مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3316093413658595047
نگاهی به فیلم «ناخواسته» ساخته برزو نیک‌نژاد

تا انتهای کویر...

«ناخواسته» به کارگردانی برزو نیک‌نژاد به دو دلیل عمده فیلم جالبی است. نخست این که این فیلم سال 1392 تولید و سال 1397 در یکی از بدترین فصل‌های ممکن اکران شده که بیشتر به یک خودکشی حرفه‌ای می‌ماند و تعجب‌برانگیز است و دوم نام کارگردانی است که بعد از این فیلم گویا به کلی جهت فیلمسازی خود را تغییر داده و به سمتی حرکت می‌کند که مخاطب ناخواسته با تعجب از خود می‌پرسد آیا «ناخواسته» را کارگردان «زاپاس» و «لونه‌زنبور» ساخته است؟!

اکران فیلم اول پس از پنج سال و فیلم دوم میتواند نمونه خوبی برای مطالعات سینمایی در ایران باشد . مطالعاتی که میتواند کمک بسیاری بهگونهشناسی و چرایی سرازیر شدن یک گونه در چند سال و نابودی آن به یک باره داشته باشد. اتفاقی که برای کمدیهایی که به شکل کنونی اکران شدهاند نزدیک به نظر میرسد.

ناخواسته یک فیلم جادهای با تمام مشخصات آن است. طلبهای جوان در راه بازگشت به شهر زادگاهش، از قم چند مسافر سوار میکند. دختر و پسری جوان که خواهر و برادرند و زنی تنها با کودکی در آغوش که گویا سرنوشتی نامعلوم در مقصد انتظار او را میکشد.این سفر از آغاز با درگیری خواهر و برادر جوان و تلاشهای برادر برای بازگرداندن او همراه است در حالی که مادر این دو در بستر مرگ چشم به راه دختر مانده است.

فیلم از مسیر بیابانی به حاشیه کویر میرسد در حالی که در طول مسیر دو اتفاق مهم رخ میدهد. این دو اتفاق با طراحی درست باعث میشود طلبه جوان که لباس عادی هم پوشیده با دختر که نبات نام دارد تا انتهای مسیر همراه باشد. مسیری که به دلیل طولانیبودن و شرایط راه با مخاطرات و شرایط خاصی همراه است. «ناخواسته» قصهاش را روان و بدون لکنت تعریف میکند. قصهای که به شکل درست و کلاسیک از داستانکهای پیرامونی قصه اصلی خود استفاده میکند و برای هر کدام از کاراکترهای محدودش شناسنامه و داستان جداگانهای تعریف میکند. قهرمان داستان این جا اما به نظر نه طلبه جوان یا نبات که راه است. راهی طولانی، خشک و پر خطر که آدمها برای رسیدن به موقعیتهای تازه باید آن را طی کنند و اتفاقا قصه طلبه و نبات هم در طول همین راه شکل میگیرد. یکی از ویژگیهای فیلمنامه خوب ناخواسته دیالوگهای آن است. این دیالوگها البته در جاهایی به سمت شعار یا حتی استعاره هم حرکت میکند اما در نگاه کلی میتوانند قصه را پیش ببرند. تناسب دیالوگها با محیط پیرامونی و طول مسیر از نکاتی است که معمولا به آن توجه نمیشود اما در فیلم این سختی ارتباط و گفتوگوهای حداقلی با محیط اطراف متناسب است.

باید فریاد بکشی!

ناخواسته به نظر بیش از آن که فیلمی مردانه باشد، زنانه است. در فیلم چهار زن وجود دارند که به تناوب قصه آنها گفته میشود. داستان نبات، زن مسافر که همسرش را کشته، خاله نبات که حالا باید قابله هوویش باشد و در آخر مادر نبات که در بستر بیماری منتظر اوست. نبات بهعنوان کاراکتر اصلی قسمت زنانه داستان سبکسریها و گرفتاریهایی دارد که در همراهی با طلبه انگار بیرون میزند. او از همسرش جدا شده، پرستار یک مرد هوسباز شده و از همه مهمتر دستکجیهایی دارد که فکر میکند کسی آن را متوجه نمیشود. این نکات در طول مسیر و به شکلی جرعهجرعه به مخاطب نوشانده میشود و شاید مخاطب در مقابل یکانتخاب و تجربه قرار میگیرد و از او پرسیده میشود اگر او به جای طلبه جوان قرار میگرفت چه کاری انجام میداد؟ نکته اصلی داستان ناخواسته همین سوال و در موقعیت قرار گرفتن است که میتواند مخاطب را با خود همراه کند. فیلمی که بیش از هر چیز داستان همراهی است. داستانی که در ادبیات کهن ایران و اساسا مشرقزمین نمونههای بسیاری دارد و سفر بهعنوان یکی از راههای خودشناسی بارها روایت شده است.

