مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2920313932287763973
نوستالژی

«پاییز صحرا» یک سریال مدرن و متفاوت

«پاییز صحرا» یک اتفاق بود در تلویزیون برای زمان خودش؛ یک جابه‌جا کردن قواعد تعریف یا تحمیل شده. شاید بتوان عنوان مادر «ملودرام‌های تلویزیونی پس از انقلاب» را برازنده این سریال دانست. دعوای همیشگی مادرشوهر و عروس؛ جنگ ابدی شاید.

سریال پاییز صحرا در میانه دهه 60 یک خط‌شکن بود؛ راه‌هموارسازی برای آثار مشابه بعد از این. سال 64 ساخته شد و یک‌سال بعدش روی آنتن شبکه یک سیما رفت در عصرهای آدینه. مرحومه جمیله شیخی یک مادرشوهر بدجنس و مستبد تمام عیار را در این اثر به نمایش گذاشت؛ کاراکتری که بعدها هم به آن جان بخشید در مرتبه‌های مکرر.

شهلا میربختیار، عروس بود و صحرا بود و خاستگاه تئاتری داشت البته. قرار بود این نقش را سوسن تسلیمی بازی کند که سهم میربختیار شد. اسدالله نیک‌نژاد، کارگردان سریال این‌گونه خواسته بود. صحرا و ساسان (داریوش مودبیان) زن و شوهری بودند که زندگی‌شان سخت دستخوش دخالت‌‌ها و سرک‌کشیدن‌های مادر و خواهر ساسان (دومی با بازی نسرین پاک‌خو) شده و به جاهای باریک کشیده بود؛ شاید به مویی بند. ساسان از خانواده‌ای می‌آمد متعلق به قشر متوسط رو به بالا و با متر و معیارهای آن دوره، حتی اشرافی. صحرا اما از شهرستان آمده بود و اصولا یکی از چالش‌ها و مشکلات خانواده شوهر با او بر سر همین مساله بود و تحقیر پشت تحقیر از این بابت. در نهایت، مادر و دختر چنان عرصه را بر عروس خانواده تنگ ‌کردند که قید زندگی مشترک را بزند، شوهر و بچه‌هایش را به حال خود رها کند و به خانه پدری‌اش در شهرستان پناه ببرد.

ساسان نمونه یک جوان تحصیلکرده و اتوکشیده بود که در برابر مادر و خواهرش در موضع انفعال قرار داشت و سررشته زندگی‌اش هر روز به دست این و آن. بسان اکثر کاراکترهای اینچنینی، خسرو خسروشاهی به جای مودبیان حرف می‌زد.

جمشید مشایخی در این سریال، دایی ساسان بود و نقش منجی را داشت برای او و زندگی بر باد رفته‌اش.

سریال پاییز صحرا در زمانه‌ای که عمده آثار نمایشی رنگ و بوی ایدئولوژیک و ارزشی داشتند، یک اتفاق تازه و نوبرانه در تلویزیون به شمار می‌رفت، چه به لحاظ موضوعی و چه از منظر نوع بازی و حتی پوشش بازیگران. اتفاقی که اعتراض‌هایی را در زمان خودش در پی داشت که البته هیچ‌یک راه به جایی نبردند و سریال تا پایان روی آنتن ماند.

پاییز صحرا در زمان خودش گرفت و با اقبال تماشاگران مواجه شد. کار به جایی رسید که وقتی برادر شهلا میربختیار در یک سانحه با خودرو مجروح شد و کارش به بیمارستان کشید، انبوه مردم جلوی بیمارستان صف کشیدند تا به «برادر صحرا» خون اهدا کنند.

پاییز صحرا از جمله سریال‌های به یاد ماندنی تلویزیون در دهه 60 است که همچنان در ذهن و یاد مخاطبان جعبه جادویی جاودان مانده. شاید همین محبوبیت و ماندگاری باعث شد تا شبکه آی‌فیلم این سریال را با ارتقای کیفیت تصویر در سال 92 بازپخش کند.

ساسان و صحرا در این سریال عاقبت بخیر شدند با پادرمیانی‌ها و وساطت‌های خان دایی و کمی‌کوتاه آمدن و منطقی اندیشیدن. شادروان جمیله شیخی آن‌چنان ماهرانه و استادانه از پس نقش مادرشوهر بدجنس و منفور برآمد که تا مدت‌ها مورد غضب بخشی از لایه‌های جامعه بود؛ برخاسته از توانایی‌های بی‌مثالش در عرصه بازیگری. پاییز صحرا، یک سریال مدرن بود که به نوعی راه را برای ساخت و تولید ملودرام‌های تلویزیونی در سال‌های بعد باز کرد. به تعبیر بهتر، این سریال را می‌توان مادر آثاری از این دست دانست.

محسن محمدی

دبیر سرویس رادیو و تلویزیون