مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3289360206738881532
چگونه دلخوشی‌های واقع‌بینانه به فرزندمان بدهیم؟

تربیت کودک خوشبین

روان‌شناسان تاثیرات بلندمدت مثبت‌نگری بر سلامت روان و جسم کودک را تضمینی برای سعادت زندگی آینده کودک قلمداد می‌کنند.

نگریستن به نیمه پُر لیوان، شاد زیستی، توان مواجهه با چالشهای زندگی و... از جمله موارد مهمی است که بسیاری از والدینی که سعی میکنند کودک خوشبینی پرورش دهند، توجه ویژهای به آنها دارند اما براستی چطور باید چنین فرزندی پرورش دهیم؟ عملی کردن نکات زیر، به شما کمک خواهد کرد فرزندی خوشبین تربیت کنید.

گلایه کردن ممنوع

بهعنوان اولین الگوی مهم زندگی کودک، سعی کنید تا جایی که ممکن است درباره مسائل و مشکلات لاینحلی که بهطور موقت دامنگیرتان شده، نزد کودکتان صحبت نکنید و آنها را به چشم بداقبالی و بدشانسی خود ننگرید. مشاهده اینگونه رفتارها، بیتردید باعث میشود بچهها این سبک از نگرش به زندگی را عادی و معمول قلمداد کنند و در شرایط مقتضی نیز به همان شکل اندیشه، کلام و رفتار کنند؛ بنابراین بهتر است بیشتر اوقات درباره کارها یا اتفاقات مثبتی که خود عامل بروز آنها بودهاید، صحبت کنید یا هنگام گفتوگو درباره بهترین و بدترین وقایع زندگی روزانهتان، بر مثبتها بیش از منفیها تمرکز کنید.

به کودک مسئولیت بدهید

بهتر است با توجه به سن، توانمندیها و شایستگیهای کودک فهرستی از کارهایی که باید انجام دهد تهیه کنید و روی آیینه اتاق کودک بچسبانید، مثلا یک کودک سه ساله میتواند اسباب بازیهایش را جمع کند یا یک کودک شش ساله قادر است بشقابهای روی سینک ظرفشویی را بشوید و... کودکان با پذیرش برخی از مسئولیتها و انجام درست آنها، نهتنها احساس غرور و بزرگی میکنند بلکه با فراهم شدن زمینهای برای اثبات تواناییها و ارزشهای خود، اعتماد به نفس شان افزایش مییابد که در نتیجه آن میتوانند نسبت به خود و دنیای اطراف شان خوش بین و مثبت اندیش تر شوند.

کودک را با تجارب جدید مواجه کنید

درست است که همیشه به عنوان والدین دلسوز و مراقب سعی میکنید از فرزندتان در برابر آسیبها و خطرات محافظت کنید، اما گاهی لازم است در برابر بازیها و کارهایی که چندان برای کودک خطرناک و تهدیدآمیز نیست، مقاومت نکنید و اجازه دهید فرزندتان فعالیت و مهارتی جدید را تجربه کند. نگرانیهای بیجا، باید و نبایدها، بکن و نکنها به اعتماد به نفس کودک ضربه میزند و در نهایت باعث تبلور ریشههای بدبینی در او میشود. بدون دلهره و نگرانی اجازه دهید کودک به فعالیتهایی بپردازد که شاید حتی حداقلترین مهارتها را در آن زمینه داشته باشد. با مهیا کردن شرایطی خاص، به مرور زمان میتوانید کودک را برای مواجهه با چیزهای جدید آماده و تشویق کنید مثلا اگر اجازه دهید به تنهایی از سرسره بالا برود بیتردید توان بالا رفتن از کوه و صخرههای بزرگ تر را نیز برای او فراهم خواهید کرد که صدالبته کسب این گونه از توانمندیها معمولا مترادف با معنای عبارت «خواستن؛ توانستن است» ترجمه میشود.

به او یاد دهید از خود دفاع کند

این که همیشه و در همه حال حمایتگر کودک باشید، چندان هم مساعد احوال زندگی حال و آینده فرزندتان نیست. در شرایطی که خطر جدی کودک شما یا دیگر کودکان را تهدید نمیکند، بهتر است دخالتی نداشته باشید و اجازه دهید کودک، خودش از خودش دفاع کند. کسب یک باور مثبت و منطقی درباره توانمندیها میتواند کودک را برای مواجهه با بسیاری از وقایع آماده و
مهیا کند.

خوشبینی با واقعبینی

خوشبینی نیازمند واقعبینی و واقعاندیشی است و هرگز با دلگرمیهای دروغین حاصل نمیشود. باید فرزندتان را برای مواجهه با هر چیز خوشایند و ناخوشایندی آماده کنید، امید واهی دادن به بچهها نتیجهای جز آسیب زدن به آنها و بیاعتماد کردن آنها ندارد. اگر درباره موضوعی به فرزندتان دلخوشی بیهوده دهید، انتظار و امید وقوع اتفاقات خوشایند را در او صدبرابر بیشتر خواهید کرد حال اگر کودک با عکس آن ماجرا روبهرو شود، بیتردید تاثیر کاملا معکوس آن، اثرات جبرانناپذیری بر ذهن و روان و اعتماد به نفس کودک خواهد گذاشت.

مواجهه با چالش

یکبار شکست کافی است تا احساس ناکامی در کودک پایدار شود. هنگام مواجهه با چالشهایی چون زمانی که کودکتان میگوید: «من باهوش نیستم»، «من نمیتوانم نقاشی بکشم» و... سعی کنید طرز نگاه فرزندتان به آن موضوع خاص را تغییر دهید و برای این که افکارش را مثبت کنید بهتر است او را با حقیقت وقایع روبهرو کنید و با صراحت کلام به او بگویید: «یادگرفتن هر فعالیتی، در ابتدا سخت و دشوار است» یا «بخوبی میدانم هنوز بلد نیستی لوگو درست کنی، اما بهزودی با چندبار تمرین یاد خواهی گرفت.» به کودک متذکر شوید او تنها کسی نیست که احساس ناتوانی میکند چه بسا بسیاری از کودکان هم سن و سالش یا حتی بزرگتر نیز ممکن است با این مساله روبهرو شوند.