مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3310319382235479801
گفت‌وگویی داغ با علی سرلک درباره دینداری جوانان گشت ارشاد عملکرد روحانیون جوان، آزادی‌های اجتماعی و...

گشت ارشاد برای مردها لازم‌تر است

وضع فعلی جامعه عجیب است. بعضی‌ها معتقدند جامعه ما به سمت بی‌دینی می‌رود و نسل جوان جامعه نابهنجار شده‌ است.

موارد روزهخواری، بالا رفتن آمارهای تلخ اجتماعی و... را هم به عنوان نشان درستی این حرفها میدانند. از آن طرف مردم و جوانها هر روز مشکلاتشان بیشتر از قبل میشود. عدهای حس میکنند هر روز آزادیهای بیشتری از آنها سلب میشود. در چنین شرایطی باید واکنش سایر گروههای مردم به آنها چه شکلی باشد؟ سازمانها و نهادهای مختلف چه کاری باید انجام دهد؟ باید مثل گذشته عمل کنند؟ کارهای قبلی مانند گشت ارشاد روی شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه تاثیر مثبت داشته؟ این موارد و کلی سوال دیگر، بهانه ما برای گفتوگو با حاجآقا سرلک بود؛ گفتوگویی طولانی که در دفتر کلینیک خانواده سرچشمه انجام شد و چند ساعتی به طول انجامید.

حاج آقا روزه گرفتن در گرما چطور است؟ بعضیها میگویند هوا گرم است و حال روزه گرفتن نداریم.

واقعا بعضی وقتها گرما اذیت میکند و شرایط طاقتفرسا میشود ولی بالاخره تکلیف است و باید گرفت. تکلیف همیشه از بلاتکلیفی بهتر است.

به نظر میآید به خاطر گرمای هوا، آدمهای کمتری روزه میگیرند. شما این را لمس کردهاید؟

روزهخواری علنی بیشتر شده، ولی این که آیا کمتر روزه میگیرند، واقعا نیاز به آمار دارد و من نمیدانم. آدمهایی که روزه میگیرند پیدا نیستند، ولی آنها که روزه میخورند پیدا هستند. شاید بعضیهایشان عذر هم داشته باشند. البته عمل روزهخواری آشکارا حتی با عذر شرعی هم باشد ممنوع است و اشکال دارد.

روی لغت روزهخواری تأکید کردید. خیلیها میگویند، چرا ما باید دو قطبی روزهدار و روزهخوار داشته باشیم؟ چرا عبارت روزه ندار وجود ندارد؟ چرا به همه احترام گذاشته نمیشود؟

عیب ندارد، کسانی که عذر دارند یا حتی میخواهند روزهخواری بکنند، حرمت فضای جامعه دینی را نگه دارند. اساسا هویت اصلی عبادت دستهجمعی بودن است. شما نگاه کنید نماز جماعتش اگر از ده نفر بگذرد در روایات ماست هیچکس نمیتواند جز خدا ارزش و ثوابش را به دست بیاورد. علاوه بر اینها بحث قانون کشور مطرح است. زیرپا گذاشتن آنها شبیه این میماند که یک نفر بگوید من قوانین ترافیکی را نمیخواهم رعایت کنم. یک قوانینی است تو رعایت نکنی، هم خودت دچار مشکل میشود و هم آن روح قانونشکنیات خیلیهای دیگر را جری میکند و اساسا قانونشکنی وقتی عمومی، اپیدمی و فراگیر شود همه ضرر میکنند. روزه هم یک قانون الهی است و حرمت دارد.

برخورد روزهدارها یا پلیس و... باید به چه شکل باشد؟

زور قانون و زور اجرای قانون خیلی ضعیف است. باید این قانونها در یک نگاه استراتژیک تبدیل به هنجار و فرهنگ شوند. برای این کار واقعا راه طولانی داریم. باید کاری کنیم که من به عنوان یک شهروند بدانم هر محیطی اقتضائاتی دارد و باید آن را رعایت کنم. مثلا در کشورهای خارجی در بعضی از سفرهایم دیدهام وقتی خودرویی از سرعت مجاز عبور یا روی خط عابر پیاده توقف میکند آنقدر نگاهها سنگین است که آن آدم به خودش اجازه نمیدهد این کار را تکرار کند. زور فرهنگ همیشه بیشتر از زور قانون است، اما معنایش این نیست که ما قانون نیاز نداریم.

تا آن مرحله که خیلی فاصله داریم. شما بگویید در این مقطع پلیس و گشت ارشاد چه کنند؟

متأسفانه یک عامل حرکت میکند و عوامل دیگر در کنارش نیستند. آن وقت آن یک عامل خیلی متفاوت به چشم میآید مثل بحث گشت ارشاد! در بحث حجاب نهتنها به اندازه کافی فیلم تولید نکردیم، بلکه در فیلمها علیه حجاب هم تبلیغ کردیم. فضای آموزشی، فرهیختگی، سلبریتیها و... اصلا در فضای حجاب نیست و در این شرایط یک مرتبه یک گشت ارشاد میآید. خب معلوم است همه آن را هو میکنند. در این مساله اولا برخورد قهری لازم است، چون بعضی از آدمها واقعا جنایتکار هستند. ثانیا گشت ارشاد به خاطر ضعف در اجرا و عدم فعالیت در سایر حوزهها یک جاهایی ضد خودش میشود.

نظرتان در مورد شرایط فعلی گشت ارشاد چیست؟

من برآورد روشنی از خود پدیده واقعی گشت ارشاد ندارم، اما با بازخوردهایی که در فضای مجازی و سر کلاس از دانشجوها میبینم متوجه شدم احساس خوبی نسبت به آن وجود ندارد. من به جد معتقد هستم گشت ارشاد باید باشد و اصلش هم راجع به مردها باید باشد. مردان مزاحم میتوانند به دختران و زنان آسیب بزنند. این مزاحمتها فقط مخصوص دخترهای بدحجاب و... نیست. اینها به زنهای چادری هم جسارت میکنند. گشت ارشاد نه تنها لازم است، بلکه باید حوزه فعالیتش را تخصصیتر کند. مهمترین شرط کسانی که گشت ارشاد هستند باید این باشد که خودشان اعتقاد داشته باشند. وقتی کسی به حریم دختر و پسر اعتقاد ندارد مطمئنم آن چیزی که خراب میکند بهتر از آن چیزی است که آباد میکند. من یادم میآید دختری سر کلاس ما که ظاهر خیلی معمولیای داشت تعریف میکرد گشت ارشاد او را گرفته بود. وقتی او را بردند پیش سرهنگ فقط گفته «دختر به این نجیبی و محجبهای! حجابش خیلی حجاب خوبی است» ماستمالی هم نکرده بود. همان دختر میگفت از آن به بعد من تصمیم گرفتم حجابم را بهتر کنم. این که آن آقا تشخیص داده است نقطه مثبت آن دختر خانم را تأکید میکند. کسی ممکن است اصلا نگاهش چون نگاه روشنی نیست راجع به این مساله بگوید این تار مویت آمده است بیرون. تو را باید در جهنم آویزان کنند. این معلوم است طرف بدتر خواهد شد. یادتان است یک وقتی رهبری عزیز و حکیم انقلاب راجع به همین خانمهایی که ظاهرشان این طور است فرمودند اگر باشد عیبی است در ظاهر بعضیها، اما خیلی از ما عیبهای بزرگتر در درون داریم و آن در برابر عیب ما چیزی نیست. اگر از این منظر کسی نگاه کند و ببیند بهتر میتواند این مساله را مدیریت کند و چنین کسی با این نگاه در گشت ارشاد فعال باشد به نظر من بسیار فرصت خوبی دارد برای این که خیلیها را تغییر بدهد.

