مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3135526549572423363

پـروژه بی‌ثبات‌ سازی

در بحث دخالت کشورهایی چون آمریکا، رژیم صهیونیستی و دیگر کشورهای اروپایی در امور داخلی کشور، باید گفت به نظر می‌رسد که دولت‌های مرکز، دولت‌های بزرگ یا دولت‌های توسعه‌یافته با دولت‌های پیرامون یا دولت‌هایی که در مرکزیت جهان قرار ندارند، برخوردهایی می‌کنند؛ اول این‌که آنها با کشورهای پیرامون یک پیمان استراتژیک دارند به این معنی که در این پیمان استراتژیک منافع سیاسی - اقتصادی ژئوپلتیک قدرت‌های بزرگ از طریق کشورها و دولت‌های حاکم بر این کشورها تامین می‌شود که در این صورت قدرت‌های بزرگ اگر پیمان و قراردادی هم با این کشورها داشته باشند یک ارتباط تاکتیکی است نه ارتباط استراتژیک.

ارتباط تاکتیکی به این معناست که در هر شرایطی می‌تواند ارتباطات خود را ضعیف یا قوی کنند و اگر در کشوری احساس کنند که حاکمیت و حکومت، به سمت تضعیف قدرت پیش می‌رود سعی‌کنند به شکلی اپوزیسیون را در آن کشور داشته و ارتباطاتی هرچند ناقص را با آنها برقرار کنند. این یک اصل کلی است. قدرت‌های بزرگ که در گذشته به آنها استعمارگر می‌گفتیم، اجرایی می‌کنند و این دولت‌ها سعی کرده هژمون و برتری‌طلبی نمایند یا به تعبیر قرآنی استکبار دارند و سعی می‌کنند به این شکل عمل کنند.

اما در ارتباط با ایران؛ کشور ما کشوری است مستقل و دارای حکومتی است که از ابتدای بنیانگذاری بر مبنای نه شرقی نه غربی، یعنی وابستگی نداشتن به قدرت‌های بزرگ پایه‌گذاری شده و در حقیقت به دنبال یک موازنه منفی با قدرت‌های بزرگ است، به گونه‌ای که در این موازنه منفی منافع کشور ایران حفظ شود.

بر این اساس قدرت‌های بزرگ با کشور ما به عنوان کشورهای دست دوم و کشورهایی که پیمان استراتژیک ندارند، برخورد می‌کنند، البته آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش‌های زیادی انجام داد که پیمان استراتژیک با ایران داشته باشد که این عمل جز با وابستگی ایران به آمریکا محقق نمی‌شد.

در جریان جنگ در دوره رئیس‌جمهوری ریگان دیدیم که آمریکا سه دوره و سه مقطع سیاست خارجی‌ خود را در ارتباط با ایران تنظیم کرد، در یک مقطع سعی کرد روش انسداد را در ارتباط با ایران شکل بدهد و در مقطعی دیگر سعی کرد با ایران ارتباط برقرار کند که همان ماجرای مک فارلین اتفاق افتاد و در دوره‌ای و زمانی که ایران در جنگ تحمیلی قدرت پیدا می‌کند و کفه قدرت به سمت ایران میل می‌کند آمریکا سعی می‌کند هرطور شده جنگ را به نفع صدام، به طوری متوقف کند که هیچ پیروزی در جنگ نباشد به همین دلیل جنگ را به خلیج‌فارس می‌کشاند و ناوگان‌هایش را به خلیج فارس می‌آورد و سکوهای نفتی ایران را می‌زند یا در مقطعی هواپیمای مسافربری ایران را می‌زند.

بنابراین قدرت‌های بزرگ دنبال این هستند که به شکلی ایران را در حوزه کنترلی خودشان قرار دهند و طبیعی است که این ماجرا محقق نشده است. در این دوران که دکتر روحانی سرکار آمده به عنوان رئیس‌جمهور تلاش کرد در حوزه اقتصادی یک مقدار جراحی انجام دهد و طبیعی است که این جراحی‌ها مشکلات و فشاری هم به مردم وارد می‌کند، مخصوصا در بودجه سال آینده می‌بینیم که فشارها با توجه به لایحه‌ای که دولت داده مضاعف می‌شود و این مقطعی است که دولت‌های بزرگ می‌توانند از آن سوءاستفاده کنند.

دولت‌های بزرگ ساکت نشستند. در این مقطع اگر رصد کنیم می‌بینیم که خبرگزاری‌های وابسته به قدرت‌های بزرگ ماه‌هاست تلاش می‌کنند هر ضعفی را در ایران بزرگ جلوه بدهند و هر ضعفی در گوشه‌ای از مدیریت کشور می‌بینند بزرگ‌نمایی می‌کنند، همین‌جا باید بگوییم که مسئولان ما باید توجه بسیاری داشته باشند چون کوچک‌ترین اشتباه آنان، بزرگ‌ترین و بیشترین بهره‌وری را برای
دشمن دارد.

مسئولان ما نباید اشتباه کنند، اشتباه آنها در کنار مسائلی که برای ما ایجاد می‌کنند می‌تواند مرکز و مأمن سوء‌استفاده‌های زیادی باشد.

در کنار این مساله، جمهوری اسلامی ایران در مقطع فعلی در منطقه به گونه‌ای عمل کرده که سیاست‌های اسرائیل و عربستان سعودی که هم‌پیمانان استراتژیک آمریکا هستند، با شکست روبه‌رو شده و بنابراین در این مقطع اگر بتوانند از این عملیات روانی که در یکی دو سال گذشته روی افکار عمومی انجام دادند استفاده کنند، می‌توانند تاکید کند که آمریکا یا همان دولت مرکزی حاکمیت ندارد.

وقتی آمریکا حاکمیت ندارد به خودش اجازه می‌دهد یک عده اغتشاشگر را به صحنه وارد کند تا دست به تخریب و آشوب و دست به ناامنی بزنند و حتی شاهدیم که اسرائیل، آمریکا و عربستان سعودی از طریق شبکه‌های مجازی حتی به خودشان اجازه می‌دهند که رهبری عملیات اغتشاشگرانه را در کشور ما به عهده بگیرند.

اما در مورد عملکرد اروپا نیز باید گفت که آنها صبر کرده و مزه‌مزه می‌کنند. اروپا درست است که با ما ارتباطات دارد، اما در حقیقت هم‌پیمان بزرگ آمریکا محسوب می‌شود و اینها وقتی می‌بینند که اغتشاش مثلا در چند شهر ادامه دارد، بعد کم‌کم برای این‌که عقب نمانند در صحنه می‌آیند تا پاسخگوی متحدان خودشان در منطقه باشند، بنابراین اعلام موضع اینها عمدتا می‌تواند براساس منافعشان در منطقه رقم بخورد.

دکتر غلامحسین بلندیان/ عضو هیات علمی دانشگاه