مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3178643336817496877

آداب همسایه‌داری در حوزه دیپلماسی

ایران با 15 کشور از طریق خشکی یا دریا همجوار است. مناسبات ایران با این 15 کشور می‌تواند در حوزه‌های مختلف سیاست خارجی از جمله اقتصاد کشور تحول ایجاد کند. به علاوه ایران با ده کشور دیگر نیز به دلیل تاریخ و جغرافیا روابط نزدیک دارد.

جمهوری اسلامی ایران در رابطه با مجموع 25 کشور همسایه و کشورهای نزدیک خود در سطح منطقه از مزیت‌های فراوانی برخوردار است. روابط ایران و این کشورها از دایره بسته جغرافیا عبور و به دایره فراخ فرهنگ و تمدن وارد می‌شود و استفاده از این ظرفیت‌ها مهم‌ترین عامل توسعه کشورها در قالب توسعه منطقه‌ای است. نادیده گرفتن ظرفیت‌های همسایگی در منطقه غرب آسیا یکی از دلایل موفقیت سیاست‌های بازیگران خارجی در ایجاد ناآرامی و بحران در منطقه است. همسایگی به طرز غیر عادی در این منطقه نادیده گرفته شده است. رویکرد کلان و بلندمدت ایران توجه به مزیت‌های همسایگی و تلاش برای بهره‌گیری از آن در سیاست خارجی می‌باشد. وزارت امور خارجه رابطه با همسایگان را یکی از دو اولویت خود اعلام کرده است.

بعد جغرافیایی همسایگی علاوه بر فرصت‌ها در بردارنده تهدید نیز می‌باشد. وجود زمینه‌های اختلاف ناشی از مرزهای مشترک مانند دعاوی مرزی، اختلاف بر سر آب‌ها و رودهای مرزی، مسائل زیست محیطی، مهاجرت، فقر، قاچاق، شکاف‌های قومی و مذهبی با همسایگان و تهدیدهای ناشی از آنها توجه ویژه به همسایگان را در سیاست خارجی ایجاب می‌نماید. همسایگی در این قالب زمینه برای تنش و هزینه‌های سیاست خارجی را کاهش می‌دهد. همسایگی زمینه‌ساز توسعه زیرساخت‌های همگرایی منطقه‌ای می‌باشد. موفقیت سازمان‌های منطقه‌ای و تقویت جایگاه آنها در امنیت‌سازی و همکاری بین کشورها و بین مناطق نیازمند تقویت سیاست همسایگی بین کشورهای آن منطقه است. یکی از دلایل ضعف همکاری‌های درون‌منطقه‌ای ضعف سیاست همسایگی بین کشورهای آن منطقه است.

با توجه به ویژگی‌های منطقه غرب آسیا بسیاری از کشورهای این منطقه با تهدید نامتعارف بازیگران بین‌المللی مواجه هستند. با توجه به تقابل آمریکا با ایران و تلاش برای ائتلاف‌سازی علیه ایران از میان کشورهای پیرامون ایران، موضوع همسایگان ایران از سطح دوجانبه و منطقه‌ای فراتر رفته و اهمیت جهانی کسب می‌کند. مهار و انزوا مفاهیمی هستند که بخش مهمی از آنها با تکیه بر همسایگان تعریف می‌شوند. به این ترتیب مناسبات ایران و همسایگان از سطح رابطه دو کشور همجوار فراتر می‌رود. ضرورت دارد همسنگ با اهمیت همسایگان در امنیت جمهوری اسلامی ایران به موضوع همسایگی در سیاست خارجی ایران توجه شود. توجه به اهمیت گزینه «سیاست همسایگی» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می‌تواند هزینه‌های کشور را کاهش دهد. سیاست همسایگی علاوه بر تقویت اقتدار ایران از طریق مدیریت روابط دوجانبه و منطقه‌گرایی در حوزه همسایگان، چالش‌های پیش‌روی سیاست خارجی را کاهش می‌دهد.

چرا ایران باید سیاست جدیدی را در قبال همسایگان به کار بندد؟

ایران نزدیک به 3000 سال در پهنه‌ای متغیر از مدیترانه تا شبه قاره هند گسترده بوده است. به همین دلیل مشترکات تاریخی و تمدنی فراوانی بین ایران و کشورهای همسایه و نزدیک آن وجود دارد. این مشترکات زمینه ارتقای همکاری‌ها را فراهم می‌کند. اما نگرانی از تفاوت‌های هویتی بین کشورها موجب اقدامات انفعالی و بعضا اتهام‌زنی به جمهوری اسلامی ایران و طراحی سیاست‌های بازدارنده از سوی برخی از کشورهای پیرامونی علیه آن شده است. مشترکات ایران با کشورهای فوق اگر چه در تقویت مناسبات مردمی موثر می‌باشد، اما کارایی لازم در تقویت روابط دو جانبه را نداشته و حتی گاهی به عنوان مانع در روابط سیاسی عمل نموده است. جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری اسلامی و انقلابی با سیاست خارجی «آرمانگرا و عملگرا‌» از سال 1357 ظرفیت‌های عقیدتی و ارزشی را در سیاست‌های خود ارتقا داد. انقلاب اسلامی نظم بین‌الملل حاکم را به چالش کشید.

متقابلا قدرت‌های حاکم در تلاش برای تغییر رویکردهای و ممانعت از الهام بخشی ایران از نفوذ خود بر کشورهای همسایه ایران استفاده می‌کنند. بعضی دولت‌های پیرامون در سیاست خارجی خود با مهار ایران همراهی می‌کنند. به هر میزان قدرت ایران در منطقه افزایش یافته، نگرانی بازیگران خارج از منطقه و دولت‌های منطقه نسبت به ایران بیشتر و در نتیجه طرح‌هایی برای مقابله با ایران در منطقه سازماندهی شده است. هدف اصلی این طرح‌ها تخلیه ظرفیت‌های سیاست خارجی ایران در مساعدترین جغرافیا یعنی همسایگان است. سرمایه‌گذاری در زمینه‌های واگرایی کشورهای منطقه، تقویت خطی رابطه آمریکا با کشورهای پیرامون ایران، تطمیع و تهدید کشورها در چارچوب طرح‌های مهار ایران، افزایش اتهام‌زنی علیه ایران و گسترش ایران‌ستیزی و تلاش برای جدا کردن ایران از کشورهای منطقه از جمله در قالب سیاست‌های مذهب و قوم محور روندهایی قابل ملاحظه است. با توجه به اهمیت جایگاه ایران در منطقه این سیاست که عمدتا به رهبری آمریکا تعقیب می‌شود، به کاهش روند همگرایی در منطقه و زمینه‌سازی برای نفوذ بیشتر بازیگران خارجی منجر می‌شود. بازیگران جهانی از جمله آمریکا برای دور کردن ایران از حوزه‌های نفوذشان نسبت به بزرگنمایی خطر ایران تلاش می‌کنند. آنها در صدد هستند ایران را پدیده‌ای امنیتی و تهدید‌آمیز با قابلیت توسعه‌طلبی تصویر کنند. ضرورت دارد ایران برای عبور از این مانع‌تراشی و استفاده از فرصت‌های همکاری در منطقه سیاست همسایگی را در پیش گیرد.

چرا سیاست همسایگی پیشنهاد می‌شود:

«سیاست همسایگی» دارای ویژگی‌های ذیل است:

1ـ تقویت روابط با دولت‌های همسایه

2ـ بهبود جایگاه ایران در افکار عمومی منطقه

3ـ عبور از توطئه‌های جاری علیه ایران

بر اساس اسناد بالا دستی و رویکردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و با توجه به وضعیت و اهمیت محیط پیرامونی ایران در روابط بین‌الملل، تقویت پیوندهای همسایگی ایران از آثار دو جانبه، منطقه‌ای و جهانی برخودار خواهد بود. به این منظور سیاست همسایگی باید سه کارکرد را در بر بگیرد:

الف . از منظر داخلی جنبه تنظیم سیاست خارجی و ایجاد هماهنگی بین عناصر تاثیرگذار در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را داشته باشد.

ب . از منظر خارجی در پی ایجاد گفتمان مشترک برای توسعه متقابل روابط ایران و همسایگان باشد تا به تقویت پیوندهای درون منطقه‌ای مساعدت شود.

ج‌. در وهله بعد به عنوان یک گفتمان قابل طرح در سطح جهانی مورد استفاده قرار گیرد.

تبیین سیاست همسایگی:
مفهوم همسایه و همسایگی

همسایه در لغتنامه دهخدا به معنی «هم دیوار، دو تن یا دو خانواده که در کنار هم خانه دارند یا در دو قسمت یک خانه زندگی کنند» تعریف شده است. این لغتنامه همسایگی را به معنی عمل «همسایه بودن» توضیح داده است. در دین مبین اسلام به حقوق همسایه توجه زیادی شده است. قرآن در این مورد می‌فرماید: «به ... همسایه نزدیک و همسایه دور ... نیکی کنید.» برقراری رابطه «همسایگی» نیازمند اراده برای تقویت پیوندهای مبتنی بر همجواری و رابطه محیطی است. نبود «رابطه همسایگی» دلیل شکل‌گیری مشکلات بین «همسایگان» است. وجود یا عدم وجود «همسایگی» مبین شکل‌گیری همسایه خوب و بد می‌باشد. به عبارت دیگر «همسایگی» رابطه بین همسایگان را در مسیر رشد و بهبود قرار می‌دهد. مفاهیم فوق از «همسایه» و «همسایگی» به روابط بین‌الملل نیز قابل تعمیم است. دو کشور «همسایه» کشورهایی تلقی می‌شوند که دارای مرز مشترک خشکی یا آبی باشند. «همسایه» در این تعریف مفهومی جغرافیایی است. در مقابل «همسایگی» مفهومی هنجاری است که مبین ماهیت رابطه بین همسایگان است. باید توجه داشت که همسایگان رابطه دارند، اما الزاما رابطه همسایگی ندارند. چه بسا بین دو کشور همسایه
به جای همسایگی خصومت برقرار باشد. سیاست خارجی بخصوص برای کشورهایی مانند ایران از رابطه با کشورهای همسایه آغاز می‌شود. هرگونه توسعه در سیاست خارجی مستلزم توسعه رابطه با همسایگان است. سیاست خارجی موفق در رابطه با همسایه مبتنی بر «همسایگی» شکل می‌گیرد. نبود یا ضعف همسایگی موجب «همسایشی» بین همسایگان می‌شود. در نبود رابطه همسایگی بین همسایگان در حالی که آثار منفی ناشی از همجواری به روابط تحمیل می‌شود، بهره لازم از فرصت‌های همسایگی گرفته نمی‌شود.

به این ترتیب کشورهای همسایه برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های همجواری و ایجاد زمینه برای همگرایی منطقه‌ای باید نظمی را طراحی کنند که بر اساس آن مناسبات با همسایگان به شکل بارزی تابع قاعده بوده و در قالبی از رویکردهای همسایگی تعریف و پیگیری می‌شود. کشورهایی که از ظرفیت‌های بالاتر فرهنگی، اقتصادی و امنیتی برخوردار هستند از این سیاست بیشتر بهره‌مند می‌شوند. به همین میزان مسئولیت آنها در شکل دادن و فراگیر کردن قواعد و قالب‌های این سیاست بیشتر می‌باشد. اگرچه رابطه دوجانبه با همسایگان جایگاه مهمی در شکل‌گیری سیاست همسایگی دارد، اما سیاست همسایگی با رابطه دوجانبه متفاوت است. سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر رویکرد فرهنگی و تمدنی و متکی به مناسبات مردمی می‌باشد و همکاری‌های اقتصادی نقش ضامن در این مناسبات را ایفا می‌کند.

علیرضا بیگدلی/ سفیر سابق ایران در ترکیه