مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 3067794525148110663
گفت‌وگو با حمیدرضا نعیمی که این شب‌ها «شوایک، سرباز ساده‌دل‌» را به تالار وحدت آورده

بازیگران مثل گذشته بیکار نیستند

احتمالا شما هم با توصیه به تماشای این نمایش مواجه شده‌اید؛ آن‌قدر حجم پیشنهاد تماشای نمایش «شوایک سرباز ساده‌دل» بالا رفته است که حتی بدون شناخت کارگردان کاربلد و بازیگران چهره‌اش هم می‌توان به خود پیشنهاددهندگان اعتماد کرد و به تالار رفت و پای تماشای نمایشی نشست که حرف برای گفتن دارد؛ نمایشی به کارگردانی حمیدرضا نعیمی، کارگردان پرسابقه تئاتر با بازیگرانی چون فرهاد آییش، امیرحسین رستمی، مهران رنج‌بر، حامد کمیلی، بهناز نازی، بهار نوحیان و....

با حمیدرضا نعیمی، کارگردان «شوایک سرباز ساده‌دل»، به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

نمایش شما از طرفی با بهره‌بردن از متنی دشوار و از سوی دیگر با پای کارآوردن چند چهره جذاب برای مخاطب روی صحنه آمده است. چه مخاطبی را هدف گرفته‌اید، مخاطب عمومی تئاتر یا تماشاچیان حرفه‌ای آن را؟

ما با گروهی بزرگ و حرفه‌ای، نمایشی سزاوار نام تئاتر ایران روی صحنه برده‌ایم. «شوایک سرباز ساده‌دل» می‌تواند بخوبی با تماشاگرانش ارتباط برقرار کند؛ محتوای این نمایش می‌تواند چه برای افرادی که نگاه غیرتخصصی به تئاتر دارند و برای لذت‌بردن و تماشای نمایشی سرگرم‌کننده به سالن می‌آیند و چه افرادی که نگاهی تخصصی به تئاتر دارند نکاتی را طرح کند که قابل ‌بحث باشد. خوشبختانه این اجرا بخش بزرگی از خواسته‌های من را برآورده کرده است.

نمایش شما مورد عجیبی را هم تجربه می‌کند؛ تهیه‌کننده به معنای مرسوم کلمه ندارید، در حالی که گروهی بزرگ و با تعداد بازیگران بسیار را آماده این کار کرده‌اید. چطور ممکن است؟!

بله، به همین دلیل هم بود که هر روز از تمرین ما می‌توانست آخرین روز تمرین ما باشد! بازیگران نیاز به مکانی برای تمرین داشتند و ما در تمام مدت تمرین، حدود دوماه پلاتو اجاره و بازیگران را به دو گروه تقسیم کردیم که گروهی صبح‌ها تمرین می‌کردند و گروه دیگر ظهرها. تقریبا سه ماه روزی شش هفت ساعت تمرین می‌کردیم. بیشتر بازیگران نمایش درگیر پروژه‌های دیگری هم بودند و ناچار بودیم با بازیگران تعامل کنیم.

اتفاقا همین‌جا بگذارید بپرسیم که چرا پدیده چندکاره‌‌ها در تئاتر این‌قدر زیاد شده است؟

خب، این ظاهرا از اقتضائات شده است. دیگر همچون گذشته این شانس یا امیدواری را ندارم که گروهی تمام‌مدت بیکار باشند و بتوانند تمام‌مدت برای تمرین‌ها حضور داشته باشند. در نتیجه نیازمند نوعی برنامه‌ریزی دقیق بودیم. حضور بازیگران را هماهنگ کردیم تا بازی بازیگران به کیفیت مطلوبی که در نظر داشتیم، برسد. واقعا گرد هم آوردن یک گروه حرفه‌ای کار بسیار دشواری است چون معمولا حس رقابتی در گروه پیش می‌آید و حتی گاهی یک بازیگر از حضور بازیگر دیگری حس خوبی ندارد و همین مساله باعث می‌شود احساس نامطلوب در کلیت کار تنیده شود. اما تا امروز در تمام آثاری که روی صحنه برده‌ام، تمام گروه با عشق و هم‌دلی روی صحنه حاضر می‌شوند و وقتی تماشاگران این میزان نظم، شور و شعف را روی صحنه می‌بینند، متوجه می‌شوند عشق از پشت‌صحنه به روی صحنه تزریق‌شده و جان گرفته است.

