مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3135530289675590050
وقتی نهادهای بین‌المللی ابزاری در دست قدرت‌های جهانی قرار می‌گیرد

استانداردهای دوگانه «اعتراض» و «اغتشاش»

مردم زمانه ما در همه سطوح داخلی و بین‌المللی با تجربیات تکرار پذیری مواجه هستند. یکی از این تجارب، ایجاد ساختارهای جهانی برای اعمال مجموعه‌ای از قوانین مدون است که برپایه اجماع کشورهای دنیا صورت گرفته است و تخطی از آن تبعاتی سیاسی و اقتصادی برای کشورهایی که این قوانین را نادیده می‌گیرند در پی دارد.

آمال همه کشورها اتخاذ رویه‌ای یکسان از سوی نهادهای بین‌المللی برای اجرایی کردن همه قطعنامه‌هایی است که مورد توافق جهانی صورت گرفته است. مبارزه با نژادپرستی، حمایت از خانواده، اهمیت به محیط‌زیست،‌ مقابله با تروریسم، احترام به آزادی بیان، مخالفت با گسترش سلاح‌های کشتار جمعی، اعتبار بخشیدن به حقوق بشر و ... مجموعه‌ای از توافقات بین‌المللی است که در نهادی مثل سازمان ملل متحد و سازمان‌های وابسته مورد اجماع جهانی قرار گرفته است. واقعیت آن است که اگر هدف نهایی بشریت فارغ از هر رنگ و نژاد و مذهب رسیدن به صلح جهانی و زندگی مسالمت‌آمیز میان ملت‌های مختلف تحقق پیدا می‌کرد، دنیا چهره‌ای دیگر به خود می‌گرفت و شرایط برای زیست بهتر برای همه مردم مناسب‌تر بود. نهادهای رسمی و حقوقی بین‌المللی با هدف بهتر کردن زندگی برای مردم و مهیا کردن دنیا برای زندگی بدون جنگ و خونریزی و تبعیض و... در روزگار بعد از دو جنگ جهانی خانمانسوز ایجاد شدند، اما نه‌تنها به این هدف خود نرسیدند بلکه این مجامع خود به صورت حربه‌ای خوش‌دست برای رسیدن به امیال و آرزوهای توسعه‌طلبانه و مداخله‌گرایانه کشورهای زورمند درآمدند. این کشورها در شرایط نابسامان و آشفته بعد از جنگ‌های جهانی به ایجاد این نهادهای بین‌الملل دست زدند و از همان ابتدا بنا را بر تبعیض گذاشتند و برای خود حقی فراتر از سایر ممالک دنیا در نظر گرفتند. در این نوشتار قصدی برای ارائه فهرست بلندبالایی از اقدامات تبعیض‌آمیز این کشورها در سازمان ملل متحد نیست بلکه برای نمونه به رویکرد اخیر کشورهایی مثل آمریکا،‌ فرانسه، آلمان و انگلیس اشاره می‌کنیم که در پی بروز اغتشاش در چند شهر ایران و آسیب رسیدن به اموال عمومی و ریختن خون افراد بیگناه، بدون آن‌که به محکومیت این اقدامات آشوبگرانه بپردازند صرفا به خاطر منزوی کردن جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌الملل به دفاع از آشوبگران پرداختند و ضمن اظهارات رسمی علیه ایران و اعلام حمایت از اغتشاش‌ طلبان، درخواست تشکیل جلسه شورای امنیت برای بررسی وقایع چند روز اخیر را دادند.

این در حالی است که همین چند کشور در طول دوران‌های گذشته همواره با مواردی مشابه سروکار داشتند و حتی به سرکوب معترضان پرداختند، اما در نهادی مثل سازمان ملل و شورای امنیت اساسا به موضوعاتی از این دست پرداخته نمی‌شود، چون قدرت در دست زورمندان است و متاسفانه این سنت تلخ تاریخ است که همواره تکرار می‌شود.

