مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2918786248729061092
خانواده سالم ضامن تعلیم و تربیت فرزندان

خانواده یعنی همه در کنار هم جمعیم ...

خانواده نخستین فضای آرام و بی‌دغدغه و به دور از تنشی است که کودک پا به آن می‌گذارد. در آنجاست که او نخستین‌بار، طعم محبت، دوست داشتن و دوست داشته شدن را می‌چشد و با آن آشنا می‌شود. اما همیشه خانواده و فضای خانه به یک شکل نیست.

گاهی وجود بعضی مشکلات به کود‌ک اجازه نمی‌دهد بتواند طعم محبت و فضای امن‌ خانه را آن گونه که باید بچشد گاهی به دلایلی مشکلاتی وجود دارد؛ یکی از والدین حضور ندارد، روابط عاطفی خوبی بین اعضای خانواده حاکم نیست و افراد حمایت لازم و کافی را از یکدیگر نمی‌‌‌کنند.

گاهی والدین منکر نقش اصلی و مهم خود می‌شوند و سعی می‌کنند بیشتر مشکلات را به گردن نظام تربیتی حاکم بر مهدهای کودک، مدرسه یا حتی اطرافیان و دیگران بیندازند و از مسئولیت و نقش مهم و اساسی خود شانه خالی کنند. در این خصوص با دکتر فاطمه کریمی، روان‌شناس و مشاور گفت‌وگو کرده‌ایم.

ناآگاهی اولیه والدین

بچه‌دار شدن یکی ازمهم ترین وظایفی است که برای برخورداری از آن حتما باید آگاهی‌های لازم را درباره‌اش به‌دست آورد. اما متاسفانه بسیاری از والدین فکر می‌کنند اگر مشکلی وجود دارد این مشکل به موارد دیگر‌ی غیر از خود آنها برمی‌گردد. گاهی مادران از رفتارهای اشتباه اطرافیان شکایت دارند ؛حال آنکه خودشان نیز رفتاری مشابه یا نزدیک به آنها دارند. شاید به این ترتیب سعی می‌کنند کمبودهای موجود در تربیت فرزندانشان در جای دیگری جبران شود. بعضی والدین بی‌توجه هستند و نمی‌توانند خودشان به تنهایی تربیت فرزندشان را بر عهده بگیرند. در صورتی که اگر والدین به اندازه کافی در این زمینه آگاهی داشته باشند می‌دانند که هیچ محبت، آرامش و محیط امنی نمی‌تواند جایگزین محیط امن خانواده کودک باشد.

خانواده‌های منسجم

در خانواده‌هایی که کودک از سلامت روان کافی برخوردار است حتما به اندازه کافی همکاری،هماهنگی و انسجام وجود داشته است. در چنین محیطی پدر و مادر نیز محبت لازم را به فرزند خود می‌دهند. این‌گونه خانواده‌ها که می‌توانند به فرزندشان از هر لحاظ امنیت و توجه کافی بدهند در واقع نوع تربیتی مقتدرانه را برای فرزند خود انتخاب کرده‌اند و تربیت پدر و مادر هم با همدیگر هماهنگ است. یعنی اگر پدر به کودک اجازه نمی‌دهد تلویزیون تماشا کند مادر هم با نظر او موافق است؛ نه این‌که مادر برای جلب توجه و محبت بیشتر کودک این اجازه را به او بدهد.

وقتی والدین به این شیوه ناهماهنگ عمل می‌کنند کودک نمی‌تواند روش و راه درست را تشخیص دهد و به هیچ‌کدام از والدین خود اعتماد کند. در نتیجه محبت را در جای دیگری جست‌وجو می‌کند و به شخص دیگری وابسته می‌شود.

