مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3354634580424651165
درباره برنامه «اسطوره‌های ایرانی» رادیو فرهنگ

معاصرسازی اسطوره‌های ایرانی

شاید خیلی‌ها گمان کنند اسطوره‌ها مربوط به تاریخ و دنیای گذشته‌اند و در جهان مدرن نمی‌توان نشانه‌ای از آنها یافت، اما واقعیت این است اسطوره‌ها به مثابه نمادهای تاریخی هر ملتی همواره به حیات خود ادامه می‌دهند و در اشکال مختلفی دوباره به جامعه برگشته و با نشانه‌های تازه‌ای بازتولید می‌شوند.

شناخت و بازشناسی این اسطورهها قطعا میتواند در شکلگیری و تکامل هویت ملی و دینی جوامع موثر باشد و نقش مهمی در انسجام و تحیکم آن دارد. در فهم عامه و در برخی فرهنگها، اسطوره یا اساطیر معنی «آنچه خیالی و غیرواقعی است و جنبه افسانهای محض دارد» معنا میشود، اما اسطوره را باید داستان و سرگذشتی مینَوی دانست که شرح عمل، عقیده، نهاد یا پدیدهای طبیعی است که دستکم بخشی از آنها از سنتها و روایتها گرفته شده و با آیینها و عقاید دینی پیوندی ناگسستنی دارد. در اسطوره سخن از این است چگونه هر چیزی پدید میآید و به هستی خود ادامه میدهد و این به هیچیک از دوران خاص تاریخی تعلق ندارد. از این روست که علم اسطورهشناسی شکل گرفته تا به مطالعه و پژوهش در اینباره بپردازد.

اساطیر ایرانی

هر کس که اندک آشنایی با تاریخ داشته باشد میداند یکی از کهنترین تمدنهای بشری تمدن ایران زمین است که میتوان ردپای اساطیر بزرگ و مهمی را در آن پیدا کرد که در پس هر کدام جهانی از فرهنگ و حکمت نشسته است. اساطیر یا افسانههای ایران به مجموعه افسانههای ایرانیان اشاره دارد. این افسانهها ریشه آریایی دارند و میان اقوام ایرانی و هندی دارای وجه اشتراک هستند.

افسانههای ایران از یک اصل و منشأ آریایی مشتق شده و تفاوتهای محیطی ایران و هند و نیز فرهنگ متفاوت بومیان ایران و آریاییان ایرانی مهاجرت کرده به هند، تفاوتهایی را میان اساطیر هندی و ایرانی موجب شده است. آنچه از اساطیر کهن ایرانی امروزه باقیمانده بیشتر به اوستا بازمیگردد. در آغاز هزاره یکم پیش از میلاد، زرتشت اصلاحاتی را در عقاید و در پی آن اساطیر ایرانی پدید آورد. با وجود این در قسمتهای متاخر اوستا مانند یشتها عقاید و باورهای پیش از زرتشت ایرانیان وارد دین شده که به عنوان منشأ و منبع شناخت اساطیر ایرانی بهکار میرود. همچنین ایرانیان اساطیر متفاوت اما همریشه دیگری با اساطیر اوستایی داشتهاند که شامل اساطیر مانوی و زروانی و مهرپرستی میشود. تاریخ اساطیری ایران نیز از دوره اشکانیان و سپس ساسانیان ثبت و بعدها به فارسی و عربی ترجمه شد. شاهنامه فردوسی مهمترین منبع شناخت تاریخ اساطیری ایران است.