پایان غافلگیرانه

فیلمنامه «ناخواسته» با فواصل زمانی مشخص یک قصه تازه را آغاز میکند اما همه این قصهها قرار است به پایانبندی فیلم برسند. یک پایانبندی غافلگیرانه که کمتر کسی میتواند آن را پیشبینی کند و برخلاف تصور، فیلمساز فیلمش را به جای یک پایان عاشقانه با یک تراژدی تمام میکند به گونهای که فیلم از زمان ورود نبات و طلبه به خور و رسیدن بر بالین مادر به کلی فضایی متفاوت دارد. قصهای که سه مرگ و یک تولد در پایان آن اتفاق غریبی است.

ناخواسته بازیهای یک دستی دارد. مهرداد صدیقیان به عنوان یک بازیگر جوان بخوبی طلبه باصفای نائینی را با لهجه مخصوصش به تصویر میکشد و الناز حبیبی که این فیلم در زمره اولین کارهای اوست خیرهسری و شیطنتهای نبات را خوب اجرا میکند و البته اوج کار حبیبی در چند دقیقه پایانی و همزمان با رسیدن بر بالین مادر اتفاق میافتد. نبات در خانه پدری کاراکتر دیگری دارد و چهره شوکزده او در سکانس پایانی نشان از قدرت تکنیکی او در اجرای نقش دارد.

آشنازدایی

مهتاب کرامتی و ستاره اسکندری هم در ادامه ایفای نقشهای متفاوت مبتنی بر آشناییزدایی از ذهن مخاطب در ناخواسته بازیهای کار شدهای دارند. مهتاب کرامتی از جمله بازیگرانی است که در این سالها به شکلی عامدانه از چهرهاش استفاده نمیکند و نقشهایی مانند زن زندانی «ناخواسته» همواره یکی از انتخابهای اوست.

«ناخواسته» یک فیلم شناختی است. شناخت آدمها از خود و موقعیت اطراف و آدمهایی که ناخواسته سرراهشان قرار میگیرند. فیلم با آن که عمیقا یک اثر دینی است از نمایش مستقیم آموزههای دینی پرهیز میکند. بهعنوان مثال در سکانسی که طلبه میخواهد ماشین پیرمرد را پنچرگیری کند از او میپرسد چندسال است ازدواج کرده و پاسخ پیرمرد تکاندهنده است. سی و نه سال و این در حالی است که همسرش همان سال اول و موقع به دنیا آمدن فرزندشان فوت کرده اما پیرمرد هنوز خود را متاهل و متعهد میداند. فیلم از این نوع سکانسها کم ندارد و همه اینها با فیلمبرداری عالی فیلم و میزانسنهایی که براساس این تصاویر طراحی شده تکمیل میشود. ناخواسته یک فیلم بر مبنای یک جغرافیای خاص است که روی مکان محور بودنش تاکید دارد و این اصرار در نقاطی با جزئیات همراه است تا تاثیر بیشتری داشته باشد.تاثیری که نشان از شناخت فیلمساز از محیط پیرامونی خود دارد.نمونه کامل این نکته در سکانس رد شدن شترها از جاده اتفاق میافتد. نماهایی که فقط میتوان در همان جغرافیا و فضای روایت فیلم آن را مشاهده کرد.

«ناخواسته» فیلم خوبی است. از آن نوع فیلمهایی که دیدنش حس خوبی به مخاطب میدهد. طلبه جوان و مظلوم داستان همان آدمی است که همه ما در زندگی بهدنبالش میگردیم. نمونهای از آدمهایی که به خلقت خداوند ارزش میدهند. ارزشی به اندازه همه کرامت یک انسان ...

بهرنگ ملک محمدی