از این‌که از بازیگران سینما و تلویزیون استفاده می‌کنید، نمی‌ترسید؟ به هر حال مخاطب نمایش شما، سخت می‌تواند مثلا نقش‌های سینمایی و تلویزیونی حامد کمیلی یا امیرحسین رستمی را فراموش کند و تن به شخصیت تئاتری امروز آنها بدهد.

از همان روز اول نظم، انرژی و اشتیاقی که این دو نفر برای حضور سر تمرین‌ها داشتند، بسیار زیاد بود. این عزیزان برای جایگاه خود و ویژگی‌های هنری خود نسبت به باقی بازیگران بیشترین تلاش را انجام دادند. تماشاگری که آنها را در یک نقش دیده است، از دیدن و کشف کردن توانایی‌های بیشتر آنها لذت می‌برد. حامد کمیلی از من می‌خواست بیشتر تمرین کنیم! از یک بازی بسیار اغراق‌شده به یک بازی بسیار آرام و کنترل‌شده و درنهایت به شیوه‌ای بینابین این دو دست پیدا کرد. از این همکاری بشدت لذت بردم. همچنین فکر می‌کنم افرادی که امیرحسین رستمی را طی این سال‌ها به ‌عنوان یک بازیگر نقش‌های طنز می‌شناسند، در این نمایش با وجوه دیگری از او مواجه می‌شوند. در تصویر همواره صورت او را در قاب‌های درشت می‌بینیم و هیچ‌گاه قابلیت‌های او را روی صحنه ندیده بودیم.

نمایش شما بازیگران مطرحی دارد؛ اما بیست بازیگر دارید که چندان شناخته‌شده نیستند. از آنها هم راضی هستید؟

اتفاقا می‌خواستم اشاره کنم هر زمان صحبت از بازیگران نمایش «شوایک سرباز ساده‌دل» شده، همواره از بازیگران نامدار گروه نام ‌برده شده است اما باید از بیست بازیگر جوان نمایش یاد کنم که عاشق‌ترین کسانی بودند که در این چند سال با آنها کارکرده‌ام. آنها با دقت، رفاقت، عشق و سرسختی برای این نمایش جنگیده‌اند. روزهای متمادی تمرین‌های نظامی را زیر نظر محسن گودرزی، طراح ‌حرکت نمایش انجام می‌دادند و روزهایی که تمرین بیان را زیر نظر مربی بیان نمایش بیژن بیابانی انجام می‌دادند. در کنار این بخش‌ها، خواندن آوازهای نمایش که به زبان آلمانی است و بسیار دشوار! زیر نظر علیرضا عبدالکریمی تمرین می‌کردند. روزهایی باید در کنار من به‌عنوان کارگردان حضور داشتند و بخش نمایش را تمرین می‌کردند و در کنار آن در تغییر صحنه‌ها حضور می‌یافتند. این بازیگران بدون کم‌کاری و کم‌فروشی تلاش کردند. این روزها که «شوایک سرباز ساده‌دل» را باشکوه می‌بینیم بخش اعظمی از آن به‌خاطر حضور این بیست جوان هنرمند است.

