مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2885621209247349996
جام جهان‌نما

عربستان سعودی؛ آینده‌ای نامعلوم

ملک سلمان که یکی از ‌آخرین بازمانده‌ها از 44 فرزند ذکور شاه عبدالعزیز بنیانگذار عربستان سعودی است، در این هفته دست به تغییراتی قابل اعتنا در ساختار قدرت مطلقه این کشور زد که از نظر کارشناسان سیاسی، هر چند بر اختیارات بی‌حد و حصر خود افزود، اما از صلاحیت‌های ولیعهد این کشور نیز کاست و به این وسیله راه را برای صعود آسان و بی‌دغدغه فرزندش به تاج و تخت پادشاهی، هموار کرد.

در واقع، از زمانی که این پادشاه خودکامه برادرش مقرن را از مقام ولیعهدی عزل و فرزند نایف را به‌‌عنوان ولیعهد و همچنین فرزند کوچک‌تر خود محمد را به‌عنوان جانشین ولیعهد تعیین کرد، همان‌موقع، تحلیلگران مسائل این کشور از وقوع جنگ سنگین قدرت در ساختار قبیله 25 هزار نفری آل‌سعود و همچنین قبایل وابسته و هم‌پیمان آن، سخن به میان آوردند.

باید در نظر گرفت اگر هم احتمال داده شود مقرن ـ که قاعدتا مطابق رسم به جا مانده از بنیانگذار سعودی باید به‌عنوان پادشاه آتی کشور تعیین شود ـ داوطلبانه از این پست صرف‌نظر کرده باشد، نوبت به فرزندان شاه فیصل، دومین زمامدار از همین خانواده می‌رسد که سعود الفیصل در راس آنان قرار داشت. اما می‌دانیم سعود الفیصل در شرایطی مرموز و در حالی که گزارش‌هایی متعدد از خشم مفرط وی از تغییرات کودتایی در هرم قدرت منتشر شده است، درگذشت و از طرفی با تعیین برادرش به عنوان مشاور ویژه شاه و امیر منطقه مکه، توانستند سکوت وی را تضمین کنند. در همین حال، از میان دیگر شاهزادگان سعودی که چشم به تاج و تخت پادشاهی این کشور داشته و با این تغییرات فرصت‌های خود را از دست رفته می‌بیند، متعب فرزند پرنفوذ شاه‌عبدالله، پادشاه پیشین این کشور است که فرمانده گارد ملی بوده و در دوران پدرش، مقام خود را تا سطح وزارت ارتقا داد و انتظار داشت سلمان ـ ‌شاه فعلی ـ او را به سمت ولیعهدی منصوب کند، اما اقدام ناگهانی شاه در تعیین محمد پسر نایف به عنوان ولیعهد، همان موقع به عنوان حرکتی برای خشنود کردن کاخ سفید تلقی شد. زیرا محمد، به عنوان جانشین وزیر کشور ـ یعنی جانشین پدرش نایف ـ خدمات چشمگیری به سازمان‌های جاسوسی و اطلاعاتی غرب بویژه سازمان سیا ارائه کرده و عملیات قلع وقمع و سرکوب خونین مخالفان ازجمله القاعده و شیعیان را فرماندهی کرده بود؛ به‌طوری که به وی لقب «قصاب» داده‌اند. در این میان انتصاب محمد پسر سلمان به‌عنوان جانشین ولیعهد، به منزله حرکتی غافلگیرانه تلقی می شود که تمامیت خانواده حاکم را با چالش‌هایی درباره آینده سیاسی این کشور در پرتو کسب نفوذ فزاینده این جوان 31 ساله، مواجه ساخت.

وی به عنوان جانشین ولیعهد عربستان در نخستین گام و به‌منظور تحکیم قدرت خود، شورای اقتصادی کشور را که برنامه‌ریزی برای کل عملیات استخراج و فروش نفت را به‌عهده دارد، تحت مدیریت خود درآورد و در گام دوم جنگ علیه یمن را از جایگاه خود به‌عنوان وزیر دفاع راه انداخت که تا الان، برخلاف انتظارات اولیه، هزینه‌هایی گزاف بر اقتصاد این کشور تحمیل کرده و بر ناخرسندی‌های زیادی میان اعضای خاندان حاکم دامن زده است.

از طرفی با اعدام دو تا سه شاهزاده آل‌سعود که به بهانه‌های واهی ازجمله شرکت در نزاع خیابانی برای نخستین‌بار صورت می‌گیرد و همچنین انتشار بی‌سابقه و علنی متن احضاریه یک دادگاه عادی به الولید بن طلال، شاهزاده متمول و سرمایه‌دار این کشور، نشان داد جانشین ولیعهد از اهرم‌هایی متعدد برای ساکت کردن مخالفان خود بهره می‌جوید و همزمان با تقویت ائتلاف خود با شیوخ وهابی، فتاوایی متعدد به منظور حمایت از جنگ بی‌حاصل یمن از آنان اخذ کرده و در عین حال، بذل و بخشش‌های فراوانی به کارمندان عالیرتبه دولت و همچنین روسای قبایل هم‌پیمان در جهت کسب وفاداری‌شان در جنگ آتی قدرت، داشته است.

در حال حاضر هر چند محمد بن نایف، ولیعهد، با صبر و حوصله اقدامات جانشین خود را نظاره می‌کند و در عمل، قادر به انجام کاری برای مهار وی نیست، اما به نظر می‌رسد با مرگ پادشاه، مداخله آمریکایی‌ها حتی نمی‌تواند مانع بروز مبارزه خشونت‌آمیز بین شاهزادگان تشنه قدرت در این مجمع القبایل بدوی و جاهلی شود.

یوسف غروی‌قوچانی

روزنامه‌نگار