مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2920178438589379840
یادداشت

تکامل تحولات اجتماعی با طنز اجتماعی

ضرورت وجود طنز از جمله طنز اجتماعی در همیشه تاریخ وجود داشته است بویژه در فضای مطبوعات کشور بیش از هر زمانی نیازمند این گونه ادبی اصلاحگر هستیم. با ذکر اهمیت این نکته؛ به‌رغم کثرت تعاریفی که از طنز وجود دارد، به همان اندازه که شعر تعریف‌پذیر نیست، طنز هم از پذیرش یک تعریف علمی و همه‌جانبه، طفره می‌رود. علت این امر، نخست به ذات هنری طنز ارتباط دارد. در یک نگاه کلی مفاهیم ذوقی و هنری در دایره تعریفی ثابت و کلیشه‌ای نمی‌گنجد، چون ویژگی‌هایی همچون تأویل‌پذیری، سیال‌بودن مفاهیم ذوقی و مهم‌تر از همه، غیرمادی ‌بودن و انتزاعی ‌بودن این مفاهیم دسترسی به یک تعریف مسلم و مشخص از آن را دشوار و گاهی غیر ممکن می‌سازد و بی‌تردید طنز دارای این ویژگی است.

در بحث انواع طنز نیز دشواری‌های زیادی وجود دارد. این دشواری‌ها نه به خاطر ماهیت طنز یا احیانا پیچیدگی‌های ساختاری آن، که بیشتر به خاطر گستردگی موضوع و تلقی‌های متنوع و متفاوتی است که در حیطه طنز دیده می‌شود. از طرفی دیگر، طنز به عنوان یک سبک، یا ژانر ادبی مقوله‌ای فراگیر و به عبارتی دیگر چند جانبه است. نوع نگاه طنزپرداز، قالب طنز، مخاطبان مربوط به آن، ارجاعات زبانی، متنی و بینامتنی که بخشی از آن به زیبایی‌شناسی کلام برمی‌گردد و در نهایت موقعیت تاریخی طنز از لحاظ سیاسی و اجتماعی با کارکردهای جامعه‌شناسانه منحصر به خود، به عنوان مهم‌ترین مؤلفه‌هایی تلقی می‌شوند که در گستردگی انواع طنز دخالت دارد. به هرحال در تبیین انواع طنز، بدیهی است که باید از زوایای مختلف، به موضوع نگریست.

تفاوت عمده طنز و هجو وگاهی هزل در یک کلمه «شخصی» بودن یا شخصی نبودن هدف است. طنز هیچ‌گاه قصد تخریب و تضعیف شخص یا گروهی را ندارد؛ بر عکس هجو که یک «شخص» مورد حمله و انتقاد قرار می‌گیرد.

طنز انواعی دارد و کارآمدترین آن «طنز اجتماعی» است که در حقیقت به تکامل تحولات اجتماعی کمک می‌کند، نوعی از طنز با نام طنز انتقادی نیز در جنبه کاربردی خود، در حقیقت به قصد نقد در جامعه وجود دارد که اگر بدرستی فرصت بروز یابد به اصلاح ناهنجاری‌های اجتماعی موجود در هر سطح و طبقه‌ای کمک می‌کند. بعلاوه در طنز انتقادی زمینه برای یک فضای دموکراتیک فراهم می‌شود و به موازات آن در یک جامعه دموکراتیک نیز زمینه برای شکوفایی نقد و طنز بیش‌ازپیش فراهم خواهد شد. شاید یکی از دلایل رواج نقد ادبی در اروپا، وجود فضای دموکراتیک در حوزه نقد اجتماعی باشدو باید اذعان کرد رواج نقد ادبی با همین روند ممکن خواهد شد. و این که در تعاریفی که پژوهشگران این حوزه ارائه کرده‌اند طنزنویسی را بالاترین درجه نقد ادبی دانسته‌اند از همین زاویه است.

مسأله دیگر آن که، در طنز اجتماعی باید شرایطی فراهم شود که در آن حوادث و اتفاقات همان طور که هستند با نگاه نقادانه و به قصد اصلاح بازخوانی و نقد شوند؛ در غیر این صورت بیم آن می‌رود که موضوعات واقعی تغییر یابند و نتیجه آنگونه که قابل انتظار است، حاصل نشود. سیر تاریخی طنز نیز این واقعیت را تائید می‌کند. اگر قرار است طنز به عنوان مقوله‌ای هنری و ادبی که کارکرد اصلاحی و اجتماعی و انتقادی دارد رونق یابد، باید مراقب بود با هزل و به تعبیری لودگی در نیامیزد و از طرفی تنگ‌چشمی‌ها باعث نشود طنز نگاه تیز خود را از واقعیات اجتماعی برگیرد .

برخی معتقدند طنز اجتماعی محصول تاثیر ادبیات اروپا بر ادبیات فارسی است و بر این باورند که معدود نمونه‌های این‌گونه طنز را فقط در آثار عبید و حافظ می‌توان دید و البته که عالی‌ترین نمونه‌های طنز اجتماعی محصول فکر و هنر این دو چهره برجسته ادبیات فارسی است؛ ولی واقعیت این است که در ادبیات گذشته ما نمونه‌های برجسته و فراوانی از طنز اجتماعی دیده می‌شود، مثلا گر چه یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های شعر انوری هجو و هزل است اما در کارنامه ادبی او بهترین و مناسب‌ترین مصداق‌ها و نمونه‌های اشعار طنز اجتماعی و انتقادی وجود دارد.

دکتر محمدجعفر محمدزاده

کارشناس مسائل فرهنگی