مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3214176919482681212
یک کارشناس شهری از باید و نبایدهای زیباسازی شهرها در آستانه نوروز می‌گوید

شهر نازیبا هزینه‌های فصلی بالاتری دارد

برای طراح و معمار نام‌آشنای بوستان آب وآتش، وجود عناصر نازیبا در سطح شهر بیش از هرچیز آزاردهنده‌است؛ عناصر نازیبایی که در گوشه‌گوشه شهرهای ما جاخوش‌کرده‌اند و زیبایی‌های موجود را هم رفته‌رفته می‌بلعند. به‌همین‌دلیل مهرداد مال‌عزیزی بیش از هرچیز بر زیباترکردن ساختاری شهرها تاکیددارد؛ چراکه معتقداست شهری که ذاتا زیباست با صرف هزینه‌های بسیار اندک و طرح‌های ساده در ایامی مانند نوروز زیباتر می‌شود و شهر نازیبا با صرف هزینه‌های سنگین هم راه به زیبایی نمی‌برد.

از نظر شهرسازی و معماری چه شهری زیباست؟

شهری زیباست که ورودی زیبایی داشته و محور دعوتکنندگی زیبایی داشتهباشد. در مرحله بعدی میدان اصلی شهر باید زیبا باشد و بعدتر شریانهایی که از این میدان اصلی توزیع میشوند و به نقاط مختلف شهر میروند. درحقیقت شهرها باید موتیفها و نمادهای زیبایی در ورودیها، محورهای اصلی و میادین که فضاهای عمومی هستند، داشتهباشند. اساسا شهری که خودبهخود و بالذات میادین وشریانهای زیبایی دارد، به چشم تازه واردها هم زیبا به نظر میرسد. بهعنوان مثال میتوانم به چهارباغ اصفهان اشارهکنم. وقتی بهعنوان یک گردشگر از روی 33 پل میگذرید، وقتی از میدان نقش جهان عبور میکنید، همه موتیفها ونمادهای در نظرگرفتهشده در این منطقه به چشم شما زیباست؛ این همان شهرسازیای است که تمام عناصرش از قبل اندیشیده وساخته شده و در نتیجه در تمام فصول سال زیبا بهنظر میرسد. در ایامی مثل نوروز هم فقط اجرای یکسری طرحهای ساده با هزینههای بسیار اندک مثل گلکاری کافی است، چون اینجا ساختار زیباست. اما وقتی شهری چنین ساختار و استراکچر زیبایی ندارد، محورهای زشتی دارد، مثل ورودی بسیاری از شهرهای ما که با تعویض روغنیها و بدنههای بسیار زشت و فعالیتهای ناپایدار و ناسازگار با روح شهری، تزیین شدهاند، برای این شهرها هرچقدر هم که هزینه کنید نتیجه نمیگیرید، اینها هزینههای دور ریختنی است.

پس معتقدید که شهرداریها برای نتیجهگرفتن باید قبل از هرچیز روی ساختار شهریشان کار کنند؟

دقیقا توصیه میکنم شهرداریها بکوشند در حین شهرسازی، ساختار شهرها، سازه و بنیاد شهر را زیبا کنند. ورودی، میادین، شریانهای اصلی، پاتوقها را زیبا کنند، اگر این محورها زیبا باشند، شهر زیبا بهنظر میرسد. در مرحله بعدی، میتوانند هزینههایی را که ممکن است فصلی باشند یا مناسبتی، صرف زیباسازی شهر بکنند. مثل بیرقهایی که در ایام محرم در بلوارها نصبمیشود یا پرچم کشورمان که در جشنها در میادین به اهتزاز در میآید. اینها جزو هزینههای فصلی است اما نباید فراموش کنیم هرچقدر شهر ذاتا نازیبا و آن ساختار اصلیاش، با اصول شهرسازی فاصله داشتهباشد، هزینههای فصلی هم خودشان را بالا میکشند و رقم زیادتری را به شهر تحمیل میکنند.درحالیکه هزینههای فصلی نباید زیاد باشند، چون از اسمشان مشخص است، فصلی و مقطعی هستند. آنچه برای شهر هزینه میشود و میتواند بالا هم باشد، هزینههای دائمی است.

دقیقا این نکتهای است که همیشه منتقدان طرحهای زیباسازی به آن اشاره میکنند.

همین طور است، ببینید بالارفتن هزینههای فصلی در این شرایط قابل پیشبینی است؛ چون ساختار شهر درست نیست، بههمین دلیل بعد از ده روز که از کاشت گلهای بهاری گذشت، میبینید این گلها زودتر از پایان عمر معمولشان پژمرده شدهاند، پرچمهای رنگی غبارآلود شدهاند. انتقادی که به آن اشاره میکنید درست است چون این هزینهها در حقیقت به بادرفتهاست. تنها دلیلش هم این است که شهر از ابتدا خوب بنا نشده. مثالی میزنم، در شهر عشقآباد ترکمنستان به مناسبت سالهای جدایی این کشور از اتحاد جماهیر شوروی، میادین مختلفی ساختهاند، مثلا میدان دومین سال استقلال، میدان سومین سال استقلال و... . اما این میادین از ابتدا طوری بنا شدهاند که در جهت محورهای شهری، عبور و مرور، پیادهروی و تجمع مردم باشند. چون که آنها هم نوروز را جشن میگیرند، این میادین همیشه محل نصب سفرههای هفتسین است و چونکه این میادین از ابتدا با هدف پاتوق بودن ساختهشدهاند، به مرکز تجمع مردم تبدیل میشوند و بشدت مورد استقبال قرار میگیرند. اما اگر بخواهیم شهرهای خودمان را مثال بزنیم، مثلا همین تهران را با این شلوغیها و بههمریختگیها و عدم اجرای طرح جامع شهری، حتی نمیتوانیم اسم یک میدان را به میان بیاوریم که بتوان از آن به عنوان پاتوق یاد کرد و گفت برای چنین کاری مناسب است. چون کارکرد پاتوق بودن از ابتدا در میادین ما دیده نشدهاست.

با این حال همیشه تلاش میشود نمادهای نوروزی هم در میادین و هم در محورهای اصلی شهر نصبشوند.

خود حرکت، حرکت خوبی است اما ایرادی که همیشه به این موضوع وارد میشود، بحث جانمایی این المانهاست. وقتی این نمادها و المانها در فضایی چیده میشود پسزمینه خوبی ندارد و اصلا آن پسزمینه برای این کار در نظرگرفتهنشدهاست، نتیجه این میشود که عابران وقتی از آن میدان میگذرند، المان و نماد نصب شده را بهطور کامل نمیبینند. چرا؟ چون اینقدر عناصر نازیبا و مزاحم در این میدان است که شهرداری هر کاری هم بکند و هر المانی هم بگذارد و هر گلی هم بکارد، دیده نمیشود چون عناصر نازیبا در فضا مسلط هستند.