مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3294344561525851611
محمدعلی بهمنی و نادر مشایخی از ساز جدیدی می‌گویند که توانسته پیوندی بین شهرسازی و موسیقی برقرار کند

شعر شهری بهمنی برای زیگورات

اگر کمی پیگیرتر اهل موسیقی باشید و در این میان، پا را از یک شنونده معمولی فراتر بگذارید و با سازها هم آشنایی نسبی داشته باشید، لابد می‌دانید بزرگ‌ترین نوازندگان هم گاهی زبان به گلایه از سازهایی گشوده‌اند که عمری را با آنها دمخور بوده‌اند.

مثلا سنتور؛ بعید است که سحر صدای این ساز قدیمی شما را اسیر خود نکرده باشد و از شنیدن موسیقی کسانی چون زندهیاد پرویز مشکاتیان به وجد نیامده باشید، اما همین ساز خوشصدا بارها از جانب نوازندگانش در مظان این اتهام قرار گرفته که دچار محدودیتهایی است. یا حتی تار و سهتار. از همین روست که در یکی دو دهه اخیر برخی نوازندگان و طراحان سازها، دست به کار شدهاند و با اجرای ایدههایشان درصدد رفع این محدودیتها برآمدهاند. البته دلیل طراحی و تولید سازهای جدید، یکسره به محدودیت برخی سازها مربوط نیست و گاهی هم یک ساز میآید که به خلاَیی اساسیتر پاسخ بدهد. مثلا تا حالا فکر کردهاید که چه نسبتی بین یک ساز با شهرسازی و معماری میتواند وجود داشته باشد؟ این گزارش را بخوانید تا به شما بگوییم چنین نسبتی چگونه در ساز شهری «زیگورات» برقرار شده است؛ سازی که آستیاژ ضیایی آن را ساخته و عصر سهشنبه 25 اردیبهشت جاری، طی مراسمی رونماییاش کرده. این رونمایی آنچنان هنرمندان مختلف را به وجد آورده که خودشان را به فرهنگسرای نیاوران، محل برگزاری این مراسم رساندهاند؛ از لیلی گلستان و فردین خلعتبری گرفته تا پری ملکی، مسعود فروتن، نادر مشایخی و حتی محمدعلی بهمنی.

زیرسازی اتوبان با محمدعلی بهمنی و موسیقی شهری

«این گسل/ بیشتر از این که نمیتواند ویرانم کند/ هی آژیر میکشی که چه!؟/ من شهروند تفهیمشدهای هستم/ میدانم

[چه خوب]/ اگر همه خانههای روی گسل اتوبان شوند/ دسترسی به حقوق بشر هم/ سرعت میگیرد/ خیالتان آسوده/ من که دیگر سقفی بالای سرم نیست/ «به هر کجا بروم آسمان همین رنگ است»/ این زلزله حافظهام را متزلزل کرده/ هر چه فکر میکنم به یادشان نمیآورم/ با دست هم که نمیشود این همه آوار را.../ میترسم/ رحمت خدا هم شدیدتر شود/ اجازه بدهید/ زیر همین نایلونی که روی ویرانگیام کشیدهام/ چند روزی زندگی کنم/ زیرسازی اتوبان/ به خانه من که رسید/ به کمک بولدوزهایتان/ دستنویس آخرین شعرهایم را/ از زیر آوار/ بیرون میآورم و میروم/ گفتم که:/ من شهروند تفهیمشدهای هستم». اینها را محمدعلی بهمنی روی سن آمد و همراه با سازی که آستیاژ ضیایی مینواخت خواند. شاید هنوز باورتان نشده باشد، اما خب بهمنی گاهی هم جز غزل و ترانه از این شعرها مینویسد. حالا هم در این مراسم، شهریترین شعرش را انتخاب کرد و خواند تا متناسب با رونمایی سازی باشد که ادعای برقرارکردن نسبت معماری و شهرسازی با موسیقی است. اما این ساز چه ادعایی دارد و یعنی چه که بین معماری و موسیقی پیوندی برقرار کرده؟

افزایش مشارکت شهری با موسیقی

آستیاژ ضیایی که طراح و ایدهپرداز ساز زیگورات است، کارشناس ارشد برنامهریزی شهری محسوب میشود و علاقهاش به موسیقی و تخصصش در شهرسازی شاید باعث شده دست به چنین کاری بزند.