الان برخی جوانها به خاطر گشت ارشاد یا ممنوعیتهای نظیر آن مدام حس میکنند در تنگنا قرار دارند. برای رضایت آنها چه باید کرد؟

حس میکنم فضاسازیای که برای جوانهای ما میشود این است که آنها یکسره در تنگنا و محدودیتهای نابجا و بیجا هستند. این خیلی جدی است؛ مثلا در همین قصه تلگرام آن قدر فضای تبلیغاتی و پروپاگاندا سنگینی درست شده که طرف احساس میکند واقعا این محدودیت خیلی غیر قابل تحمل است. جوانهای فعلی زیاد میگویند حوصله چیزی را ندارند و من مطمئن هستم که روی این بیطاقتی کار میشود. البته حتما بخشیاش برمیگردد به مشکلات اقتصادی، معضل بیکاری، تأخیر در سن ازدواج و... اما حتما یک بخش عمدهاش هم به فضاسازیهای الکی برمیگردد. حقوق دو بخش دارد. اصل بحث همین است. یکسری حقوق، واقعی است، اما یکسری حقوق جعلی وجود دارد و حقتراشی میشود.

این را قبول دارید که بعضی وقتها این حقوق واقعی به اشتباه سلب میشود؟

بله! دنیا دنیایی است که در آن ظالم و مظلوم وجود دارد. مهم این است که ما ظلمپذیر نباشیم.حتما کسانی هستند که تو در زندگیات درجه یک هم باشی حقوق تو را تضییع میکنند. این افراد حتما هستند از جامعه و حکومت و مردم و رقیب و حسود بگیرید تا دشمن و امثال این حرفها! ولی شما باید حقتان را پس بگیرید!

برویم سراغ ماه رمضان، ما ماه مبارک را برخلاف سایر کشورهای اسلامی تلخ و غمگین برگزار نمیکنیم؟

سختافزار و اپلیکیشنهای شادیمان ضعیف است، یعنی برای مصیبتها و مراسم غم و اینها خیلی خوب حرفهای هستیم، اما شادیهایمان یا خوب نیستند یا به گناه منجر میشود. ما شادیهایمان را تمرین نکردیم و یک مشکل تاریخی ماست. گاهی اوقات هم شادیها خیلی عرفانی و درونی تعریف کردهایم. همان که قرآن میگوید «قل بفضل ا... و برحمته فبذلک فالیفرحوا».

این نقد به خود شما روحانیون هم وارد است؟

بله. تصویری که از چهره مومنین است تصویر شادی نیست، یعنی این وجود دارد.

به «خندوانه» که رفتید از هم صنفهای خودتان کسی نگفت این برنامه در شأن روحانیت نیست؟

یک تعداد کمی این طور گفتند ولی اکثرا تعریف کردند، حتی از بزرگان حوزه مثل مدیر حوزه علمیه وقت که آقای بوشهری بودند یا معاون تبلیغ حوزه تعریف کردند. حتی من شنیدم این برنامه را خود آقا هم دیده بودند.

شما و چند روحانی دیگر فعالیت خوبی در رسانهها دارید. همین باعث شده مورد نقد هم قرار بگیرید. از طرفی بعضی روحانیون کارهای خاصتری میکنند مثل حضور در استادیوم، یا زدن حرفهای عجیب و... این کارها تا حدی مورد تائید است؟

روحانی باید نقش هدایتیاش را در فرمهایی که انتخاب میکند گم نکند. چون روحانی به معنای کسی است که انتخاب کرده کارشناسی دین باشد. او باید نظرات دینی را عمود و محور قرار دهد. بعضی از فرمها ما را از این محور دور میکند. وقتی راجع به محتوا حرف میزنیم یک استانداردی داریم یک معارفی وجود دارد که بر اساس آن معارف، خیلی از حرفها غلط میشود. به اسم دین، غیر دین را توضیح میدهیم و پوزیشنی هم که داریم معلوم است یک پوزیشن عامهپسند است که در آن باید حرفهای دلبرانه بزنیم. اگر مدیریتی نباشد، اینها باعث میشود فرد روحانی کمکم از جایگاه یک مبلغ و هدایتگر خارج شود. به قول یکی از مجریها آخوند باید بوی نعلین و بوی تسبیح بدهد.

خیلی از مواقع زدن این حرفهای دلبرانه باعث میشود آدمهایی که در خواب هم نمیدیدیم نمازخوان شوند. آیا این اتفاق خوبی نیست؟

یادتان باشد جذب شدن حتما هدف نیست. جذب شدن به چه چیزی؟ اتفاقا ما فکر میکنیم یک جوان وقتی معتقد شود که تکلیف خیلی چیز مهمی نیست، خیلی خطرناک شده است. شما نمیتوانید کسی را پیدا کنید فقط بد باشد، معدل هر چیزی خوبی و بدیاش را تعیین میکند. این خیلی چیز مهمی است من میگویم مجالسی که در آن محتوای استاندارد دینی ارائه نمیشود ضررش بیشتر از منفعتش است. اگر چه جمعیت زیادی داشته باشد! اصلا جمعیت ملاک نیست! شما از روی آدمها به حق نرس، از حق به آدمها برس. این که منبری شلوغ باشد معنایش این نیست که منبر حقی است یا اگر منبری خلوت بود منبر باطلی است.

سرک کشیدن به زندگی شخصی علی سرلک

ظرف میشویم اما زن ذلیل نیستم!

برخورد مردم با علی سرلک به عنوان یک روحانی نسبتا جوان و مشهور چگونه است؟ تفریحات حاج آقا سرلک شامل چه چیزهایی میشود؟ او چقدر درآمد دارد؟ و... اینها سوالاتی است که به وسیله آنها به زندگی شخصی علی سرلک سرک کشیدیم و با پاسخهای بامزهای روبهرو شدیم.

اهل تفریح هستید؟ چه تفریحاتی انجام میدهید؟

بهترین تفریح زندگیام این است که با خانوادهام مسافرت بروم و خودم هم رانندگی کنم. تفریحات روزانهام هم در خانه این است که گاهی ظرف بشویم، کمک خانم و خانواده کنم. با بچهها هم خیلی بازی میکنم. فوتبال و فوتبال دستی بازی میکنیم.

به شما نمیگویند زن ذلیل؟

نه. در خانواده نسبتا آدم مقتدری هستم. مقتدر نه به معنای این که زور بگویم ولی اگر بعد از مشورت و... نظری داشته باشم، همه همراهی میکنند از این جهت دوستان میدانند که در خانه نظرم تأمین میشود.

مراکز عمومی با خانواده با لباس روحانیت میروید؟

بله. چون مردم یک ذره من را میشناسند، بدون لباس هم برای آنها آشنا هستم و دردسرش چند برابر میشود. این باعث شده اگر یک بازار ساده بخواهم بروم که به صورت طبیعی نیمساعت طول میکشد، یک ساعت و نیم طول میکشد. مردم حرف میزنند، مشورت میخواهند، عکس میگیرند و... گاهی اوقات خانواده پشیمان میشوند که با من بیرون آمدند و واقعا اذیت میشوند.

تا به حال در فضای عمومی به عنوان یک روحانی به شما اعتراضی شده است؟

بله! خدا را شکر این چیزها را زود فراموش میکنم، اما خاطرههای شیرینش بیشتر در ذهنم میماند. مثلا چند وقت پیش در فرودگاه هواپیما تأخیر داشت. چند نفر مخصوصا کسی از جلوی من رد میشد چپ چپ به من نگاه کرد تکه انداخت من هم خیلی راحت به او گفتم چرا اینطوری نگاه میکنی مگر من هواپیما را خراب کردم. من هم مثل تو منتظر هستم که درست شود و برویم سوار شویم بنده خدا خندهاش گرفت. بعضی وقتها هم کلمات تند و زشتی که بعضیهایش جسارتهای غیراخلاقی بوده شنیدم، ولی خدا شاهد است آنقدر که احترام، محبت، تکریم و لطف دیدم اصلا قابل مقایسه نیست شاید مثلا یک هزارمش توهین و جسارت دیدم.

