاید اگر او به فرزندانش فکر میکرد به کودکان آسیب نمیرساند.

اطلاعرسانی در این باره باید به چه صورتی باشد که احساس وحشت ایجاد نکند؟

اطلاعرسانی با هشدارهای مناسب برای کاهش جرایم خوب است. باید از نظرات کارشناسان برای هشدار دادن به کودکان و والدینشان استفاده کرد. در موقع اطلاعرسانی اخبار مرتبط با آزار و اذیت یا قتل کودکان باید توجه شود حریم خانوادههای آسیبدیده، مقتول یا مجنون علیه حفظ و باعث سرخوردگی کودک در زندگی و آیندهاش نشود.

قاتلان کودکان اغلب زن هستند یا مرد؟ علاوه بر آن انگیزههایش برای جنایت کودکان چیست؟

نمیتوان بدرستی گفت قاتلان میتوانند همیشه زن یا همیشه مرد باشند. انگیزه اینگونه مجرمان متفاوت است، عصبانیت و خشم، مصرف موادمخدر، انتقامگیری و قربانی کودکآزاری شدن در کودکی و... از مهمترین انگیزههاست.

ممکن است مجرم در کودکی قربانی خشونت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشد و در بزرگسالی به قصد انتقامگیری خودش هم به همان بزه دست بزند. در پروندهای پسر جوانی چون در کودکی قربانی آزار و اذیت شده بود مدعی بود نمیخواسته کودک دیگری چنین بلایی سرش بیاید و آن کودک را به همین خاطر کشته است.

گاهی فرد مجرم برای فرار مجازات ادعا میکند تحت تاثیر مصرف شیشه و مشروبات الکلی به این جنایتها دست زده. این ادعا در مجازات تاثیری دارد؟

در پروندهای مادری دست به قتل دو کودکش زده بود. در نخستین جنایت گفته بود کودک گریه کرده وچون نتوانسته آرامش کند، او را خفه کرده است. بعد از چند سال او دوباره صاحب پسری شد و نام فرزند اولش را بر او گذاشت. او این فرزندش را هم به زمین کوبید که باعث مرگ او شد. متهم مدعی بود تحت تاثیر مصرف شیشه فرزندش را کشته است. در پرونده دیگری پدری شیشه مصرف کرده و کودکش را زخمی کرده بود و بعد گفته بود گمان میکرده ضربهها را به متکا
زده است نه فرزندش. طبق ماده 307 قانون مجازات اسلامی؛ ارتکاب جنایت در حالت مستی و نبود تعادل روانی بر اثر مصرف موادمخدر و روانگردان و مانند آن موجب قصاص است مگر آنکه ثابت شود بر اثر مستی و نبود تعادل روانی مرتکب بهطورکلی مسلوبالاختیار بوده که او در دادگاه محکوم به پرداخت دیه و مجازات تعزیری میشود. اما اگر معلوم شود مرتکب خود را برای چنین عملی مست کرده و علم آن را داشته که مستی و نبود تعادل روانی وی و لو نوعا موجب ارتکاب آن جنایت از جانب او میشود، قتل عمدی محسوب میشود.

تشکیل پرونده شخصیت برای اینگونه مجرمان لازم است؟

برای افرادی که دست به جرایمی این چنینی میزنند و کودکان را مورد آزار و اذیت قرار میدهند یا آنها را به قتل میرسانند باید پرونده شخصیت تشکیل شود. این پرونده متشکل از نظریه کارشناسان پزشکی قانونی و روانپزشکان درباره شخصیت فرد مجرم است. آنها درباره وضعیت روانی و جسمانی او تحقیق میکنند، وضعیت خانوادگیاش را بررسی میکنند و شرایط ابتلا به جنون او در زمان جرم را تشخیص میدهند.

پرونده شخصیت در اختیار قضات دادگاه قرار میگیرد که قصد محاکمه متهم را دارند تا آنها با توجه به پرونده شخصیتی او مجازات متناسبی نسبت به جرم، برای وی صادر کنند.