مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3215646717307691106
جایگاه ادبیات ایران در بازارهای جهانی کتاب در گفت‌وگو با کارشناسان

ویـزای بنگاله برای قند پارسی

یک روز تب مارکز چنان بیداد می‌کند که در مرگش از کلمبیایی‌ها سوگمند‌تر می‌شویم، روز دیگر درگیر نوشته‌های پائولو کوئیلو می‌شویم، بعدتر کتاب‌های هاروکی موراکامی را دست به دست می‌کنیم و زمانی رمان‌های جوجو مویز، نقل محفل کتابخوان‌هایمان می‌شود، اما آن طرف آبی‌ها چقدر با جلال آل احمد، هوشنگ مرادی کرمانی، محمدعلی جمالزاده و دیگر نویسندگان نامدار این سرزمین آشنایی دارند. سال‌هاست که کفه واردات و صادرات کتاب به عنوان یک محصول فرهنگی در کشورمان هیچ تناسبی با هم ندارد و اگر اقداماتی صورت گرفته کاملا فردی و متکی به اشخاص بوده است.

ادبیات ایران در جشنوارههای جهانی مطرح شده، جوایزی به دست آوردهاند و توجهاتی به خود جلب کردهاند، اما ادبیات ایران در بازار کتاب جهان سهم زیادی ندارد، چون کمتر پیش آمده که در یک جریان پیوسته کتابهای ایرانی به زبانهای مختلف ترجمه شوند.

مهمترین دستاورد عرضه کتابهای فارسی به زبانهای مختلف دنیا، معرفی ایران و فرهنگ ایرانی به کتابدوستان جهان است، اما شکلگیری یک جریان متداول برای عرضه کتابهای فارسی به سایر زبانها، حتما نتایج دیگری هم خواهد داشت و نهادها، انجمنها و تشکیلاتی باید وجود داشته باشند که این امر را پیگیری یا لااقل زیرساختهایش را فراهم کنند.

روزی روزگاری پاول

در ادبیات فارسی، رمانها و داستانهای متعددی را میتوان نام برد که به زبانهای دیگر ترجمه شدهاند و این اتفاق از سالهای دور رخ داده و مربوط به دیروز و امروز نیست اما همه آنها تلاشهایی پراکنده بودهاند و بعید است یک علاقهمند به داستان و رمان فارسی بتواند در کتابفروشیهای فرانکفورت، وین، واشنگتن یا سیدنی کتابی از یک نویسنده ایرانی پیدا کند.

مهمترین جریان ترجمه کتابهای فارسی به دیگر زبانها، زمانی رخ داد که پاول اسپراکمن در توافقی با انتشارات حوزه هنری، چندین رمان ایرانی را به انگلیسی ترجمه کرد. این استادیار ادبیات فارسی که مدرس دانشگاه راتگرز ایالت نیوجرسی است، تقریبا از یک دهه پیش رمانهایی چون سفر به گرای 280 درجه، نوشته احمد دهقان، شطرنج با ماشین قیامت و داستانهای شهر جنگی به قلم حبیب احمدزاده، دا، نورالدین پسر ایران، پایی که جا ماند و اسماعیل نوشته امیرحسین فردی را به انگلیسی ترجمه کرده و به عنوان نایبرئیس مرکز مطالعات خاورمیانه در ایالات متحده آمریکا، ترجمه، داستان «کباب غاز» محمدعلی جمالزاده، «سفر عصمت» ابراهیم گلستان، «یکی بود یکی نبود» جمالزاده، غربزدگی جلال آلاحمد و چند مقاله درباره طنز و هجو فارسی را نیز در کارنامه دارد اما تلاش او برای ترجمه آثار فارسی یک جریان مستمر و البته خیلی قوی نبود.

گرنت، تاپ و دیگران

برای شکلگیری فرآیند ترجمه و عرضه کتابهای فارسی، نهادهای متولی فرهنگ و ادبیات دست به کار شدهاند و اقداماتی صورت دادهاند که از آن جمله میتوان به شکلگیری طرح گرنت در معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اشاره کرد.

علی فریدونی، مدیرکل مجامع و فعالیتهای فرهنگی و دبیر طرح حمایت از ترجمه و انتشار کتاب ایرانی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، طرح گرنت را فرصتی برای تقویت صنعت نشر ایران در حوزة نشر بینالملل و معرفی و گسترش ادبیات، فرهنگ و هنر ایران در جهان میداند و توضیح میدهد در این طرح کتابهای ادبیات داستانی و غیرداستانی معاصر، هنر، کتب اسلامشناسی و کودک و نوجوان به شرط کیفیت محتوایی، مورد حمایت قرار خواهند گرفت. فریدونی میگوید: این طرح از سه سال پیش تصویب شده و هر سال به طور متوسط صد کتاب فارسی به زبانهای دیگر منتشر شده است.

در طرح گرنت، کتابهای کودک و نوجوان هزار دلار و کتابهای ادبیات به معنای عام تا 3000 دلار مورد حمایت قرار میگیرند که از نگاه فریدونی ناشران متقاضی را به ترجمه و انتشار تشویق میکند و در مجموع گام مهمی در بخش رسمی حوزه نشر محسوب میشود.

گویا در قالب طرح گرنت کتابهای فارسی به زبانهایی چون فرانسه و انگلیسی ترجمه شده که فریدون از آن جمله به برخی آثار هوشنگ مرادی کرمانی و آذری یزدی اشاره میکند.

