مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2846371985281723039
زاویه دید

نبود تحقیق؛ آسیب جدی به فیلمنامه

تحقیق و پژوهش، موضوعی است که در دو دهه اخیر در ساخت آثار نمایشی بشدت مورد توجه قرار گرفته است؛ زیرا فیلمنامه نویسان به این نتیجه رسیده‌اند وقتی کاری را با پشتوانه تحقیقاتی می‌نویسند هم رضایت خودشان را دربردارد و هم این که بیشتر مورد توجه مخاطبان قرار می‌گیرد. به همین دلیل یکی از رکن‌های اساسی قبل از شروع نگارش فیلمنامه انجام تحقیق درباره سوژه مورد نظر است. اما گاهی این مبحث به فراموشی سپرده می‌شود و نویسندگان فکر می‌کنند نیازی به تحقیق ندارند و خودشان می‌توانند با اطلاعاتی که در اختیار دارند فیلمنامه را بنویسند، در حالی که این تفکر اشتباه بشدت به کار آسیب می‌زند.

اگر نویسنده‌ای درباره یک معضل اجتماعی بعد از تحقیقات مفصل، فیلمنامه‌ای بنویسند و یک سال بعد از زاویه دیگر می‌خواهد به معضل موردنظر نگاه کند و یک اثر تازه بنویسد، باز هم مستلزم این است که تحقیق و پژوهش انجام بدهد؛ زیرا رنگ و لعاب معضلات اجتماعی مرتب در حال تغییر است.

از سوی دیگر یکی از نقدهایی که به فیلمنامه‌ها می‌شود این است که معمولا در حوزه مباحث پزشکی نویسندگان چندان تحقیق و پژوهش نمی‌کنند و به اطلاعات اندک‌شان بسنده می‌کنند. در حالی که این موضوع آسیب جدی به فیلمنامه می‌زند و باید مورد توجه قرار بگیرد. یکی از ایرادها به فیلمنامه مجموعه دیوار شیشه‌ای برمی گردد،که پخش این سریال از چندی پیش از شبکه یک شروع شده است. این مجموعه اپیزودیک در هر قسمت قصه یک یا چند خانواده را روایت می‌کند که با موضوعی رو به رو شده‌اند.

موضوع این سریال برای بینندگان تلویزیون تازگی دارد، زیرا قصه آدم‌ها در قالب یک برنامه تلویزیونی با نام دیوار شیشه‌ای بازگو می‌شود. چنین نگاهی تا به حال در آثار تلویزیونی نداشته‌ایم و از این جهت کار نویسندگان این مجموعه بسیار خوب است و باید دست مریزاد گفت که یک ساختار تازه را برای قصه گویی شان انتخاب کرده‌اند، اما نقدهایی به قسمت‌هایی از این مجموعه وارد است که انتظار می‌رفت نویسندگان سریال با دقت بیشتری تحقیق می‌کردند و زمان بیشتری به قصه‌هایی که نیاز به تحقیق و پژوهش بیشتر داشت، اختصاص می‌دادند.

در این باره می‌توان به قسمتی اشاره کرد که نگین معتضدی نقش یک دختر سرطانی را بازی می‌کرد. در این قسمت اشتباه‌های پزشکی دیده شد. به‌عنوان مثال در یکی از صحنه‌های این سریال، خانم دکتر به دختر سرطانی تاکید می‌کند که جواب آزمایش کاملا خوب است و هیچ مشکلی نیست و دیگر سرطان ندارد. بعد از دو روز همان خانم دکتر می‌گوید بیماری دختر متاستاز شده و این مساله در آزمایش خون نشان داده نشده است.

امکان ندارد فردی متاستاز شده باشد و آزمایش خون او کاملا منفی باشد و بعد آزمایش بعدی نشان بدهد بیماری‌اش پیشرفت کرده است، زیرا در این مواقع فرد سرطانی که متاستاز شده، حتما یک یا چند مورد از فاکتورهای خونی اش بالا و پایین خواهد بود. به‌عنوان مثال wBC افزایش پیدا می‌کند یا این که پلاکت‌ها و هموگلوبین تغییراتی خواهد داشت.

نکته جالب‌تر این بود که خانم دکتر خطاب به دختر سرطانی می‌گوید شما با وجود متاستاز شدن قابلیت جراحی دارید، اما ریسک زنده ماندن 5درصد خواهد بود. این در حالی است که در این مواقع که بقیه اندام‌ها درگیر سرطان شده اند و فقط یک نقطه درگیر این ماجرا نیست، قابلیت جراحی وجود ندارد؛ زیرا بیمار احتمال بهبود ندارد. نکته جالب بعد از این صحنه این بود که دختر تصمیم می‌گیرد این کار را انجام بدهد و با این که 5درصد ریسک زنده ماندن دارد، زنده می‌ماند که این دیگر شبیه معجزه است.

بنابراین بهتر بود نویسندگان برای نگارش این قسمت حداقل با یک آنکلوژیست صحبت می‌کردند تا اطلاعات دقیق‌تر درباره بیماران سرطانی در اختیارشان گذاشته می‌شد تا با تخیلات صرفا یک قصه درام ننویسند. همه این موارد فقط به این موضوع تاکید می‌کند که نبود تحقیق می‌تواند آسیب‌های زیادی به فیلمنامه بزند. به همین دلیل بهتر است نویسندگان هرگز تحقیق و پژوهش را از قصه هایشان حذف نکنند.

فاطمه عودباشی

رادیو و تلویزیون