رادیو و اسطورههای ایرانی

بر مبنای جایگاه و اهمیتی که اساطیر در تمدن ایرانی دارند رادیو فرهنگ با تولید برنامهای به اسم «اسطورههای ایرانی» تلاش میکند به معرفی و شناخت و تبیین این اساطیر بپردازد. قطعا تولید این برنامه را باید واجد دو کارکرد مهم دانست: یکی شناخت تاریخ و اسطورههای آن و بالطبع نشانههای فرهنگی و تمدنی نهفته در آن که میتواند به اعتبار بخشی و اعتمادسازی هویت ملی ما کمک کند و دوم، ایجاد این اعتماد و انگیزه در نسل جدیدی که بتواند با تکیه بر این افتخارات تاریخی در ساخت و پرورش اسطورههای جدید بکوشد. ضمن اینکه به طور تلویحی میتواند به علاقهمندان تاریخ و اسطوره شناسی کمک کند تا شیوههای پژوهش و روش تحقیق در اسطوره شناسی را بیاموزند و در پی آن بروند. برنامه اسطورههای ایرانی که روزهای دوشنبه و سهشنبه از رادیو فرهنگ روی آنتن میرود دریچهای است صوتی برای شناخت اسطورههای ایرانی که شنیدن آن فارغ از کسب اطلاعات و معرفت تاریخی با تجربه حسی از غرور و افتخار تاریخی همراه بوده و به مخاطب نشان میدهد از چه تمدن اصیل و ریشهداری آمده و عشق به فرهنگ سرزمین و هویت ملی را در مخاطب تقویت میکند. این از هوشمندی رادیو فرهنگ و دغدغه مدیران و برنامهسازان آن است که هفتهای دو روز را به مدت 30 دقیقه به اسطورههای ایرانی اختصاص دادند تا آنها دچار فراموشی عصر پرشتاب و فراموشکار مدرن نشوند و نام و یاد این اسطورهها از حافظه تاریخی ملت پاک نشود. ما نیازمند یادآوری و سخن گفتن از اسطورههای خود هستیم تا هویت تاریخی و اعتبار آن را همواره به یاد بیاوریم و به ایرانی بودن خود ببالیم. تولید برنامههایی از این دست در این عصر هژمونی و هجمه فرهنگ غرب میتوان به کانون مقاومت فرهنگی تبدیل شود تا ما دچار خودباختگی نشویم و در مواجهه با فرهنگ مدرن دستانمان تهی نباشد. متاسفانه بسیاری از نسل جدید، شناخت درست و دقیقی از اسطورههای ملی و مذهبی خود ندارند و ارزش و جایگاه آنها را بهدرستی درک نمیکنند. «اسطورههای ایرانی» به عنوان یک برنامه میتواند برای این طیف از مخاطب کارکردهای هویتساز داشته باشد و اگر از منظر علم ارتباطات و رسانهشناسی بخواهیم به این مساله بنگریم باید کارکرد انتقال میراث فرهنگی را بهعنوان یکی از مهمترین کارکردهای رسانه در پیام و پیامدهای این برنامه جستوجو کنیم.

اسطورههای ایرانی و شاهنامه

یکی از مهمترین مصادیق اسطورههای ایرانی را باید در شاهنامه فردوسی جستوجو کرد. در واقع خود شاهنامه یک تلاش فرهنگی و هنری برای معرفی و حفظ و صیانت از اساطیر ایرانی بوده و آنها را زنده نگهداشته است. از اینرو برنامه اسطورههای ایرانی رادیو فرهنگ یک ویژهبرنامه پر و پیمان را برای پرداخت به شاهنامه فردوسی و اساطیر ایرانی در نظر گرفته که میتوان آن را موفقترین دستاورد این برنامه رادیویی دانست. برنامهای که در قسمتهای مختلف خود به معرفی اساطیر ایرانی شاهنامه پرداخت و توانست نظر بسیاری از مخاطبان بویژه علاقهمندان فرهنگ و تمدن ایرانی را به خود جلب کند. در واقع این برنامه نقش مهمی در معاصرسازی اساطیر ایرانی داشته و به فهم دوباره و در واقع بازفهم آنها در جهان جدید کمک میکند. این برنامه میتواند نقش عمدهای در برساخت فضاهای فرهنگی و اجتماعی و خلق ارزشها و هویتها داشته باشد، بنابراین شناخت نحوه معاصرسازی اسطورههای ملی در رادیو در واقع تلاشی برای فهم عمیقتر سازوکارهای تحولات اجتماعی و دیالکتیک پیچیده حاکم بر آن است که میتواند بر همبستگی تمدنها و اقوام بیفزاید. اسطوره در جستوجوی نشانهها و نمادهای محوری جوانب اجتماعی ذهن است، بهگونهای که عقل و احساس در هم میآمیزند و مرز بین خیال و واقعیت را به وجود میآورند. آگاهی در مورد جامعهشناسی، فلسفه، تاریخ، فرهنگ و هنر لازمه شناخت اسطوره است. لذا گوش دادن به این برنامه آشنایی با تاریخ ایران در ابعاد مختلف آن بویژه در ساحتهای نمادین و اسطورهای است. فارغ از این کارکردهای مضمونی و پژوهشی باید به جذابیتهای فرمی برنامه هم اشاره کرد که شاعرانگی حاکم بر آن به تلطیف مباحث جدی برنامه کمک کرده و در نهایت اسطورههای ایرانی را به برنامهای شنیدنی بدل میکند. اگر به فرهنگ و تمدن ایرانی علاقهمندید یا به اسطورههای ایرانی عشق میورزید دوشنبهها و سهشنبهها، رادیو فرهنگ و برنامه اسطورههای ایرانی را فراموش نکنید.

سید رضا صائمی