مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3093801772503435758

شیـطان در یک قـدمی چوبـه دار

حکم اعدام مردی که در پوشش مسافربر، دختر دانش‌آموز را ربوده و مورد آزار و اذیت قرار داده بود، در دیوان عالی کشور تائید شد. او چند سال متواری بود اما در روز اعدام همدستش در دام پلیس افتاد.

به گزارش جام‌جم، پاییز 92، سوسن 15 ساله همراه پدرش به آگاهی پایتخت رفت و گفت: «امروز برای رفتن به خانه مادربزرگم در خیابان خاقانی سوار یک دستگاه پراید سفید با دو سرنشین مرد شدم. چند دقیقه از حرکتم نگذشته بود که راننده به بهانه ترافیک به سمت بزرگراه امام علی(ع) تغییر مسیر داد و همزمان سرنشین جلو هم چاقویی زیر گلویم گذاشت. شیشه‌های ماشین دودی بود برای همین کسی از بیرون مرا نمی‌دید. راننده در محلی خلوت اطراف بزرگراه توقف کرد و سپس خودش و همدستش مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند. بعد از عملی کردن نیت شومشان هم مرا از ماشین پایین انداختند.»

دختر نوجوان موفق شده بود شماره پلاک خودروی متهمان را بردارد. کارآگاهان از همین سرنخ استفاده و صاحب خودرو را که مجرمی سابقه‌دار به نام هوشنگ بود، دستگیر کردند. او در بازجویی‌ها به آزار و اذیت سوسن اعتراف کرد و گفت: «روز حادثه همراه یکی از دوستانم به نام داوود مواد مصرف کردیم و سوار ماشین شدیم. در خیابان خاقانی دختری نوجوان را دیدیم. نقشه آزارش را کشیدیم و با تغییر مسیر و تهدید چاقو، او را مورد آزار و اذیت قرار دادیم. ما به خاطر مصرف مواد حالت طبیعی نداشتیم.»

در حالی که تلاش‌ها برای دستگیری داوود ادامه داشت، کیفرخواست پرونده هوشنگ صادر و برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. متهم 28 ساله در جلسه محاکمه بار دیگر به جرم خود اعتراف کرد و با حکم قضات به اعدام محکوم شد. دیوان عالی کشور نیز مهر تائید بر این حکم زد و سرانجام متهم به دار مجازات آویخته شد.

درست در روز اعدام هوشنگ، کارآگاهان متوجه شدند داوود پس از سه سال زندگی مخفیانه به خانه پدرش در تهران برگشته است. بلافاصله تیمی از ماموران به محل اعزام و این مجرم
27 ساله را دستگیر کردند. او به زندان افتاد و چندی بعد در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. داوود با اظهار بی‌گناهی گفت: «من هیچ نقشی در این حادثه نداشتم. هوشنگ به خاطر اختلاف مالی‌مان سر مواد مخدر و اموال مسروقه پای مرا به این پرونده کشاند. من اصلا شاکی را نمی‌شناسم و نمی‌دانم چطور از بین چند متهم مرا شناسایی کرده است. در این مدت هم به خاطر اختلافی که با خانواده‌ام داشتم در دماوند بودم.»

تلاش متهم برای بی‌گناه جلوه دادن خود بی‌نتیجه ماند و در نهایت قضات با توجه به مدارک موجود او را به اعدام محکوم کردند. دیوان عالی کشور نیز چند روز پیش این حکم را تائید کرد.