مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3361500439533859530

قتل مر موز مهندس پرواز - قسمت سوم

در شماره قبل خواندید؛ جسد جوزف در داخل خودرویش حوالی فرودگاه کشف شد. دو گلوله به سینه‌اش اصابت کرده و مرگ او را رقم زده بود. کارآگاهان به تحقیقات در این رابطه پرداخته و متوجه شدند، او بعد از جدایی از همسرش به تنهایی زندگی می‌کرد.

مک، همکار جوزف در تحقیقات مدعی شد که مقتول خیلی کم حرف بود و در زندگی عاشق دخترش بود. در ادامه مشخص شد که جوزف با مادرش ارتباط نزدیکی داشته و کارآگاهان برای کشف سرنخی از جنایت سراغ او رفتند.

مادر جوزف در جریان تحقیقات گفت: گاهی که جوزف با من درد دل میکرد، فقط از الیا میگفت و اینکه آرزویش این بود که با او زندگی کند البته ته دلش هم هنوز نانسی را دوست داشت و نانسی هم که این علاقه وعشق به الیا را درجوزف میدانست از این امر سوءاستفاده میکرد و تا میتوانست از او پول میگرفت و دنبال خوشگذرانی خودش بود. اصلا نگهداشتن الیا هم نزد خودش فقط به خاطر پول گرفتن از جوزف بود. جوزف بیچاره هم که عشق کورش کرده بود اصلا نه میخواست و نه میتوانست واقعیتها را بپذیرد،هر چقدر هم میگفتم تاثیری نداشت و او کارخودش را میکرد.

از اول هم من و پدرش با ازدواج او با نانسی مخالف بودیم. نانسی زنی بود که نمیتوانست همسر مناسبی برای پسر ما باشد، اما جوزف اصلا توجهی به مخالفتهای ما نکرد و با او ازدواج کرد. نتیجهاش بعد از چهار سال زندگی پر کشمکش ودرگیری به جدایی انجامید. راستش نانسی از همان اوایل زندگی نتوانست نقش یک همسرخوب را بازی کند. دائم با دوستانش دنبال کلاسهای ورزش و رقص بود و این وسط جوزف عاشقپیشه کار میکرد و هزینههای سنگین او را پرداخت میکرد. امیدوار بودیم که با تولد الیا اوضاع متفاوت شود، اما هرگز چنین نشد تا اینکه کار به طلاق انجامید. نانسی برای سوءاستفاده ازجوزف بچه را پیش خودش برد. و گرنه او اصلا نمیتوانست مادر خوبی باشد. در این میان جوزف ساده لوح و مجنون ما هم اسیر نقشه شیطانی اوشد. برایش خانه خرید و ماهانهای هم برای او در نظر گرفت و در عین حال هروقت نانسی اراده میکرد به پای او پول میریخت.

سوزان درادامه اظهارات خودگفت: پسرمن هرگز کار غیرقانونی انجام نمیداد و این که اعلام شده درخودرو او موادمخدر کشف شده یقین دارم یک دسیسه و نقشه شیطانی است. جوزف این اواخر پیگیر بود که از طریق قانونی خلع سرپرستی الیا را از نانسی بگیرد البته به صراحت چیزی نمیگفت اما خوشحال به نظر میرسید. دائم میگفت نانسی لیاقت نگهداری الیا را ندارد اگر بتوانم کارهای خلاف او را ثابت کنم موفق خواهم شد دخترم را از او بگیرم.

سوزان به ارتباط پسرش با دختری زیبا اشاره کرد و به کارآگاهان گفت: چند ماهی بود که جوزف با دختری به نام جینا که در یک شرکت مخابراتی کار میکرد، آشنا شده بود. من دو بار بیشتر او را ندیدم به نظرم دختر خوبی میآمد، جوزف گاهی اوقات با او وقتگذرانی میکرد و ماه پیش هم یک هفتهای را با او به لاس وگاس رفت. جوزف راجع به جینا زیاد صحبت نمیکرد و فقط میگفت دختر خوبی است.

کارآگاهان درادامه تحقیقات خود سراغ جینا رفتند و به بازجویی از اوپرداختند، جینا که ازشنیدن خبر مرگ جوزف شوکه شده بود؛ به کارآگاهان گفت: «جوزف مردی مهربانی بود هر چند بسیار احساسی و دمدمیمزاج بود، اما قلب پاکی داشت. درمدتی که با او بودم اصلا علاقهای نداشت درباره گذشتهاش صحبت کند.
همچنین در خصوص کارش هم اصلا حرفی نمیزد. ما با هم به یک مسافرت یک هفتهای رفتیم، در این مدت هم وقتی در خصوص کار یا گذشتهاش سوال میکردم سکوت میکرد و یک بار هم که اصرار مرا دید عصبی شد و ازمن خواست دیگر ازش سوال نکنم.»

بازجویی کارآگاهان ازجینا هم نتوانست کمک زیادی به آنها بکند. در مرحله بعد کارآگاهان از دوستان نزدیک مقتول نیز ساعتها بازجویی کردند، اما نتیجه در خور توجهی به دست نیاوردند.

ادامه دارد...

حمید موفق