مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2945907888690137540
کنکاشی بر چیستی حقوق بشر اسلامی

تاکید قرآن بر کرامت انسانی

حقوق بشر یکی از مقوله‌های بسیار مهمی است که بحث حول آن همیشه زیاد بوده است. عده‌ای به مساله حقوق بشر به دلیل برخی سوءاستفاده‌های سیاسی که از این مقوله، برای کوبیدن دولت‌ها و نظام‌هایی که با نظام‌های غربی مشکل دارند به دید منفی نگاه کرده و می‌‌کنند.

اما نکته‌ای که باید به آن توجه کرد این است که مقوله حقوق بشر بسیار مقدس، به اعتبار انسان و به ‌ما هو انسان بر شمرده شده و حقوقی را برای انسان‌ها قائل شده که هیچ قدرت و هیچ حکومتی نمی‌تواند این حقوق را از انسان منع کند چراکه مبنای حقوق بشر بحث کرامت انسانی است و در قرآن مورد تاکید قرار گرفته است، بنابراین مهم‌ترین و زیباترین شعار در رابطه با حقوق بشر و کرامت انسان این آیه قرآن است که می‌فرماید: «ولقد کرمنا بنی‌آدم» و کرامت انسان ذاتی دانسته شده، بدون این‌که تفاوتی بین انسان‌ها، از جهت جنسیت یا مقام یا سایر جهات گذاشته شود.

اگر در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر نگاه کنیم مبنا بر کرامت انسانی قرار داده شده و این‌که انسان بما هو انسان کرامت دارد و از حقوق ذاتی برخوردار است. بنابراین به مساله حقوق بشر در یک نظام دینی و اسلامی با توجه به دیدگاهی که در قرآن وجود دارد توجه ویژه‌ای شده و هیچ خصومتی با این مفهوم وجود ندارد.

اما در این باره باید یکی دو مساله را ذکر کرد؛ مساله حقوق بشر، فرآیند جهانی شدن را طی سال‌های اخیر طی کرده و در واقع به یک مقوله جهانی تبدیل شده و در این فرآیند طبعا سوءاستفاده‌هایی از آن صورت گرفته است، در این راستا عده‌ای از جمله غرب، خود را مفسر حقوق بشر دانستند و از نگاه خود به این مبحث نگاه می‌کنند، غرب در مسائلی که به نظر آنان شائبه‌های سیاسی دارد مسائل حقوق بشری را دخالت می‌دهد و مباحثی را که ممکن است به نفعش نباشد را انگ ضد حقوق بشری می‌زند و آن‌ را در بوق و کرنا می‌کند، طبعا این روند مورد قبول جمهوری اسلامی ایران نیست و هیچ ارتباطی با اصل حقوق بشر و مجوزی برای مخالفت با کل مفهوم حقوق بشر پیدا نمی‌کند.

نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که در بحث حقوق بشر مفاهیم یکسانی مثل حق حیات، حق آزادی بیان، آزادی اجتماعات و اعتراضات، شغل و سفر وجود دارد که همه نمودهایی از حقوق بشر هستند اما در عین حال تفاوت‌هایی از نظر دیدگاه، با توجه به ایدئولوژی که در آن از حقوق بشر صحبت می‌کنیم وجود دارد.

حقوق بشر مربوط به بشر است و طبعا تعریف مکاتب گوناگون از بشر متفاوت است و در نتیجه حقوق برخاسته از آن نیز می‌تواند تعریف متفاوتی داشته باشد. اگر در مکتبی به انسان به عنوان موجود مادی توجه شود در نتیجه حقوق بشر هم محدود به یک سری مسائل مادی می‌شود، اما در دیدگاه اسلامی وقتی انسان دارای بعد معنوی قابل توجهی است طبعا مسائلی به عنوان حقوق بشر محسوب می‌شود که ممکن است در نگاه اول معنا پیدا نکند.

خداوند در قرآن می‌فرماید: «آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده ؟» بنابراین اگر حقوق بشر این است که انسان از قید بردگی و بندگی دیگران رها شود خوب در این دیدگاه معنوی، رها شدن انسان از قید بندگی هوا و هوس، جزو حقوق انسان است .

لذا در جامعه باید فضایی را ایجاد کنیم که افراد بتوانند از حق زندگی در یک اجتماع، با فضای معنوی که طبعا انسان را از بردگی و بندگی هوا و هوس بتواند جدا کند برخوردار شوند. بنابراین چون «بشر» تعاریف متفاوتی در مکاتب متفاوت دارد، حقوق بشر هم می‌تواند متفاوت باشد اما در عین حال همپوشانی‌ها بسیار زیاد است. این‌که ما برای بشر یک حقوق ذاتی قائل باشیم فطری است و هیچ قدرتمندی نمی‌تواند آن را از بشر بگیرد چون این حقوق مقدس، فارغ از هرگونه سوءاستفاده‌ است و ما نباید نسبت به اصل آن بدبین شویم.

هفته‌ای که به‌نام حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی مطرح شده نیز برای درک همان تفاوت‌هاست بنابراین به این مساله باید توجه خاص و ویژه‌ای بشود.

البته ایراداتی که ممکن است به بحث حقوق بشر اسلامی گرفته شود که یکی از این موارد مخالفت با قصاص است، از دیدگاه اسلامی وجود قانون قصاص خود می‌تواند باعث حیات شود و قصاص به معنای گرفتن جان یک انسان نیست بلکه به معنای حیات بخشیدن به بسیاری از انسان‌های بیگناه است که با وجود این حکم، قربانی قتل عمد واقع نشوند.

بخش دیگر ممکن است مباحث عملکردی باشد مثلا در مواردی ممکن است بگویند عملکرد فلان دستگاه در فلان کشور درست نیست و با مبانی حقوق بشر نمی‌خواند، به فرض این‌که چنین سخنی صادقانه باشد باید پذیرفت و عملکرد‌ها را اصلاح کرد. البته نقدهایی را که برخاسته از خاستگاه‌ها و سوءنیت‌های سیاسی است و صرفا برای کوبیدن یک نظام استفاده می‌شود باید جدا کرد.

دسته دیگر از مورد برخوردهایی است که ممکن است از روی صداقت باشد ولی بدون توجه به تفاوت‌های فرهنگی صورت می‌گیرد که باید آن را جدا کرد، دسته بعدی انتقادات از لحاظ عملکردی است که در همه کشورها وجود دارد و طبعا ساز و کار برای اصلاح این فرآیندها و عملکردها وجود دارد که این نقدها را باید بدون تعصب پذیرفت و نسبت به اصلاح فرآیندها و عملکردها اقدام کرد.

دکتر حسین میرمحمدصادقی / حقوقدان