چرا نوازنده‌های نمایش شما، با این‌که موسیقی زنده اجرا می‌کنند آنها را روی صحنه نمی‌بینیم؟

در طبقه ششم تالار وحدت روزها و ساعت‌های بسیار زیادی با تمام همخوان‌های روی صحنه آوازها تمرین شد. هیچ موسیقی‌ای در نمایش «شوایک سرباز ساده‌دل» به‌صورت پلی‌بک پخش نمی‌شود. تمام صداها زنده بوده و در حین اجرا پخش می‌شوند. بشدت اصرار دارم موسیقی نمایش برای تالار وحدت باید زنده باشد. دلیلی ندارد وقتی موسیقی زنده است، حتما در زمان اجرای نمایش نوازندگان را ببینیم. بازیگران روی صحنه می‌خوانند. برای همین این نمایش را بشدت دشوار می‌دانم چون بازیگران همان زمان که کار بازی خود را انجام می‌دهند، باید در موسیقی و آوازهای گروهی هم حضور داشته باشند.

نمایش شما زمانی طولانی‌ دارد و اگر ریتم کار بیفتد، اثر از دست می‌رود. برای حفظ ریتم نمایش چه برنامه‌ای داشتید؟

مبحث ریتم در کارگردانی خیلی مهم است. از زمانی‌که کارگردان متن را انتخاب می‌کند، چالش او آغاز می‌شود که باید چه ضرباهنگی را برای این نمایش انتخاب کند. به‌عنوان‌مثال وقتی نمایشنامه «سه‌خواهر» اثر آنتوان چخوف را انتخاب می‌کنید، هیچ‌گاه نمی‌توان آن را با ضرباهنگ و ریتمی که نمایش «گوریل پشمالو» اثر یوجین اونیل می‌طلبد طراحی کرد. در «سه‌خواهر» با اثری کاملا درونی و ریتمی کند طرف هستیم اما در اثر اونیل با نمایشی بیرونی، اکسپرسیونیستی و با ضرباهنگ خاص خود طرف هستیم. جهان متن جهان اجرا را تعیین می‌کند. وقتی نمایشنامه را نوشتم، می‌دانستم از ضرباهنگ خوبی برای اجرا برخوردار است اما برای مدت‌زمانی بیش از دو ساعت، باید به مسائل بسیاری فکر کرد، در وهله اول تصویرسازی در این نمایش می‌تواند تماشاگر را هرلحظه با اتفاقی جدید روبه‌رو کند، صحنه‌پردازی می‌توانست اتفاق بزرگی باشد. صحنه‌پردازی «شوایک سرباز ساده‌دل» یکی از اتفاق‌های بسیار مهم و خوب تئاتر ما در سال‌های اخیر است. رضا مهدی‌زاده در این نمایش باشکوه و دانش تمام ظاهرشده است و من تا آنجا که می‌توانستم از این فرصت بهره بردم. تصاویر و میزانسن‌های بسیار خوبی را باوجود این طراحی شکل دادیم. تمام این نکات در کنار نگاه دقیق و هنرمندانه ادنا زینلیان؛ طراح‌لباس نمایش که در این طراحی‌صحنه با رنگ‌های خنثی، لباس‌هایی را طراحی کرد که تمام زندگی، شور و احساسی که می‌خواستیم را با رنگ لباس‌ها ایجاد کردیم. رنگ لباس هر شخصیت یا بازیگرانی که به‌صورت گروهی روی صحنه ظاهر می‌شوند، می‌تواند در ریتم، ضرباهنگ و احساس تماشاگر ازنظر روانی تاثیر خاص خود را بگذارد. در کنار این بخش‌ها، موسیقی و نورپردازی بسیار ظریف رضا حیدری در کنار کار کارگردان این ریتم را می‌سازد. بازیگران هم با دریافتی که از متن دارند و تحلیل کارگردان، به‌مرور کار کردن روی نقش را آغاز می‌کنند و دست به طراحی می‌زنند. مواجهه شخصیت‌ها باهم و با ریتم و تمپوی مناسب، ضرباهنگ را می‌سازد. این چالش بسیار جذاب است که باید ساعت‌های طولانی روی آن کار شود. همین مسائل هستند که کار جذاب تئاتر را تشکیل می‌دهند که درعین‌‌حال پیچیده و سخت است.