طرح تاپ نیز از دیگر طرحهای حمایتی در این زمینه است که در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اجرا میشود. این سازمان بخشی از هزینههای ترجمه و نشر کتابهای فارسی را به زبانهای دیگر متقبل میشود که البته این طرح به آثار فاخر در حوزه معارف و علوم اسلامی محدود است.

در سالهای اخیر ناشران هم بیکار ننشسته و برخی از آنها، کتابهایی را برای ارائه در بازارهای جهانی به زبانهای دیگر ترجمه کردهاند.

اول کپیرایت، بعد بازار جهانی

درست است که نهادهای متولی کتاب با طرحهای حمایتی، شرایط ترجمه و انتشار کتابهای فارسی را به زبانهای دیگر فراهم میکنند، اما توجه به بازار کتاب در گستره جهانی و شکلگیری تبادلات دو سویه در بازار کتاب، اتفاقی است که بیشتر از هر چیز باید توسط خود ناشران انجام شود. نهادها و موسسات دولتی میتوانند در بهترین حالت، زیرساختها و شرایط را فراهم کنند، اما قبل از هر چیز این کتابهای ایرانی هستند که باید دل ناشران خارجی را بربایند.

یکی از ناشرانی که دست به ترجمه آثار ایرانی میزند، انتشارات شمع و مه در انگلستان است. البته صاحب و مدیر این موسسه انتشاراتی یک ایرانی است. افشین شهنهتبار که با هدف معرفی ادبیات ایران به جهان دست به تاسیس نشر شمع و مه زده، موسسهای هم به همین نام در ایران دارد. به عبارتی او مجوز تاسیس دو موسسه انتشاراتی با یک نام مشترک یکی در ایران و دیگری در انگلستان را
دریافت کرده که بتواند آثار فارسی را به زبانهای دیگر منتشر کند.

این ناشر بینالمللی مهم ترین مانع و مسأله را به کپی رایت مربوط میداند و این که ایران به کنوانسیون برن نپیوسته است. به اعتقاد او قانون رعایت حق مولف یا کپی رایت میتواند توسط خود ناشران محترم شناخته شود تا آرام آرام جهان ارتباط بهتری با حوزه نشر در ایران برقرار کند. این طور که شهنهتبار میگوید، معمولا رایت کتابها چندان بالا نیست و گاهی به رایگان حتی با صد دلار میتوانند کپیرایت یک کتاب را بخرند و زمینه را برای همکاری، تعامل و اعتماد دو سویه فراهم کنند.

معرفی ادبیات ایران به جهان

زمان خواهد برد که مردم جهان با نویسندگان بزرگ ایرانی آشنا شوند؛ زمانی که باید صرف ترجمه کتابهای فارسی به سایر زبانها و انتشارشان در بازارهای جهانی شود. افشین شهنهتبار به عنوان یک ناشر معتقد است وقتی آثار ایرانی به طور مستمر در بازارها و جشنوارههای کتاب حضور داشته باشند، وقتی مورد نقد و بررسی قرار بگیرند و برخی از آنها هم بتوانند جوایزی از جشنوارههای معتبر ادبی به دست بیاورند حتما شرایط بهتر خواهد شد.

این ناشر امیدوار است روزی تعداد کتابهایی که از زبانهای دیگر به فارسی ترجمه میشود با کتابهای فارسی که به زبانهای دیگر ترجمه میشود، توازن پیدا کند و این اتفاق را در ید نه چندان پرقدرت ناشران میبیند و معتقد است ناشران و متولیان دولتی نمیتوانند تمام این بار را بر دوش بکشند.

شهنهتبار طرحهایی مانند گرنت و تاپ را به فال نیک میگیرد و آنها را راهگشا میداند، اما معتقد است قبل از هر چیز برای رسیدن به یک بازار متوازن باید مترجمان حرفهای تربیت کرد. بر اساس اظهارات او، ترجمه ادبیات داستانی یک تخصص است و از هر کسی بر نمیآید. باید کسانی باشند که بتوانند روح داستانهای ایرانی را در ترجمه زنده نگاه دارند و چنین مترجمانی باید توسط ناشران تربیت شوند.

البته شهنهتبار برخی نهادهای ادبی مانند بنیاد سعدی را در معرفی غیرایرانیهای علاقه مند به زبان فارسی برای فراگیری ترجمه تخصصی متون ادبی موثر میداند و معتقد است این مترجمان میتوانند نقش پلهای فرهنگی را ایفا کنند.

به اضافه اینکه ...

معرفی فرهنگ و چیزهای دیگر

ترجمه و انتشار کتابهای ایرانی به زبانهای دیگر دنیا و عرضه آنها در کتابفروشیهای کشورهای مختلف جهان در اولین نگاه به این معناست که فرهنگ ایرانی از طریق این کتابها به سایر مردم جهان معرفی میشود، اما به موازات آن اتفاق دیگری هم رخ میدهد و آن توسعه بازار کتابهای ایران و رشد و ارتقای ادبیات فارسی است.

اگر قرار باشد کتاب به عنوان محصول ایرانی فقط برای بازارهای داخلی نوشته و تولید شود، در مرزی از کیفیت باقی میماند اما اگر نویسنده و ناشر بداند که کتابش به زبانهای دیگر ترجمه خواهد شد و از هر گوشه جهان مخاطبانی خواهد داشت، حتما برای نگارش و تولید کتابهای باکیفیتتر با انگیزه بیشتر تلاش خواهد کرد.

ترجمه و عرضه کتابهای ایرانی به زبانهای دیگر، هم میتواند انگیزهساز باشد هم عواید مالی قابل اعتنا به همراه داشته باشد و هم به افتخار و غرور ملی بینجامد.

آذر مهاجر

فرهنگ و هنر