مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2975428322678784624

مستندهای جنگی در کارزار رسانه‌ای

مستندهای جنگی در همه جای دنیا از پرمخاطب‌ترین آثار تلویزیونی محسوب می‌شوند.

این مستندها که با رویکردهای گوناگون ساخته می‌شوند معمولا با انبوهی از تصاویر میدانی جنگ همراه هستند و همین برای بسیاری از مخاطبان این‌گونه آثار یکی از عناصر جذابیت محسوب می‌شود. اگر چه گفته می‌شود درجنگ جهانی دوم ساخت مستندهای جنگی رشد چشمگیری پیدا کرد، اما واقعیت این است که ساخت مستندهای جنگی از زمان جنگ جهانی اول آغاز شده بود. با وقوع جنگ‌های بزرگ و کوچک در گوشه و کنار دنیا این گونه مستندسازی نیز در جاهای بیشتری امکان بروز یافت. از جنگ در کشورهایی چون ویتنام و کامبوج گرفته تا شبه‌جزیره کره و نیز در کشورهای آفریقایی تا جنگ اعراب با اسرائیل همه دستاویز مناسبی برای پرداختن به این گونه جذاب تصویری بود. بعدها هم که جنگ‌های خانمانسوزی در خاورمیانه اتفاق افتاد و کشورهای بیشتری به آن مبتلا شدند باز هم مستندهای جنگی توانست ارج و قرب خود را بیابد. جنگ شوروی با افغانستان، جنگ عراق و ایران و حتی جنگ در کشوری اروپایی مثل بوسنی و هرزگوین خوراک مناسبی برای بررسی ابعاد پدیده‌ای بنام «جنگ» را فراهم آورده بود. آن‌طور که به نظر می‌رسد بعید است به این زودی‌ها از «مستند جنگ» به عنوان یک خاطره گرد و خاک گرفته در تاقچه تاریخ از آن یاد کرد و به نظر می‌رسد جنگ همچنان یکی از دغدغه‌های بشر امروز است.

کارآمد و راهگشا

با گذشت زمان و پیچیده‌تر شدن جنگ‌ها، مخاطب بجز آنچه در میدان جنگ می‌گذشت،‌ علاقه داشت که روی دیگر آن را هم ببیند. به عبارتی آنچه در ذهن گردانندگان جنگ و کسانی که بیشترین بهره را از آن می‌بردند نیز نمایش داده شده و همین باعث شد که نسل تازه‌ای از فیلمسازان مستند جنگ متولد شود که چیزی بجز آنچه در برابر دوربین‌ها اتفاق می‌افتاد را هم برای مخاطب به تصویر درآورد. چنین توقعاتی از سوی مخاطب به همان اندازه که ممکن بود مستند جنگی را پر بار کند به همان اندازه هم ساخت یک اثر جنگی را بیش از پیش دشوارتر می‌کرد. دیگر مانند سابق یک تصویر ساده جنگ لزوما تصویری از یک جنگ نبود، بلکه با کمی تحقیق و با تکیه بر اسناد مختلف می شد به ذهن و تفکر مخاطب هم سمت و سو داد. از همین جا بود که مستندهای جنگ که گاه خود را در قالب مستند خبری ـ‌ گزارشی نمایش می‌دادند با استقبال مخاطبان روبه‌رو شدند و هر چه این مستندها به آمار و ارقام و اطلاعات تازه بیشتر مزین می‌شدند به همان اندازه از اقبال بیشتری برخوردار بودند.

معادلات بازی

در سال‌های گذشته ظهور ناگهانی داعش باعث شد آثار مختلفی درباره این گروه تروریستی و جنایات بی‌شمار آنان ساخته شود. تقریبا همه‌گونه تفکری پشت ساخت این مستندها بوده است. از مستند‌سازان اروپایی که ظاهرا تلاش می‌کنند به عنوان یک ناظر بی‌طرف عمل کنند و تنها در هیات یک فیلمساز که می‌خواهد بدون چشمداشت به یک موضوع حاد بپردازد، انگاشته شود تا فیلمسازی که تفکرات سلفی دارد و تلاش می‌کند آنچه به مخاطب ارائه می‌کند را «راهی به سوی سعادت و خیر بشری» قلمداد کند تا مستندسازان وطنی که کوشیده‌اند علاوه بر ثبت و ضبط وقایع نگاهی هم به پشت صحنه این جنایات و آمران واقعی آنها بیندازند و به اندازه توانشان «پرده» را بالا زده و دست‌های پشت پرده را افشا کنند.

مستند جنگی در حال حاضر در واقع تصویر روشنی از یک جنگ «عقیده» است. هر کس در این پرده عجایب می‌کوشد به نفع خود فیلم بسازد و حقیقت را آن‌گونه که خود می‌خواهد به نمایش بگذارد. رسالت مستند هم کم و بیش همین است. یعنی القای یک تفکر با استفاده هنرمندانه و خلاقانه از ابزارهای موجود. مستندسازان ما به اندازه توانشان کوشیده‌اند (و در این زمینه باید حق داد که در هنگامه جنگ با داعش در عراق و سوریه و حضور رقیبان ریز و درشت سیاسی و غیرسیاسی تا چه اندازه دست مستندسازان ما بسته است) آثار درخوری تهیه کنند و به نمایش بگذارند و در این مورد بخصوص باید به همت و غیرت این جماعت آفرین گفت که تلاش کرده‌اند در این روزمرگی‌ها، اثری متمایز در ساحت محتوا و فرم به مخاطب ارائه کنند.

با وجود این وقتی با حجم مظلومیت و اقتدار رزمنده شهیدی مثل محسن حججی روبه‌رو می‌شویم تازه می‌فهمیم که چه اندازه «سوژه ناب» در این گستره پنهان است که باید از سر حوصله و با وسواس به آن بپردازیم.

محراب سیاووشان