مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3256166376388020916

بی‌توجهی به موسیقی متعهد

محسن توسلی را کسی نمی‌شناسد، نکته همین‌جاست. در میان هیاهوی موسیقی پاپ چیزی که به گوش نمی‌رسد آهنگ‌های انقلابی و ارزشی است.

در روزگاری آهنگ‌های محمد گلریز ورد زبان بسیاری بود، همین بس که او یکی از خوانندگان برتر دوران دفاع مقدس است و صدایش به‌عنوان میراث شفاهی ایران در سازمان میراث فرهنگی ثبت شده است اما این روزها کمتر کسی سراغ این نوع موسیقی می‌رود و شاید هم دلیلش این باشد که فعالان در این حوزه کمتر به سلیقه‌شناسی مخاطب در این میان بها داده‌اند. هر چند خود او بارها اعلام کرده است که این نوع موسیقی همچنان طرفدار دارد. گلریز در مصاحبه‌ای عنوان کرده بود که «اگر همین امروز یک کنسرت با عنوان اجرای سرودهای انقلابی در تالار وحدت بگذارید، می‌بینید چه استقبالی از آن صورت می‌گیرد. اما ما اقشار عظیم و انقلابی را نادیده می‌گیریم و تمایل آنها به گوش کردن سرودهای انقلابی را با بی‌محلی کنار می‌گذاریم.»

موسیقی‌ای که این روزها از آن با عنوان موسیقی متعهد یاد می‌شود همواره مساوی گرفته شده است با آهنگ‌های دفاع مقدس و انقلابی در صورتی که اگر بخواهیم روی واژه موسیقی متعهد تمرکز بیشتری داشته باشیم، قطعا مسائلی چون خانواده ایرانی،طلاق، اعتیاد و بسیاری از معضلات و آسیب‌های اجتماعی دیگر در مسیر موسیقی متعهد قرار می‌گیرد که نباید آنها را تافته جدا بافته بدانیم.

در دهه 60 ژانر موسیقی انقلابی و جنگی در ایران شکل گرفت و مدارس و سازمان‌های مختلف نقش خوبی ایفا کردند. اما در دهه 70 فکر کردیم باید نمادهای قبلی را پاک کنیم و سرود نقشی کمرنگ‌تر پیدا کرد و رفته رفته سرود از مدارس رفت و موسیقی پاپ جای آن را گرفت.

حالا یکی از خواننده‌های این نوع موسیقی گلایه می‌کند و معتقد است فعالان موسیقی متعهد را جدی نمی‌گیرند. آن طور که محسن توسلی به خبرگزاری مهر گفته است فضای امروز جامعه ما به‌گونه‌ای است که عاشقانه خواندن و عاشقانه شنیدن گستره وسیعی از مخاطبان و خوانندگان را در برگرفته و می‌توان گفت این سبک از محبوبیت زیادی برخوردار است که طبیعتا گرایش به سمت خوانش و تولید اجرای آثاری با مضامین انقلابی و ارزشی را کمی محدود تر کرده است. ضمن این که شرایط اقتصادی این حوزه نیز به گونه‌ای نیست که همه خوانندگان و هنرمندان بخواهند تمرکز خود را روی تولید آثار انقلابی معطوف کنند. به عبارتی ما باید بپذیریم اگر آلبومی با موضوع انقلابی تولید شود قطعا فروشی را که یک آلبوم عاشقانه دارد نخواهد داشت.

هر چند این نکته روی دیگری هم دارد و بسیاری از خوانندگان معروف و البته مشهور وجود دارند که کارهایی در این حوزه هم تولید کرده‌اند.

تصور اشتباه دیگر در این حوزه مربوط به حمایت از این فعالان است؛ به این ترتیب که بیرون از این دایره تصور عمومی بر این است که افراد فعال در حوزه موسیقی ارزشی از حمایت‌هایی بی نظیر برخوردارند. در حالی که اتفاقا گلایه دیگر محسن توسلی از بی توجهی نهادها و ارگان‌های انقلابی به این حوزه فرهنگی است. متاسفانه برخی از این نهادها به دلیل گمنامی همین خوانندگان کمترین توجه را به آنها می‌کنند. اما وقتی خواننده معروفی می‌آید و قطعه مناسبتی را تولید می‌کند، آنچنان برای این فضا جو تبلیغاتی و رسانه‌ای ایجاد می‌شود که توصیف آن سخت است.

من و بسیاری از همکارانم مواقعی پیش آمده که بر مبنای موضوعات مهمی چون نامه رهبر معظم انقلاب اسلامی به جوانان اروپا و مواردی از این دست طرح‌ها و ایده‌های موسیقایی را به برخی مجموعه‌ها و نهادها ارائه کردیم اما هیچ حمایتی اتفاق نیفتاد و ناچار شدیم برای پیاده کردن و اجرایی شدن این طرح‌ها از هزینه شخصی استفاده کنیم.