مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2988971148879818323
نگاه اول

سازمان ملل قطعه گمشده پازل صلح جهانی

بسیاری از افراد این پرسش را از خود پرسیده‌اند و می‌پرسند که سازمان ملل متحد واقعا چه فایده‌ای دارد، آن هم در حالی که دولت‌های قدرتمند تاثیر و نقش موثر خود را در عرصه بین‌المللی دارند و آن هم در زمانی که هنوز جنگ‌های ویرانگر و مرگ‌آسایی در جهان اتفاق می‌افتد و این سازمان نمی‌تواند از آنها جلوگیری کند.

پاسخ کلی من این است که وجود این سازمان از نبود آن بهتر است، و به‌طور کلی نهادسازی در سطح ملی و بین‌المللی امر مثبت و مطلوبی است. اگر تاریخ 72 ساله حیات سازمان ملل متحد را واکاویم، رویدادهای بسیاری را می‌یابیم که این سازمان نتوانسته است از وقوع آنها جلوگیری کند، ولی به همین میزان و بلکه بیشتر، حوادثی در شرف وقوع بوده که صرف وجود چنین سازمانی یا تلاش‌ها و اقدامات مقامات دولت‌های مختلف در این سازمان مانع از وقوع آنها شده است و بسیار طبیعی است آنچه اتفاق نمی‌افتد در تاریخ نمی‌آید و کمتر در خاطره‌ها می‌ماند.

سازمان ملل متحد و پیش از آن نیای آن، یعنی جامعه ملل، محصول نیاز جدی نظام بین‌الملل به صلح و امنیت بودند. در واقع جامعه ملل که بین دو جنگ‌ اول و دوم جهانی به پیشنهاد ویلسون رئیس‌جمهور آمریکا شکل گرفت، حاصل نگرانی‌های جامعه جهانی درخصوص وقوع مجدد جنگ میان کشورها و به‌خطر افتادن امنیت جهانی بود و با قرار گرفتن جهان در آستانه جنگی دیگر، عناصر نگهدارنده آن از هم پاشید و رو به انحلال گذاشت. جامعه یا جهان هنوز نیاموخته بود که چنین سازمانی، هرچند شکننده را باید حفظ کرد و بتدریج بر قوام آن افزود.

وقوع دومین جنگ خانمانسوز جهانی دولت‌ها را متقاعد کرد که سازمان جدیدی با ساختاری بهتر به وجود آورند و این ایده سنگ بنای سازمان ملل متحد شد. سازمان ملل طی دهه‌های 1960 و 1970 با تعارض میان دولت‌های آمریکا و اتحاد شوروی در قالب جنگ سرد توانست از طریق شورای امنیت و نیز مجمع عمومی مانع از تشدید این تعارض شود. موارد متعدد دیگری از درگیری‌ها یا احتمال وقوع درگیری‌ها را نیز می‌توان سراغ گرفت که سازمان ملل از وقوع آنها جلوگیری کرده است. سازمان‌ها و نهادهای وابسته به سازمان ملل هرکدام به فراخور تخصص خود، گام‌هایی در جهت بهبود وضعیت کشورهای عضو و نیز شرایط ملی بین‌المللی برداشته‌اند.

تعداد اعضای سازمان ملل یک نوبت طی دهه‌های 1960 و 1970 پس از استعمارزدایی و نوبت دیگر در دهه 1990 پس از فروپاشی بلوک شرق به شکل چشمگیری افزایش یافت. طبیعی است که افزایش اعضا اعتبار این سازمان را در سطح جهان افزایش داد و البته این تغییر و تحولات دیگری که در سطح جهان اتفاق افتاده است، کاستی‌های سازمان ملل را آشکار کرده که در صورت تمایل اعضا به بقای موثری این سازمان، باید این کاستی‌ها رفع شود.

یکی از این موارد ساختار غیردموکراتیک شورای امنیت است که بر مبنای تمیز بین اعضای دائمی و غیردائمی، و برخورداری اعضای دائمی از حق وتو شکل یافته است. این امر گرچه در دوره جنگ سرد توانست با بهره‌گیری از شرایط نظام دوقطبی مصالح جهانی را تحقق بخشد، ولی در حال حاضر مورد انتقادات بسیاری قرار دارد، و تغییر شرایط جهانی آن را برنمی‌تابد و بعلاوه بیم آن می‌رود منشاء اختلافات و گسست‌هایی شود. طی هفتاد و اندی سال حیات سازمان ملل قدرت‌های نوظهوری به عرصه سیاست بین‌المللی آمده‌اند که خواستار ایفای نقش موثرتری در صحنه بین‌المللی هستند و ساختار کهنه سازمان ملل این امکان را فراهم نمی‌کند.

نقیصه دیگر سازمان ملل، برخوردار نبودن از بازوی اجرایی است. تصمیم‌های شورای امنیت فاقد ضمانت اجرایی برای جلوگیری از تخلفات دولت‌هاست. این نهاد ارتش خاص خود ندارد و بنابراین برای اجرای تصمیمات به ارتش قدرت‌های بزرگ وابسته است. این امر استقلال سازمان ملل را مخدوش می‌کند و تصمیم‌گیری درخصوص اجرای احکام شورای امنیت را منوط به اراده قدرت‌های بزرگ می‌سازد.

اکنون نسل‌کشی مسلمانان در میانمار از جلوه‌های ملموس و غیرقابل انکار ناتوانی سازمان‌ها و مجامع بین‌المللی در ارائه راه‌حلی آنی و عاجل برای این بحران است. در عین حال این حادثه آزمونی برای سازمان ملل است که تا چه میزان می‌تواند دست به چاره‌اندیشی بزند این فقدان ضمانت اجرایی در مورد آرای دادگاه عالی بین‌المللی نیز صدق می‌کند. در این مورد نیز اراده دولت‌ها نقش اصلی را ایفا می‌کند.

با توجه به این‌که این سازمان در محیط آنارشیک بین‌المللی به حیات خود ادامه می‌دهد، دارای چسبندگی بالایی است و بنابراین تغییرات سازمانی و ساختاری در آن بسیار اندک و دیر اتفاق می‌افتد. در واقع زمانی این تغییرات اتفاق می‌افتد که دولت‌های عضو، بویژه اعضای قدرتمند این سازمان احساس کنند که وضعیت به حالت بحران رسیده است. امیدوارم این بحران چیزی مشابه جنگ جهانی اول یا دوم نباشد.

دکتر علی مرشدی‌زاد - استاد دانشگاه و عضو انجمن مطالعات صلح ایران