مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2945908621923498567

استعمار، مهم‌ترین دلیل نقض حقوق بشر

حقوق‌بشر تنها در پرتو کرامت ذاتی انسان معنی پیدا می‌کند و پیروان ادیان باید بر ارزش‌های اعتقادی و الهی پایبند باشند.

انسان دارای فطرتی الهی است. شاید به تعبیری چون فطرت انسان الهی است پس کرامت انسان بهره‌مند از کرامت الهی است. کرامت انسان در آموزه‌های اسلام اهمیت بسیاری دارد و انسان دارای مقام و شأن عظیم الهی است و این امر موجب شده انسان به کرامت والایی دست یابد. براساس قرآن خدایی که انسان را بر فطرت خود آفریده می‌فرماید انسان را خلیفه یعنی وارث و جانشین خود در زمین قرار داده است. در آیه‌ای دیگر زمانی که از معراج پیامبر صحبت می‌کند می‌گوید این انسان با فطرت الهی وارث و جانشین خدا بر زمین به قدری توانایی پیدا می‌کند که به لحاظ فیزیکی و معنوی به مسافتی بسیار نزدیک و کم می‌رسد. در اینجا اسلام انسان کامل یا انسان الهی را مطرح می‌کند. کرامتی اکتسابی که او را از کف فطرت الهی به سقف می‌رساند.

در اسلام مفهومی به نام حقوق بشر اسلامی وجود دارد که دارای هویتی مستقل است و اسلام در این خصوص نظام حقوقی خاص خود را دارد. زمانی که از نظام خاص حقوقی سخن می‌گوییم مجموعه عواملی را در نظر می‌گیریم که در کنار یکدیگر عمل کرده و فعالیت خود را به پیش می‌برند مواردی همچون رعایت حقوق استاد و شاگرد، والدین و فرزندان،‌ همسران بر یکدیگر و ... اجزای مختلف نظام حقوق بشری اسلامی هستند که مبتنی بر عدالت هستند اما این عدالت به طور الزامی مبتنی بر مساوات نیست.

در مورد موضوع حقوق بشر که از سوی غربی‌ها مطرح می‌شود ذکر این نکته ضروری است که باید به حقوق بشر احترام گذاشت اما آنچه ما شرقی‌ها می‌بینیم دو چهره بودن غرب در اجرای این مقوله است. واقعیت‌ها نشان می‌دهد که در استفاده فکری غرب تنها یک بشر وجود ندارد و غرب در عمل دو استاندارد و معیار برای بشر در نظر می‌گیرد و بشر غربی با بشر غیر غربی متفاوت است.

باید دید از بایدهایی که در اعلامیه قانون حقوق بشر وجود دارد تا هست‌هایی که اکنون در جهان مشاهده می‌شود چقدر فاصله وجود دارد. آیا تعریف از حقوق بشر تعریفی واحد و جهان شمول است یا استانداردهایی دوگانه دارد؟ آیا در معیارهای غرب، انسان سیاه آفریقایی با انسان زرد آسیایی و سرخ آمریکایی در یک ردیف قرار دارد و به یک اندازه بشر محسوب می‌شود یا نه؟ آیا غرب در سرزمین‌های مستعمره و غیرغربی همان حقوقی را که در غرب است رعایت کرده است؟ آیا حقوق بشر سیاهانی که امروز در غرب مستقر هستند رعایت می‌شود؟ اگر چنین است پس چرا بشر غیرغربی به خاطر منافع غربی کشته می‌شود و حق حیات ندارد؟ واقعیت این است که غرب انسان غیر غربی را در دستگاه خود بشر نمی‌داند و کشته شدن صدها انسان غیرغربی خم به ابروی کسی نمی‌آورد اما کشته شدن یک غربی در سرزمینی غیرغربی همگان را حساس می‌کند. با نگاهی به زندگی انسان‌های غیرغربی در غرب باید پرسید در صورتی که حقوق غیرغربی‌ها در غرب رعایت می‌شد پس شورش‌های سیاهان به چه دلیل شکل می‌گیرد؟ متاسفانه امروز غرب تعیین می‌کند که چه کسی بشر است و چه کسی بشر نیست و متناسب با آن نهایت سوءاستفاده را علیه کلیت بشر می‌کند.

در ادامه باید به این نکته هم اشاره شود که مهم‌ترین نقض حقوق بشری که توسط غرب در دنیای جدید صورت گرفته، پدیده استعمار است. در جریان استعمار انسان‌های بسیاری نابود شدند و امروز نیز در استعمار نو، غربی‌ها زندان‌های مختلفی در نقاط گوناگون ایجاد کرده‌اند و حتی در درون غرب، شهروند درجه یک، دو، سه و... وجود دارد. برای شبکه رسانه‌های غرب که بلندگوهای توجیه‌کننده منافع غرب هستند، آیا انسان‌های بسیاری که امروز در پاکستان، افغانستان، عراق و یمن کشته می‌شوند با تعداد اندکی که در اتفاقات تروریستی در شهرهایی مثل لندن و برخی نقاط دیگر اروپا کشته می‌شوند، همسان هستند؟ این یکی از آلام و رنج‌های بزرگ امروز است؛ البته هر جایی که حقوقی نادیده گرفته شود، مذموم است، ولی مذموم‌تر این است که تحت عنوان حقوق بشر، انسان‌های زیادی براحتی کشته می‌شوند. یکی از پدیده‌هایی که در جهان امروز بدرستی در مورد آن صحبت می‌شود، حقوق بشر است، اما در دنیای امروز تمدن غالب که تمدن غرب است از این ابزار حقوق بشر، ریاکارانه برای سلطه بر کشورهای دیگر استفاده می‌کند.

دکتر محمدباقر خرمشاد/ استاد دانشگاه علامه طباطبایی