پاریس، صحنه اعتراض‌ها

نکته قابل تامل این‌که همزمان با شکل‌گیری آشوب در چند شهر ایران،‌ فرانسه نیز درگیر اعتراضات مشابه بود. طبق اخبار دریافتی از خبرگزاری اسپوتنیک براساس بیانیه‌ای که وزارت کشور فرانسه صادر کرده، هزار خودرو در ناآرامی‌های شب گذشته این کشور به آتش کشیده شد. در بخشی از این بیانیه آمده است: همان‌گونه که هر ساله شاهد هستیم ناآرامی‌هایی در شب سال نو اتفاق می‌افتد که امسال یکهزار و 31 خودرو به آتش کشیده شد. این تعداد از آمار خودروهایی که در روزهای آغازین 2012 که یکهزار و 193 دستگاه و سال 2013 یکهزار و 67 دستگاه بود، کمتر است اما از روزهای ابتدایی سال 2017 که در آن 932 دستگاه خودرو به آتش کشیده شد بیشتر است. در همین رابطه اعلام شد که به‌دنبال این ناآرامی‌ها، پلیس فرانسه 510 نفر را دستگیر کرده است.

اما مقامات فرانسوی به‌رغم این اتفاقات و بدون این‌که به اعتراضات صورت گرفته توجه کنند، در یک فرافکنی آشکار به مداخله در امور داخلی ایران پرداختند و امانوئل مکرون رئیس جمهور این کشور در اظهاراتی مداخله‌گرایانه در جمع هیات‌های دیپلماتیک در الیزه به مناسبت سال نو میلادی بدون اشاره به تظاهرات گسترده ملت ایران در حمایت از نظام جمهوری اسلامی ایران و تنفر از اغتشاشگران و فتنه‌انگیزان گفت: ما اعتراضات خشونت‌آمیز (اغتشاشات) در ایران را به دقت رصد می‌کنیم و (از موضع خودمان) کوتاه نمی‌آییم.

اغتشاش از نوع بریتانیایی

انگلیس هم از دیگر کشورهایی است که همواره سعی در مداخله در امور داخلی ایران و حمایت از آشوبگران دارد. جالب اینجاست که این کشور هم در جریان برگزیت و هم در جریان کشته شدن یک جوان سیاهپوست به دست پلیس دچار ناآرامی شد. در مرداد امسال، اعتراض‌ها به مرگ یک مرد سیاهپوست در شرق لندن به خشونت کشیده شد. معترضان به سوی ماموران پلیس ضدشورش ترقه و بطری پرتاب کردند. شواهد مختلف حاکی از آن است که پلیس بریتانیا در مواردی در برخورد با اقلیت‌های‌نژادی و بخصوص سیاهپوستان، برخوردی تبعیض‌آمیز دارد و نسبت به موارد دیگر، از خشونت بیشتری استفاده می‌کند. با وجود انتشار این اخبار اما هیچ‌گاه رسیدگی به این مساله و بررسی ابعاد خشونت پلیس بریتانیا علیه رنگین پوستان در شورای امنیت سازمان ملل مطرح نشد.

کریسمس با طعم اعتراض در آلمان

خبرهای دیگر هم حاکی از بروز خشونت در آلمان در شب سال نو میلادی بود. به گزارش نشریه فوکوس، در بسیاری از شهرهای بزرگ آلمان نیروهای امنیتی در شب سال نوی میلادی هدف حملاتی قرار گرفتند. در شهر برلین پلیس بیش از 1700 بار به دلیل رفتار نادرست با آتش بازی‌ها، دعواها و آسیب‌های ملکی نقل مکان کرده و وارد عملیات شد. در این آشوب‌ها حدود 40 تا 50 نفر بطری، سنگ و مواد آتش‌زا به سمت ماشین‌های پلیس و نیروهای امنیتی پرتاب می‌کردند. براساس اطلاعات پلیس همچنین یک تجمع اعتراضی هزار نفری هم در شب سال نو میلادی در این شهر وجود داشت. در این میانه نه‌تنها خبری از بررسی وضعیت ناامنی در آلمان در شورای امنیت مطرح نشد بلکه در اظهاراتی گستاخانه زیگمار گابریل، وزیر خارجه آلمان، در گفت‌وگو با نشریه اشپیگل این کشور درباره ناآرامی‌های ایران موضعگیری کرد و اقدامات اغتشاشگران را «قابل درک» دانست. او پیش‌تر نیز اغتشاشگران را مردمی خوانده که باید به حق آنها برای برگزاری تجمعات آرام و صلح‌جویانه، احترام گذاشت.

