مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3294490396506923320

خوابی برای افشای گروگانگیری مرگبار پس از 27 سال

مرد میانسال که شاهد گروگانگیری مرگباری بود، پس از 27‌سال راز این جنایت را فاش کرد. او مدعی شده، مقتول به خوابش آمده و اصرار کرده راز جنایت را فاش کند.

مرد میانسال گمان نمیکرد مردی که در جریان گروگانگیری به قتل رسیده بود، بعد از 27 سال به خوابش بیاید و برای پایان دادن به چشمانتظاری خانوادهاش از او کمک بخواهد.

به گزارش جامجم، دو روز پیش مردی 51 ساله با حضوردر اداره دهم پلیس آگاهی تهران راز آدمربایی مرگباری را فاش کرد. وی به افسر تحقیق گفت: اوایل تابستان 70 بود.آن موقع من به عنوان مهمان به خانه دخترعمهام در محله نوبنیاد تهران رفته بودم. نیمهشب از پسر دخترعمهام خواستم حالا که خانوادهام به سفر رفتهاند و من تنها هستم، با من به خانهمان بیاید و با هم باشیم که او قبول کرد. او سوار خودروی پرایدم شد و ساعت 2 بامداد به سمت خانهمان در محله جمالزاده حرکت کردیم. حوالی میدان توحید بودیم که ناگهان توجهمان به یک خودروی پیکان جلب شد. علاوه بر راننده مردی در صندلی عقب نشسته بود و پسر جوانی را که کنارش قرارداشت کتک میزد. آن جوان فریاد میزد مرا ربودهاند، کمکم کنید .

وی افزود: او بشدت کتک خورده بود. همان موقع مرد آدمربا سر او را به زیر صندلی برد و فریاد زد آرام باش وگرنه تو را میکشم. با نوه عمهام حرف زدم و تصمیم گرفتیم خودرو را تعقیب کنیم اما حوالی میدان جمهوری خودروی آدمرباها را گم کردیم. صبح به کلانتری نواب رفتم و ماجرای آن شب را گزارش دادم. حوالی محل کارم در بازار صفویه که رسیدم، چند زن را دیدم که جسدی را در کاوری میگذاشتند. کنجکاو شدم و به سمتشان رفتم. آنها میگفتند جسد را در جوی آب یافتهاند. با دیدن جسد شوکه شدم و آن را شناختم. او همان فردی بود که نیمهشب در خودروی سواری دیدم. ترسیدم و فرار کردم. ماجرا را به نوه عمهام گفتم و از ترس دیگر پیگیر ماجرا نشدیم. ترسیدیم اگر دوباره به پلیس بگوییم پای خودمان هم به این پرونده باز شود.

مرد میانسال ادامه داد: با گذشت 27 سال از این ماجرا، چند روز پیش خواب پسر جوان را دیدم که از من خواست موضوع را به پلیس خبر دهم. زمانی که این خواب را پی در پی دیدم، تصمیم گرفتم به اداره پلیس بیایم و بعداز 27 سال راز مرگ گروگان را بازگو کنم .

با تشکیل پرونده قضایی در شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران، و با دستور بازپرس سجاد منافیآذر، تحقیقات پلیسی برای رازگشایی از این پرونده آغاز شد.