مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3294512500527451472
نگاه 1

«ایراندخت»، ادای دین رسانه‌‌ملی به زنان مشروطه

کتاب تاریخ ایران، سرشار از ناگفته‌ها و کم‌گفته‌هاست. بیش از یک دهه از تلاش‌های محمدرضا ورزی برای به تصویر کشیدن بخش‌های مهمی از این کتاب می‌گذرد و در طول این مدت او تا حدودی موفق شده ساختار دراماتیک سریال‌های تاریخی را در تلویزیون ایران متحول کند. تاریخ در سریال‌های ورزی به منزله بستر مناسبی برای داستان‌پردازی است.

او با میدان دادن به ایدهها و سوژههای نو، آشکارا از روخوانی تاریخ سر باز زده و در مجموعه ایراندخت، نگاه جدید و کاملا متفاوتی به برهه حساسی از تاریخ در عصر مشروطیت داشته است.

زنان معمولا در سریالهای تاریخی یا کاملا به حاشیه رانده شدهاند یا نقش کلیدی در پیشبرد ماجراهای اصلی ندارند. ورزی با تخطی از این قاعده نادرست و بدون در غلتیدن به ورطه فمینیسم افراطی، بر نقش پررنگ و تاریخی زنان در چند مجموعهای که در سالهای اخیر ساخته، مهر تأکید
زده است.

ایراندخت همانگونه که از نامش پیداست تا اینجا زنانهترین مجموعهای است که از ورزی شاهد بودهایم. شخصیت جواهر به یمن بازی خوب اندیشه فولادوند و طراحی چهره و لباس حرفهای، سایر شخصیتهای مجموعه را تحتالشعاع خود قرار داده و از جایگاه محوری در سریال برخوردار است. بقیه نقشهای مؤنث ایراندخت نیز خیلی خوب نوشته و بازی شدهاند و بر جذابیت مجموعه افزودهاند.

دیگر ویژگی مجموعه، پرداختن به اتحاد قومیتهای مختلف زیر پرچم جنبش سردار ملی و سالار ملی است که تاکنون کمتر در سریالهای تاریخی بویژه با محوریت زنان مورد توجه قرار گرفته است. شخصیتپردازی مجموعه، قابل تأمل و بسیار بهتر از آثار قبلی ورزی است.

در ایراندخت با شخصیتهای مختلفی روبهرو هستیم که تفاوت زیادی از لحاظ ملیت، شغل، فیزیک ظاهری، خاستگاه اجتماعی، منش و رفتار با یکدیگر دارند. بهرهبرداری دراماتیک از این تعدد و تفاوت نقش، کار بسیار دشواری است که ورزی در ایراندخت بخوبی از پس آن برآمده و نگذاشته تا شخصیتها از داستان بیرون بزنند و نقش تزئینی داشته باشند. روابط عاطفی بین شخصیتها از فراز و نشیبهای مناسب برخوردار است.

علاوه بر این، به پایان رساندن داستان هر قسمت از مجموعه در نقطه اوج سبب شده تا انگیزه بیننده برای تعقیب ماجراها بیشتر شود و غلبه داستان عاشقانه مجموعه هم بر داستان سیاسی آن کاملا عمدی بوده است. مهم تلفیق درست این دو داستان بوده که ایراندخت به چنین هدفی نائل
آمده است.

پیشرفتهای تکنیکال ورزی در این مجموعه تازه در مقایسه با آثار قبلیاش کاملا مشهود است. قاببندیها و نماها بخصوص در لوکیشنهای داخلی و مکانهای مسقف از تنوع خوبی برخوردارند؛ به گونهای که این امر، ایراندخت را از خطر تبدیل شدن یا نزدیک شدن به تلهتئاتر رهانیده است.

پوششها و ظاهرآرایی بازیگران نقش مهمی در فضاسازی مجموعه و باوراندن حال و هوای تاریخی آن به بیننده داشتهاند. کار طراح لباس در زمینه انتخاب و طراحی چادر، روبنده، سربند، کفش، کمربند و کلاه پذیرفتنی است. اجرای گریم هنرپیشههای زن مجموعه قابل قبول است، اما گریم بازیگران مرد سرشار از ایراد است و به نظر میرسد کارگردان و طراح چهره اگر در این زمینه هم مانند سایر بخشهای سریال دقت بیشتری صرف میکردند، نتیجه بهتری حاصل میشد.

بخشی از بار عاطفی و هیجانی صحنهها از طریق موسیقی به مخاطب انتقال مییابد. بی هیچ تردید، بخشی از هیجانآفرینی مجموعه وامدار تدوین حرفهای آن و ریتم تند ایراندخت کاملا متناسب با داستان پر افتوخیز آن است. هر چند در بخشهایی از مجموعه که بحثهای سیاسی بالا میگیرد، ریتم افت میکند و این اتفاق خوبی نیست.

در پایان باید به این نکته توجه داشته باشیم که قرار نیست ایراندخت بیوگرافی تصویری ستارخان باشد. حتی فیلم سینمایی «ستارخان» (ساخته مرحوم علی حاتمی در سال 1351) هم زندگینامه تمام و کمال سردار ملی نبود. کسانی که این سریال را با چنین پیشفرضی داوری میکنند، ره به خطا رفتهاند.

شهرام خرازیها

عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران