مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3139905473485182906

سکوت کاغذی!

بازسازی یا دوباره‌سازی یک فیلم سینمایی کلاسیک روشی مرسوم در عالم سینماست. هالیوود استاد این روش برای تکرار فیلم‌هایی است که حالا یا نوستالژیک شده‌اند یا از اهمیت بالایی در تاریخ سینما برخوردارند.

داستان «خانه کاغذی» ساخته مهدی صباغ‌زاده اما به کل با جریان کپی کار سینمای ایران متفاوت است. فیلمساز پس از 26 سال فیلمی از خود را با توجه به شرایط روز بازسازی کرده است. عمدتا بازسازی هر بار در سینما، تلویزیون‌ یا حتی تئاتر اتفاق افتاده، حاصل قابل توجه نبوده و نسخه اولیه همچنان از اصالت بیشتری برخوردار است.این که چرا سازنده خانه خلوت که اتفاقا بسیار فیلم خوبی است و در جشنواره فجر همان سال دو جایزه مهم می‌گیرد و در چند رشته هم کاندیدا می‌شود حالا فیلمی مانند «خانه کاغذی» می‌سازد که حتی در انتخاب‌های اولیه جشنواره قرار نمی‌گیرد دلایل مشخص و مفصلی دارد که با بررسی تطبیقی دو فیلم می‌شود به آنها رسید.

از خانه خلوت تا خانه کاغذی

«خانه کاغذی» با مرگ استاد جلال‌الدین آغاز می‌شود. همان کاراکتری که در خانه خلوت به بن‌بست رسیده و داستان‌هایش دیگر چاپ نمی‌شود‌. اینجا امیرعلی به عنوان شاگرد و دوست جلال‌الدین بر مزارش سخن می‌گوید. جهان خانه خلوت، شاعرانه و بشدت ژورنالیستی است و مخاطب، جلال‌الدین را باور می‌کند. او دوره‌اش گذشته و داستان‌هایش دیگر مشتری ندارد، اما امیر‌علی خانه کاغذی نویسنده و افشاگر مباحث اقتصادی است و به دلیل یک پرونده سنگین مدت‌هاست خانه‌نشین ‌شده است. اولین و مهم‌ترین نکته‌ای که در مقایسه این دو فیلم وجود دارد فضای ژورنالیستی دهه‌های 60 و 90 است که در خانه خلوت به مطبوعات آن زمان شباهت بسیاری دارد و در خانه کاغذی از فضای مطبوعات معاصر فاصله دارد. دوره‌ای که مطبوعات کاغذی در سخت‌ترین شرایط خود قرار دارند و فضای مجازی و سایت‌های خبری در میان توده مردم با اقبال فراوانی مواجه هستند. خانه کاغذی به همین علت نمی‌تواند یک فضای واقعی از نویسنده منزوی داستانش ترسیم کند و بیشتر در حد اشاره به مسائلی کلی باقی می‌ماند.

خانه خلوت فیلمی است درباره هویت یک شهر و آدم‌هایش که آرام آرام توسط برج سازها محاصره می‌شوند و ایرانیانی که یا به خارج از کشور رفته‌اند‌ یا سودای آن را دارند. مثالش دیالوگی فوق‌العاده در فیلم است، جایی که پسر جلال‌الدین از آمریکا پول می‌خواهد و جلال‌الدین به او پیغام می‌دهد: «برو از جان وین بگیر! رفتی اون ور رخت و لباس آمریکایی‌ها رو می‌شوری اونوقت من باید مالیاتت رو بدم!»

نگاه خانه خلوت یک نگاه هویت‌مدارانه در ابتدای دوره‌ای است که صدای پای سرمایه داری آرام آرام به گوش می‌رسد و خانه کاغذی انگار درباره دوره‌ای است که این سرمایه‌داری همه جا را بلعیده و جایی برای نفس کشیدن باقی نگذاشته است. اما این فیلم بیش از آن که وارد اصل قضایا شود در سطح باقی می‌ماند و نمی‌تواند شرایط حاکم بر مطبوعات را تحلیل کند. فیلم از همان عناصر آشنای خانه خلوت استفاده می‌کند. خانه‌ای قدیمی با حیاط و حوض و شیر آبی که خراب است و در نهایت همین نکته باعث آب گرفتگی خانه می‌شود. اینجا اما وضعیت مالی امیر‌علی ابراهیمی برخلاف استادش جلال‌الدین بد نیست. دخترش که خبرنگار تازه‌کاری است ماشین شیکی دارد و هیچ جای فیلم هم نکته‌ای مبنی بر نیاز مالی آنها دیده نمی‌شود. درست برخلاف جلال‌الدین خانه خلوت که در سکانس ماندگار حضورش در بانک در‌می‌یابد پس‌اندازش تمام شده و دیگر
پولی ندارد!

هر چه هست همان‌قدر که فیلم 26 سال پیش صباغ‌زاده به عوالم یک پاورقی نویس تنها و منزوی روزنامه‌ها نزدیک است و می‌توان او را لمس و درک کرد، خانه کاغذی فیلمی دور از فضای مطبوعاتی و ژورنالیستی کشور است.

نکته دیگر به ادعای سازنده و تهیه‌کننده فیلم در ایام جشنواره باز‌می‌گردد که عنوان کرده‌اند به دلیل موضوع فیلم، جشنواره شجاعت انتخاب آن را نداشته است. حالا چند سوال از این دوستان: این فیلم چه زاویه جدیدی را مطرح می‌کند که نمایشش شجاعت نیاز داشته باشد‌؟ آیا بحث فساد اقتصادی تصویر شده در این فیلم تازگی دارد‌؟ آیا مردم در باره این مسائل تا به حال نشنیده‌اند‌؟ فیلم چه کشف بزرگی در این حوزه داشته است‌؟

بازیگر، تهیه‌کننده، سرمایه‌گذار و...

طبق معمول بسیاری از آثار فعلی سینمای ایران بازی‌ها در معمولی‌ترین شکل خود هستند. پرویز پرستویی این روزها در دو نقش مشابه بر پرده سینماها حضور دارد؛ نخست قاتل اهلی و پس از آن همین خانه کاغذی اما اساسا بازی‌های خانه کاغذی نکته ویژه‌ای ندارد.

خانه کاغذی دستاوردی برای مهدی صباغ‌زاده که اتفاقا فیلم خوب دیگری مانند جست‌وجو در جزیره را هم در کارنامه دارد محسوب نمی‌شود، اما تلاشش برای پرداختن به یک موضوع حساس و مهم در کشور یعنی جامعه مطبوعاتی و دغدغه‌های آنها که بسیاری از کنار آن براحتی گذشته‌‌اند، قابل احترام است. خانه‌کاغذی از این نظر فیلم قابل اعتنایی است.

بهرنگ ملک محمدی