مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3329091245480052525
زیتون سرخ / قسمت اول:

ترمینال ساها

آنچه می‌خوانید قسمت اول از سفرنامه یک خبرنگار به شهرهای مختلف سوریه بعد از 5سال درگیری با داعش است.

از زمانیکه اعلام کردند برای سفر آماده باشید، یک گزینه مهم و تکراری وجود داشت و آن این بود که اصلا در مورد زمان سفر هیچ چیز قطعی نیست و تقریبا نمیتوانید روی زمان آن برنامهریزی کنید. تنها وسایل سفرتان را آماده کنید و منتظر خبر باشید.

در واقع هم همینطور بود و سفر از روز پنجشنبه به یکشنبه و بعد سهشنبه منتقل شد. یکشنبه عصر خبر حرکت روز سهشنبه تائید شد، اما ساعت و محل قرار ماند برای فردا. دوشنبه صبح اعلام کردند ساعت ۱۶ روز سهشنبه فرودگاه امام باشید. ساعت ۱۵ بود که اعلام کردند برنامه تغییر کرده و باید ساعت ۲۰ ترمینال ساها و در فرودگاه مهرآباد باشید.

هماهنگی و تغییر برنامه با این حجم، کمی سخت بود به خصوص برای کسانی که ساکن تهران نبودند و حداقل ۵ ساعت با تهران فاصله داشتند. با هر زحمتی بود به همه بچههای گروه خبر را رساندم و تقریبا دو سوم گروه قرار شد خود را برسانند. با سه بار تغییر ساعت، ساعت نهایی اعلام شده ۲۱ در ترمینال ساها در غرب میدان فتح بود.

و اما بیابید ترمینال ساها را بعد از غروب آفتاب.

ترمینال ساها هیچ تابلوی راهنمایی ندارد. جالب است بدانید تنها یک تابلو کوچک از دانشگاه علمی و کاربردی هوایی دارد و بس. بالاخره بعد از اینکه راننده اسنپ یک بار از جلویش رد شد؛ رسیدم. بچههایی که این چند روز از روی تماس و واتسآپ میشناختم دیدم و به هم معرفی شدیم. گفته بودند وقتی پرواز از ساها باشد، پرواز عموما باری است؛ آنتونوف یا ایلیوشین.

وقتی هم که به ترمینال رسیدیم شنیدههای دوستان از سربازها و اطلاعاتی که به آنها داده بودند، همین مورد را تائید میکرد. نکته بعدی در مورد گوشیهای تلفن همراه بود که گفته بودند: گوشی را باید تحویل دهید و بعد دو حالت دارد یا بعد از پرواز در دمشق تحویل میگیرید یا بعد از ورود دوباره به ایران تحویلتان میدهند. تصور این که بخواهم بعد از پایان سفر گوشی همراه را تحویل بگیرم آنقدر ناخوشایند بود که یادم برود به نوع هواپیما فکر کنم. بعد از اینکه وارد سالن ترانزیت شدیم کلا هفت یا هشت نفر بودیم؛ گفته بودند یک تعدادی از مدافعان حرم همراهتان هستند. وقتی پرسیدیم که هنوز نیرو از ایران اعزام میشود، پاسخ این بود که فاطمیون و زینبیون (نیروهای افعانستان و پاکستان) هستند که همراه شما میآیند. با یک تاخیر یک ساعته رسیدند؛ باورم نمیشد میانگین سنیشان نهایتا بیست سال بود. بعد از چند مرحله بازرسی مجدد اعلام کردند که به درب خروجی مراجعه کنید...

سیدمجتبی مومنی

روزنامهنگار