مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3180068686510721602
اکبر عبدی از توجه ویژه رهبر انقلاب به‌خود دردوران بیماری‌اش گفت

فقط «آقا» به فکرم بود

اکبر عبدی در برنامه «سینما دو» درباره مسائل مختلفی صحبت کرد، از بزرگداشت‌اش در جشنواره فیلم فجر و تحمل دو سال بیماری گرفته تا ماجرایش با اداره مالیات، همکاری‌هایش با مهرجویی، تقوایی، حاتمی و معتمدی و گرفتن سیمرغ و البته توجه رهبر معظم انقلاب به او و آثارش.

به گزارش روابط عمومی سینما دو بازیگر باسابقه و پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون در گفتوگو با حامد عنقا، شبکهدو را مدرسه بازیگرها و هنرمندان دانست و گفت: پایههای کار تصویر را از شبکه دو شروع کردیم و کارهایی مانند «محله بروبیا» و «محله بهداشت» نمونههایی از این کارها هستند.

وی تصریح کرد: به نوعی بیشتر بازیگرها مدیون تلویزیون هستند، چون تلویزیون خانه هر بازیگری است. من هم در مقام نویسنده به مدت 20 سال در خدمت تلویزیون بودهام.

عنقا که برای گفتوگو با عبدی به خانه این هنرمند پیشکسوت رفته بود، به برگزاری مراسم بزرگداشت وی در جشنواره فجر اشاره و بیان کرد: خیلی وقتها از اینکه به هنرمندان پیشکسوت توجه نمیشود گلهمند بودید.

عبدی در پاسخ گفت: همانطور که بارها اعلام شده و حتی خواجه حافظ شیرازی هم میداند، به مدت دو سال بیمار بودهام. یک سال که دیالیز میشدم و یک سال هم در دوران نقاهت پیوند کلیه بودم که در این مدت به دلیل همین بیماری ممنوعالملاقات نیز بودم.

«آقا» به فکرم بودند

این هنرمند از پیگیری حال و اوضاعش توسط یک فرد خاص گفت و بیان کرد: شاید باور کردنی نباشد، اما در این مدت کسی که اصلا فکرش را هم نمیکردیم وقتش را داشته باشد به ما فکر کند، جویای احوال ما شد؛ «آقا» (مقام معظم رهبری) در این مدت دو بار از طریق دوستانی که خدمتشان میرسند، حال من را پرسیده بودند و به این دوستان گفته بودند، پیگیر احوال اکبر عبدی شوید و اگر کمک مالی یا دوا و درمان نیاز دارند، رسیدگی کنید. واقعا این موضوع برای من جالب بود زیرا اصلا فکر نمیکردم بنده را به یاد داشته باشند زیرا ایشان در راس یک کشور قرار دارند و بسیار سرشان شلوغ است.

عنقا پرسید: ملاقاتی هم با رهبر معظم انقلاب داشتهاید؟

عبدی پاسخ داد: تاکنون ملاقاتی با رهبر معظم انقلاب نداشتهام، اما از طریق فیلمها به من توجه کردند. ایشان حتی درباره بعضی از کارهای من مانند «آدم برفی»، «اخراجیها» و «رسوایی» دستخط نوشتند. ایشان درباره بازی بنده در رسوایی فرمودند، در 35 سال گذشته کسی به این خوبی نقش یک روحانی را بازی نکرده بود.

100 میلیون ریال بود، نه تومان

بازیگر فیلمهایی چون «اخراجی ها» و «رسوایی» عنوان کرد: در ذهن همه آدمها بخصوص دوستان و فامیل این سوال ایجاد شده است که در این بزرگداشت، چقدر هدیه نقدی دادهاند؟ یک هدیه آن قابی بود که دستخط وزیر را داشت و ما آن را به عنوان هدیه معنوی به یادگار نگه میداریم، اما آنچه در چشم همه است، هدیه مادی است.

وی ادامه داد: وقتی پاکت هدیه مالی را دریافت کردیم، همسرم آن را باز کرد و با خوشحالی گفت صد میلیون هدیه داده اند! اما وقتی دخترم نگاه کرد، گفت این صدمیلیون ریال است!

بــــازیــــــگر پیشکسوت ســینما و تلویزیون با بیان اینکه مردم هر روز برای من بزرگداشت میگیرند، اشاره کرد: به اندازهای که از بزرگداشت آقایان اسماعیلی و نجفی خوشحال شدم، برای برگزاری بزرگداشت خود خوشحال نشدم.

مهرجویی را نمیشناختم

عبدی در ادامه به همکاری با داریوش مهرجویی اشاره کرد و گفت: با وجود تماشای فیلمهای مهرجویی، هرگز او را از نزدیک ندیده بودم. وقتی با قهوه به سراغ من آمد، پرسیدم آقای مهرجویی را میخواستم ملاقات کنم که او خودش را معرفی کرد و آن موقع فهمیدم چقدر کار بدی کردم. به او گفتم بگذارید، قهوه را دور بریزم و خودم یکی دیگر درست کنم که اجازه این کار را نداد. از آنجا با هم آشنا شدیم و قرارداد بازی در فیلم را با رقم 40 هزار تومان بستیم! با این پول در آن زمان میتوانستم یک تکه زمین
150 متری در خیابان پیامبر فعلی بخرم. قرار داد استاد انتظامی در آن زمان 80 هزار تومان بود.

بازیگر «اجارهنشینها» افزود: مهرجویی برای نقشهای دیگر از من مشاوره گرفت و در آن زمان خانم سلیمی و استاد کاویانی را که در تئاتر حضور داشتند، معرفی کردم. در نهایت آقای مهرجویی از کار من راضی بود و به همین دلیل 10هزار تومان دیگر به قرارداد من اضافه کرد.