بحران مشروعیت در ریاض

درحوادث اخیر، عربستان سعودی مثل روال گذشته که از هر نوع ناآرامی در ایران حمایت می‌کند، این بار هم از اغتشاشگران و آتش زدن اموال عمومی و آسیب‌رساندن به جان و مال افراد حمایت کرد، اما کیست که نداند این کشور یکی از مهم‌ترین ناقضان حقوق بشر و بانیان تروریسم در جهان است. از زمان روی کار آمدن شاه فرتوت و ولیعهد جوان و خام این کشور، روند ایران ستیزی از سوی مقامات سعودی شدت بیشتری پیدا کرد. این درحالی است که وضعیت شیعیان به‌عنوان یک اقلیت مذهبی در این کشور بسیار بحرانی است و پیروان این مذهب بواسطه بی‌توجهی مقامات سعودی در بدترین شرایط اقتصادی و اجتماعی به‌ سر می‌برند و با تنگناهایی بسیاری مواجه هستند اما با این وصف، در مجامع بین‌المللی با حمایت کشورهای غربی و در راس آن آمریکا اساسا توجهی به وضعیت این اقلیت محروم نمی‌شود. در کنار این مساله نقش عربستان در گسترش تروریسم در جهان و حمایت‌های مالی از جریان‌های ستیزه‌جو و فتنه‌انگیز داعش هم برجسته است، اما این مساله کاملا از دید مدعیان حقوق بشر مغفول مانده است. همین چند وقت پیش بود که بررسی‌ها حاکی از نقش مقامات سیاسی عربستان در حوادث 11 سپتامبر داشت، اما پول‌های سعودی مثل گذشته کار خود را کرد و مجامع بین‌الملل با وجود اسناد و مدارک موجود پیرامون دست داشتن مقامات سعودی در حمایت‌های مالی و معنوی از تروریست‌ها در برابر این ظلم آشکار سکوت کردند تا راه برای جولان دوباره سعودی‌ها در عرصه بین‌المللی فراهم شود.

روسیاهی آمریکا

اما در بین کشورهای غربی،‌ حکایت آمریکا ماجرای دیگری دارد. این کشور کارنامه‌ای بسیار سیاه در عرصه حقوق بشر، تبعیض نژادی، خشونت علیه زنان و رنگین پوستان و... دارد و شورش‌های اجتماعی در این کشور هم به نسبت سایر کشورها از میزان قابل توجهی برخوردار است. در جریان جنبش وال استریت که جنبش محرومان در برابر ثروتمندان بود، شاهد خشونت پلیس علیه معترضان بودیم. از سویی دیگر وضعیت نامناسب زندانیان در زندان‌های آمریکا روی دیگر دموکراسی و حقوق بشر در این کشور را نشان می‌‌دهد. اخبار مربوط به خشونت پلیس در برابر سیاهپوستان را خیلی زود به زود می‌شنویم که با برخورد سرکوبگرانه ماموران این کشور علیه سیاهپوستان معترض همراه است. از سویی دیگر در جریان روی کار آمدن دونالد ترامپ رئیس جمهور جنجالی ایالات متحده آمریکا نیز شاهد شکل گیری اعتراضات ده‌ها هزار نفر از مردم آمریکا در شهرهای مختلف این کشور بودیم که در بسیاری از موارد با خشونت پلیس سرکوب شد. با این وصف، این حکایات و ماجراها جایی برای بررسی در شورای امنیت سازمان ملل متحد ندارد، اما همین کشور پیشنهاد دهنده تشکیل جلسه اضطراری در شورای امنیت برای بررسی اغتشاش در ایران است. با توجه به فهرستی که از برخورد دوگانه مجامع بین‌المللی با حوادث مشابه در کشورها ارائه شد آیا ناامیدانه باید این حقیقت تلخ را باور کرد که در نهادی مثل سازمان ملل تعریف حق براساس معیارهای تبعیض‌آمیز کشورهای زورمند است؟

فتاح غلامی / روزنامه‌نگار