مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3211876458200133551

پاسخ به پرسش‌های شما

با سلام، دختری 26 ساله هستم که از 5 سال قبل در یک رابطه احساسی با یکی از همکلاسی‌هایم قرار گرفتم.

ایشان فرد بسیار محترم و مورد وثوق بسیاری از همکلاسان و اساتید دانشکده ماست. ما رابطه خوبی با هم داریم اما ایشان تا به حال در مورد ازدواج به‌طور جدی با من صحبت نکردند و فقط به‌صورت گذرا اشاراتی به این موضوع داشته‌اند. همچنین این‌که مادر بسیار سختگیری دارند که بسیار به هم وابسته‌اند تا حدی که مطمئنم در ازدواج ایشان بشدت دخالت خواهند کرد. از لحاظ سطح اقتصادی هم با ما تفاوت زیادی دارند من از خانواده‌ای متوسط و فرهنگی هستم و ایشان در وضعیت بسیار خوبی قرار دارند. من واقعا نگران خود و آینده‌ام هستم و نمی‌دانم چطور باید بحث ازدواج و آینده را پیش بکشم. ایشان را دوست دارم و نمی‌خواهم از دستش بدم.

سلام، می‌توانید زمانی برای خود تعیین کنید و براساس آن تصمیم‌گیری کنید که تا چه زمانی یا چندسالگی با توجه به شرایط خانواده منتظر می‌مانید. اما پیش از آن به خود جرات بدهید تا با مطرح کردن شرایط خاص خودتان نظر قلبی او را کم‌کم جویا شوید که این زمان را بیهوده در انتظار نمانید.

بهتر است توجه داشته باشید اگر در چند سال آینده او به دلایلی مثلا دخالت مادرش در زندگی قادر به ادامه رابطه با شما نباشد آن زمان آسیب روحی عمیق‌تری متوجه شما خواهد شد. در مورد شرایط خانواده‌تان هم با ایشان صحبت کنید تصویر منفی از خود و خانواده نشان ندهید، بلکه با هوشمندی و بیان مناسب، شرایط را برایش توصیف کنید. با توجه به فاکتورهای خوبی که در مورد خودتان اشاره کردید، خود را دست‌کم نگیرید و توجه داشته باشید خستگی از شرایط فعلی نباید باعث شود تصمیم ناپخته یا نسنجیده احساسی بگیرید بلکه با تمرکز و سنجیدن تمامی شرایط، تصمیمی قابل قبول برای آینده‌تان اتخاذ کنید.

سلام پسری 28 ساله هستم از چهار سال پیش به دختری علاقه‌مند شدم و همان سال اول ارتباطمان، قرار ازدواج گذاشتیم و تا امروز پایبند هستیم. نمی‌دانم چرا گاهی وقت‌ها به او شک می‌کنم و روی رفتارهایش حساس می‌شوم. رفتار بدی ندارد چیزی هم در این چند سال از او ندیدم ولی برداشتم از خودم این هست که وقتی روی چیزی حساس می‌شوم آن حساسیت حتما درست است.

از طرفی نامزدم حافظه خوبی ندارد و رمزهای سخت ندارد، رمز اینستاگرامش را حدس زدم و حدود یک سال که با وجود گرفتن عذاب وجدان چک می‌کنم. ولی چیزی ندیدم. هر نشانه بی ربطی باعث می‌شود این حس شک سراغم بیاید، روال عادی زندگی من را به هم ریخته است، چطور این افکار بی پایه و اساس را از خودم دور کنم؟

همان‌طور که خودتان نیز اشاره کرده اید، این رفتارهای شک آلود رفتاری معمولی نیست و روال عادی زندگی را به هم می‌ریزد. در واقع نشانه این‌که یک رفتار، مثبت است یا ناکارآمد، تاثیری است که روی شیوه زندگی ما می‌گذارد. نکته مثبت درخصوص شما این است که متوجه ناکارآمدی نوع رفتار خود شده اید و در پی اصلاح آن هستید.

احتمالا شما در درون خود به علتی خود را ضعیف تر از نامزدتان می‎دانید و نگران از دست رفتن رابطه‌تان هستید که این افکار منفی به ذهن شما هجوم می‌آورد. از چک کردن صفحه ایشان دست برداشته و برای درمان کامل تر از مشاور حضوری کمک بگیرید تا این ایراد ذهنی‌تان برطرف شود.