نمیترسید که به شما حمله شود یا اذیتتان کنند؟

نه. چند ماه پیش که در مترو یک روحانی را با چاقو زده بودند، تصمیم گرفتم با مترو به خانه بروم. خیلی برایم عجیب بود که در واگنهای مترو چند نفر بلند شدند جایشان را به من بدهند. فکر کردم من را میشناسند، اما گفتند که برایشان آشنا نیستم. بهشان گفتم که دم شما گرم. شما به خاطر لباس من به من این احترام را میگذارید و این لباس هم لباس پیغمبر است. پیغمبر حتما از شما قدردانی میکند.

یک سوال شخصی هم داریم. درآمد شما چقدر است؟ بیشترین پاکتی که گرفتید چقدر بوده؟ نجومی بوده است؟

چند وقت پیش رفته بودم برای روحانیون در قم سخنرانی کنم. به آنها گفتم باید یک عذرخواهی کنم و آن این است که ما چند نفر هستیم یک ذره معروف و مشهور شدیم یا چند تا از مسئولان هستند که روحانی هستند. عملکردهای بد ما به حساب همه شما نوشته میشود. مثلا در بحث درآمد بالاترین شهریه قم اگر طرف متأهل و سطح چهار باشد حدود یک میلیون تومان است در صورتی که من بعضی وقتها برخی از منبرها را که میروم گاهی جلسهای یک میلیون تومان به ما میدهند منتها در مرام خودم به هیچ وجه مجاز نمیدانم از قبل مبلغی تعیین کنم. گاهی هم برای بعضی از این جلسات هیچ چیزی ندادند و فقط گفتند: «حاج آقا ممنون. استفاده کردیم. خیلی خوب بود» و بعد هم آمدیم.

توصیههایی برای نیمه رمضان و شبهای قدر

خدایا! شتر دیدی، ندیدی!

در مورد کریم اهل بیت(ع) دو نکته مهم وجود دارد. اول اینکه با افرادی که اختلافنظر یا مشکل داریم با دوستی صحبت کنیم. امام حسن(ع) وقتی توهینهای آن فرد شامی تمام شد به جای مقابله و پاسخ دادن به او، پرسید که غذا خوردی؟ خستهای؟ و... جامعه و مسئولان ما به چنین نگاه کریمانهای احتیاج دارند. بخصوص در مواجهه با اعتراضات مردم. مردم مشکلات زیاد دارند و باید درک شوند اما مسئولی که حاضر نیست از پشت میزش تکان بخورد این مشکلات را نمیفهمد.

خلاصه شبهای قدر میشود این بیت که میگوید: «شهریارا با خدا کن آشتی/ گرچه جای آشتی نگذاشتی» در شبهای قدر به این فکر کنیم که خدا به ما چه داد، چه توقعی داشت و ما چه کارهایی کردیم. گذشته خود را مرور کنیم. ما مصداق آن شعری هستیم که میگفت: «خداوندا از آن روزی که ما را آفریدی، به غیر از معصیت چیزی ندیدی»، «خداوندا به حق هشت و چهارت/ ز ما بگذرشتر دیدی ندیدی» بدانید که اگر گذشته خود را مرور کنید میفهمید که باید دستتان به درگاه خدا دراز باشد. در این شرایط به مناجات روی میآورید و سعی میکنید بیشترین استفاده را کنید. یک توصیه دیگر هم دارم. شبهای قدر شبهای قرار است. شبهای انس با خود است. خودتان را مرور کنید. برای خودتان وصیتنامه بنویسید. اگر خودتان را خوب بشناسید دیگر میتوانید با خدا قول و قرار بگذارید.

سید میلاد ناظمی - جعفر برزگر