او در همین باره میگوید:در رابطه با مبحث صدا و شهر بسیار صحبت شده، اما در مورد منظر شنیداری، کمتر حرف به میان آمده است. چیزی که شهرسازها بیشتر به آن توجه میکنند، بحث آلودگی صوتی است و تلاشی که آنها انجام میدهند برای کاهش این آلودگی. اما در صدا ظرفیتی وجود دارد که همان استفاده از صدا برای بخشیدن نشاط و تنوع و سرزندگی به شهر است.

ضیایی با اشاره به اهمیت فضاهای عمومی شهر میگوید:فضاهای عمومی در تهران به نسبت دیگر کلانشهرهای دنیا بسیار کم است. در چنین شرایطی ماهیت وجودی یک ساز شهری بیشتر نمایان میشود که با حضورش در فضاهای عمومی میتوانیم آن شادابی و سرزندگی را به شهر برگردانیم. سازهای شهری از جمله زیگورات اهداف مختلفی را دنبال میکنند از جمله افزایش مشارکت، ایجاد حس تعلق به آن فضایی که مخاطب به آن احساس تعلق دارد و در نهایت ایجاد یک تصویر ذهنی ماندگار از آن فضایی که مخاطب توانسته است با آن تعامل داشته باشد. ساخت زیگورات برای من یک گام اولیه است که در آینده بتوانم ایدههای شنیداری خود را به نتیجه برسانم.

عشق، تنفر، موسیقی و زیگورات

یکی از سخنرانان این رویداد، نادر مشایخی، آهنگساز و رهبر ارکستر بود. او ابتدا شعری از حافظ خواند و سپس گفت: این ما هستیم که بهعنوان شنونده میتوانیم هر صدایی را به موسیقی تبدیل کنیم. اگر ما سمفونی 5 بتهوون را نشنویم، یعنی این سمفونی وجود ندارد. مشایخی ضمن دعوت حاضران به ده ثانیه سکوت، ادامه داد: ما میتوانیم این اصوات را به موسیقی تبدیل کنیم. موسیقی به شنیدن احتیاج دارد و جزء لاینفک آن است. حالا دست ماست که بخواهیم جنبه اخباری صدا را کشف کنیم یا جنبه عاطفی آن را. همجواری از نیازهای اولیه انسان است که با صدا میتوان آن را ایجاد کرد، بدون اینکه کلمهای صحبت کنیم. فقط صداست که میتواند این اتفاق را رقم بزند. صداها وجود دارد که انسانها جنبه عاطفی به آنها بدهند بدون اینکه عاشق هم بشوند یا از هم متنفر شوند. زیگورات و همانندانش میتوانند این همجواری را ایجاد کنند.

بهرهبرداری از زیگورات در خیابانهای تهران

یکی از جذابترین بخشهای مراسم رونمایی ساز زیگورات حضور مسئولی از میان مسئولان شهری بود. جالب بود بدانیم آنها درباره یک ساز -که ادعای پیوند شهرسازی و موسیقی را دارد- چه فکر میکنند. بهروز فتحی بود که پشت میکروفن آمد؛ معاون برنامهریزی سازمان زیباسازی شهر تهران. او گفت: احتمالا در خیابانها، پارکها و اتوبانهای مختلف آثار حجمی زیادی دیدهاید، اما در بسیاری از مواقع آنها را نادیده میگیریم. در واقع به نوعی ارتباط یکطرفه است و آنچه در این بین اتفاق نمیافتد، تعامل است. پس از دیدن ویدئویی درباره زیگورات بیشتر متوجه جای خالی این تعامل شدیم و چنین سازهای روند این تعاملهای شهری را سرعت میبخشد. مقدمات بهرهبرداری از زیگورات را در شهر تهران فراهم میکنیم.