مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3214511003624806081

مرادی‌کرمانی در مسیر کرمان ـ جهان

ادبیات بومی، اگر بخواهیم به معنای واقعی کلمه به مختصاتش بپردازیم، یکی از مهم‌ترین نماینده‌هایش را در ایران، از کرمان احضار می‌کند. نویسنده دوست‌داشتنی نوجوان‌های چند نسل که حتی در بزرگسالی نیز بین آثار او، لحظات و دقایقی مناسب حال خود می‌یابند. هوشنگ مرادی کرمانی، یکی از بزنگاه‌های مهم ادبیات داستانی ایران برای بازتعریف اصطلاح بوم برای ادبیات است. او سال 1323 در روستایی از توابع شهداد کرمان متولد شده و توانسته در همه این سال‌ها از توشه کلماتی که از آنجا به همراه آورده، بهره ببرد برای کتاب‌های اغلب پرفروش و پرمخاطبش. اولین کار حرفه‌ای‌اش هم مربوط به فعالیتی محلی بود؛ وقتی از سال 1339 در کرمان و همکاری با رادیو محلی کرمان نویسندگی را آغاز کرد.

شاید شما هم مثل بسیاری از عموم مردم او را با داستان قصههای مجید بشناسید؛ داستانی که در سال 1353 خلق شد. داستان پسر نوجوانی که همراه با «بیبی» پیر زن مهربان، زندگی میکند. همین قصهها، جایزه مخصوص «کتاب برگزیده سال1364» را نصیب او کرد. این قصه، مسیر کرمان تا اصفهان را درنوردید تا یکی از خاطرهانگیزترین مجموعههای تلویزیونی به همین اسم را کیومرث پوراحمد بر اساس آن بسازد. اولین جایزه نویسندگیاش به خاطر «بچههای قالیبافخانه» بود که در سال 1359 جایزه نقدی شورای کتاب کودک و جایزه جهانی آندرسن در سال 1986 را به او اختصاص داد. پس از آن تا امروز، خیل جایزههاست که برای کرمان و او افتخار آفریده است. آثار او به زبانهای مختلف هم ترجمه شدهاست.

پیش از این با هوشنگ مرادی کرمانی در جامجم درباره نسبتش با ادبیات بومی به گفتوگو نشستیم. او درباره شیوهاش برای پرداخت به فرهنگی بومی گفته بود: «در جاهایی که به نظر ما مردم عادی حضور دارند و هیچ ربطی بین آنها و هنر و ادبیات نیست، اتفاقات ساز و کار تولید اثر هنری در آن فضا وجود دارد. در هر جایی که انسان زندگی میکند، بخش فرهنگی نیز همراه اوست.

چوپانی که گوسفندان را برای چرا به کوه و دشت میبرد و شب به روستا بازمیگرداند، در این رفت و آمد زیستی فرهنگی دارد. او نیلبکی با خود دارد که با این ساز تنهایی خود را مینوازد و این بخش فرهنگی آن چوپان است. او در طبیعت به خود میرسد و با ابرها شکل میسازد. بسیاری از داستانها و قصهها هم با چوپانهای تنها همراه است. حتی چوپان هم بخش فرهنگی دارد. به اینها میشود مدام توجه کرد».