تقوایی تحویلم گرفت!

این بازیگر سینما خاطرنشان کرد: تلویزیون سریالی با عنوان «میرزا کوچکخان» با نویسندگی و کارگردانی استاد تقوایی تهیه و تولید کرد. قرار بود ارجمند نقش میرزا کوچک خان را بازی کند اما فرد دیگری به نام افخمی کارگردانی را از تقوایی گرفت و نقش مرا هم تغییر داد.

وی اضافه کرد: اما من اعلام کردم قراردادم با تقوایی بود و پس از بازگرداندن 20 هزار تومانی که بابت پیش پرداخت دریافت کرده بودم، قرارداد را پاره کردم. وقتی این موضوع به گوش تقوایی رسید، مرا به خانه اش دعوت کرد و خیلی تحویلم گرفت و همان جا قرارداد یک فیلم را امضا کردیم که بابت بازی در آن که چند ماه طول کشید 190 هزار تومان دریافت کردم. یادم است در آن فیلم به دلیل وزش باد، دکور داخل رودخانه افتاد و از بین رفت و به همین دلیل کار هم کمی دچار تاخیر شد.

حاتمی خیلی زود رفت

عبدی درباره مرحوم علی حاتمی گفت: مرحوم استاد علی حاتمی آن تیپ شخصیتهایی را که در فیلمهایشان نمایش دادند، خیلی خوب میشناختند و با آنها زندگی کردند. مرحوم حاتمی جزو معدود شخصیتهایی بودند که سر وقت و هنگام پخش اذان به اقامه میایستاد و نمازش را میخواند.

عنقا از علت پذیرش نقش غلامرضا در فیلم مادر پرسید و عبدی پاسخ داد: استاد اسکندری چند طرح و تست زدند و بعد مرحوم حاتمی پذیرفتند نقش غلامرضا را بازی کنم.

این هنرمند به آخرین همکاری خود با مرحوم حاتمی اشاره و بیان کرد: در فیلم آخر مرحوم حاتمی که متاسفانه نیمهکاره ماند، قرار بود نقش یکی از مریدان مرحوم تختی را که کر و لال بود و کارهای خانه تختی را هم انجام میداد، بازی کنم. این کارگر مرگ تختی را هم میبیند اما چون کر و لال بود نمیتوانست بگوید. مرحوم حاتمی به من گفت چون شما میتوانید در مراسم تشییع تختی، اشک تماشاگر را دربیاورید، به شما نیاز دارم اما متاسفانه قسمت نشد و ایشان در 54 سالگی فوت کرد و به این شکل شاعر سینمای ایران از دست رفت.

این بازیگر پیشکسوت درباره دومین سیمرغ بلورین خود بابت فیلم «خوابم میاد» اظهار کرد: هنوز مشخص نیست این سیمرغ را بابت بازی به عنوان مرد یا زن گرفتهایم؟ فعلا همینطور روی هوا هستیم.

عبدی از اشتباهات دوران هنریاش گفت و بیان کرد: خودم را همیشه هنربند و نه هنرمند میدانستم. ما هم مثل بقیه آدمها فریب میخوریم و گاهی با پول وسوسه میشویم، چون آدم معمولی هستیم.

برنامه سینما دو با اجرا و سردبیری حامد عنقا در مدت برگزاری جشنواره فیلم فجر 11 ویژه برنامه داشت و هر شب ساعت 23 و 30 دقیقه از شبکه دو سیما روی آنتن میرفت. این برنامه از این پس به روال سابق هر هفته پنجشنبهها روی آنتن شبکه دو سیما میرود.

به مهرجویی گفتم یک قهوه هم برای من درست کن

آشنایی من با استاد مهرجویی جزو خاطرات شیرینم است. تئاتر کار میکردم که دستیار مهرجویی یک سناریو به من داد و گفت شنبه ساعت 5 بعدازظهر در دفتر پخش حضور داشته باشید تا با مهرجویی درباره این نقش حرف بزنید. بنده تا آن روز موعود خوابم نمیبرد و دائم به این دیدار و بازی در نقشی مقابل عزتا... انتظامی فکر میکردم. وقتی روز موعود رسید به دفتر رفتم و با مردی که شلوار جین ریشریش شده و پوتین سربازی داشت، روبهرو شدم که داشت برای خودش قهوه درست میکرد. داخل رفتم و بعد از سلام و احوالپرسی، گفتم یکی هم برای من درست کن!

سیمرغم را از مردم گرفتم

به اتفاق استاد جبلی و کلاری در سینما بهمن، فیلم «مادر» را تماشا میکردیم و قرار بود به جشنواره برویم. وقتی از سینما خارج شدیم، آقایی گفت خانه من در نزدیکی سینماست و دختری دارم که از ناحیه پا دچار مشکل است و علاقه دارد شما را ببیند. با اینکه جشنواره آغاز شده بود و باید میرفتم، اما دعوت این پدر را پذیرفتم. وقتی به خانه آنها رفتم، دخترشان که روی ویلچر بود، با دیدن من بسیار خوشحال شد. آنها مرا به شام هم دعوت کردند و در نهایت آن آقا که بلورساز بود، یک جام بلورین که توسط دخترش نقاشی شده بود، به من هدیه داد. من هم خدا را شکر کردم با اینکه جایزه سیمـرغ نگرفتم، اما جایزهام را از مردم مستقیما آن هم قبل از جشنواره گرفتم.