روش‌های متفاوت تربیتی

والدین در روش‌های تربیتی خود اغلب یا بسیار آسان گیر هستند یا کنترل زیاد و سختی بر رفتار فرزندان خود ندارند. یا برعکس بسیار سخت‌گیرند و با کنترل بیش از حد، فرزندشان را از خود دور می‌کنند . اما روش بهتری نیز در این‌ میان وجود دارد که روش مقتدرانه است .در روش مقتدرانه تربیت والدین به‌گونه‌ای است که می‌توانند اطمینان داشته باشند کودک هنگام نوجوانی و بزرگسالی می‌تواند در تصمیم‌های مهم زندگی خود دخالت کند. به همین خاطر این شیوه متعادل تربیتی به همه والدین توصیه می‌شود‌؛ یعنی والدین نه باید آن‌قدر سخت‌گیری کنند که کودک بترسد و نتواند اعتماد و اطمینان لازم را در فضا و محیط خانه تجربه کند و نه آن‌قدر آسان بگیرند و فرزندشان را به حال خود واگذارند که او هر کار می‌خواهد بکند.در روش تربیت مقتدرانه که بهترین شیوه برای تربیت کودک است والدین به‌خوبی از انجام وظایف خود آگاه هستند و به‌گونه‌ای با فرزندشان رفتار می‌کنند که او از هر لحاظ برای وارد شدن به اجتماع آماده باشد.

2 سال مهم زندگی

وقتی ارتباط عاطفی خوبی بین پدر و مادر و فرزندان برقرار باشد، کودک نیز با الگو گرفتن از خانواده می‌تواند خودش نیز در آینده زندگی خانوادگی موفقی داشته باشد. فراموش نکنیم دو سال نخست زندگی کودک مرحله بسیار مهمی در شکل گیری «دلبستگی ایمن» اوست. اما ‌در خانواده‌هایی که به هر دلیل نمی‌توانند شرایط ایمنی را برای فرزند خود به‌وجود بیاورند حتما مشکلاتی برای فرد به‌وجود می‌آید.

محرومیت از فضای خانواده

وقتی ما وظایف پرورش و تربیت فرزند خود را بر عهده مربی، معلم، دوستان، همسالان، فامیل و... می گذاریم، در واقع به دیگران اجازه می‌دهیم در مهم‌ترین کار ما (تربیت فرزندان) دخالت کنند .به این ترتیب کودکان تمایل زیادی به تائید خود از طرف دیگران دارند چون اعتماد به نفس لازم را برای انجام کارهایشان ندارند، همیشه به‌دنبال تائید دیگران هستند و همین موضوع هم آنها را به‌ سوی کارهای خطرناکی مانند رفتن به سوی مصرف مواد مخدر و کارهای خطرناک دیگر هم خواهد کشاند.

فراموش نکنیم اگر نتوانیم به خوبی از پس وظایف خود برآییم برای فرزندانمان مشکلات غیرقابل حلی پیش می‌آید. و آنها علاوه بر وابستگی بیش از حد، استقلال شخصی کافی نیز نخواهند داشت، هویت خاصی برای خود تشخیص نمی‌دهند و به این ترتیب دیگران وابسته می‌شوند و امنیت را در فضای دیگری به غیر از خانواده جست‌وجو می‌کنند که خود این موضوع می‌تواند مشکلات زیادی را برای آنها به‌وجود دنبال بیاورد.

توجه داشته باشیم بدون این‌که نظارت و کنترل درستی در فضای خانه وجود داشته باشد مشکلاتی زیادی در کمین فرزند ما خواهد بود.

کودکانی که نمی‌توانند در خانواده بزرگ شوند و در فضاهای دیگری بزرگ می‌شوند معمولا مشکلات زیادی خواهند داشت؛ هوش هیجانی این‌گونه کودکان به اندازه کافی رشد نمی‌کند، خلاقیت کمتری از خود نشان می‌دهند، عزت نفس و اعتماد به نفس کافی نخواهند داشت .

در نوجوانی اغلب با بحران هویت مواجه می‌شوند و در بزرگسالی نیز معمولا شخصیت‌های وابسته‌ای خواهند داشت. اما وقتی کودک از ابتدا در کنار پدر و مادرش بزرگ شود و شیوه والدین برای تربیت نیز شیوه درست و با قاطعیتی باشد؛ یعنی علاوه بر مهربانی با فرزندشان بتوانند به موقع قاطعیت لازم را نیز داشته باشند هیچ کدام از این مشکلات وجود نخواهد داشت .

یکتا فراهانی