مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3327641207589592818

آتش به اختیار به عشق «آقای حمید»

حمید سبزواری شاید شش ماه قبل از وفاتش در بیمارستان آسیا بستری بود که به تعدادی از دوستان پیشنهاد دادم به ملاقاتش برویم. وقتی به بیمارستان رسیدیم، گروه گروه دوستداران شعر از اتاقش می‌آمدند بیرون. توی شلوغی مقابل درب اتاق ایستاده بودیم که دیدیم چندنفری با هم دارند«خجسته باد این پیروزی» را می‌خوانند! نزدیکتر شدیم دیدیم استاد سبزواری روی تخت، در 90 سالگی، با حالت بیمار، با همه این چیزهایی که دکترها به اون متصل کرده بودند و با آن که خیلی سختش بود، همه توانش را گذاشته بود تا با جمعیت تکرار کند.

برگشتم به دفتر روزنامه، پشت رایانه نشستم، دستم را به صفحه کلید گذاشتم و تا توانستم «حمید سبزواری» را جستجو کردم. آنقدر که دیگر میتوانستم یک مطلب بلند بالا درباره او بنویسم. اگرچه میدانستم هنوز خیلی چیزهای دیگر هست که من نمیدانم و این ندانستن راتاکید کردم. یادداشتم با عنوان «ای مجاهد، ای مظهر شرف» را اینگونه آغاز کردم: حمید سبزواری از کدام قصیده و غزل، از کدام ترانه و سرود، آغاز میشود؟ چه میدانیم ما! اما میدانیم که سبزواری سالها پیشتر از انقلاب، بیداری را در شعر آغاز کرده بود.

و آنجا هرچه پیشتر میرفتم، میدیدم این مرد چقدر خاطره در ذهن ما کاشته. گلبانگ آزادی، برخیزید، خمینی ای امام، ای مجاهد شهید مطهر، سروده اش برای بهشتی، برای رجایی و باهنر و چقدر زیباست آن سرود: راه رجا بسته نیست! گرچه رجایی برفت. . . و بعدتر «خجسته باد این پیروزی»، «دریغا سایهای رفت از سر ما» و «همپای جلودار» که مرحوم سلحشور دکلمهاش را گفته و حسام سراج تصنیفش را خوانده است!

و ما به اندازه همه حافظه تاریخیمان به این مرد، بدهکار بودیم. و مستند «آقای حمید» بهانهای بود فقط. کاری که به همت سجاد بلوکات، بهعنوان کارگردان و تهیهکننده پیگیری شد تا در سکوتی که معمولا رسانههای ما در مورد گنجهای سنگر انقلاب و مردم اتخاذ میکنند، یک یادآوری باشد. سجاد بلوکات برای کارگردانی این مستند، به گفتوگوها بسنده نکرد و تلاش کرد با برخی بازسازیهای تصویری و استفاده از طرحهای متفاوت، موقعیتهایی را که از آنها فیلم یا عکسی در اختیار نبود را هم نشان دهد که طبیعتا نقطه قوت کار «آقای حمید» است.

در کنار اینها مستند «آقای حمید» نمونه روشنی از فعالیت آتش به اختیار در حوزه فرهنگی است که بدون سفارش گرفتن ساخته شده است و اتفاقا حجتی برای این که فراتر از معرکه داعیه سفارشی ساز بودن یا نبودن، هستند کسانی که به سفارش باورها و ملزومات اعتقادی خود دست به کارهای مهم و تاثیرگذار میزنند. بیآنکه سروصدا کنند. بیآنکه از قبل به قراردادها فکر کنند.

رضا کردلو

فعال فرهنگی