مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2811576194348867430

موفقیت از دل شکست جوانه می‌زند

هر بار که حرف موفقیت به میان می‌آید تصویر افراد بزرگی روبه‌روی چشمانمان نقش می‌بندد که لبخندی از ته دل بر چهره دارند. گویی از روز اول شاد و خوشحال و مسلط بر زندگی به دنیا آمده‌اند و مسیر موفقیت و خوشبختی صاف و مستقیم پیش رویشان پهن شده بوده است، اما حقیقت غیر این است. هر فرد موفقی بارها زمین خورده و پس از بلندشدن دوباره به مسیر خود ادامه داده. بسیاری از افراد موفق، دوران کودکی سختی را پشت‌سر گذاشته‌اند. در اینجا از چند انسان فوق‌العاده موفق با سابقه زندگی دشوار نام می‌بریم:

بیل گیتس: ثروتمندترین فرد دنیا در ابتدای راه با سخت‌ترین شرایط ممکن روبه رو شده است. او در ابتدای کار به همراه پل آلن شرکتی تاسیس و کارش را از آنجا آغاز کرد. شرکت چنان شکستی خورد که احتمالا هر کس به جای آنها بود به طور کل از فکر ادامه مسیر درمی‌آمد، اما وی از این مرحله بسیار دشوار عبور کرد و با کوهی از تجربه دنیای مایکروسافت را به وجود آورد.

آلبرت اینشتین: اینشتین که امروزه برای ما به اسطوره‌ای از نبوغ تبدیل شده دوران کودکی سختی را سپری کرد. تا سه سالگی توانایی حرف زدن نداشت. در دوران مدرسه با این که نمرات خوب کسب می‌کرد، اما به دلیل تفاوت رفتاری و تفکر زیاد از سوی دیگران حتی آموزگارانش مورد طعن و تمسخر قرار می‌گرفت. حرف‌های ناراحت‌کننده دیگران برای نابغه‌ای که بر فراز ابرها سیر می‌کرد اهمیتی نداشت. آنقدر ادامه داد تا در نهایت توانست نظریه نسبیت را اثبات کند و حقیقت وجود خویش را به همگان نشان دهد.

جیم کری: بازیگر مشهور و ثروتمند از خانواده‌ای فقیر برخاسته است. هنگامی که 15 سال بیشتر نداشت پدرش بیکار شد و جیم مجبور بود برای کمک به خانواده مدرسه را ترک کند. وضع زندگی براستی دشوار بود، اما آن سختی‌ها هرگز مانع رویاپردازی و سختکوشی او نشد. در نهایت راه خود را به عالم بازیگری پیدا کرد و به یکی از پردرآمدترین‌ها تبدیل شد.

ریچارد برانسون: ریچارد برانسون رئیس ویرجین و چهارمین مرد ثروتمند بریتانیاست، اما وضع او در دوران مدرسه تعریف چندانی نداشت. به دلیل مشکلات نمی‌توانست نمرات خوبی کسب کند؛ اما از همان ابتدا ذهن او سرشار از اهداف بزرگ بود و وی به طور جدی تصمیم دستیابی به آنها را داشت. او از کوچک‌ترین موقعیت‌ها بخوبی استفاده کرد و با پیگیری آنها توانست خود را به یکی از موفق‌ترین‌های جهان تبدیل کند.

استفان کینگ: او یکی از پردرآمدترین نویسندگان جهان است و تیراژ کتاب‌هایش بسیار بالاست، اما جالب است بدانید اولین کتابش از سوی 30 ناشر رد شد. خود او ناامید شده بود، اما همسرش همچنان او را تشویق می‌کرد که سراغ ناشرهای دیگر برود. بالاخره یک ناشر ارزش کار او را کشف کرد و همان سرآغاز موفقیت بزرگ او در عالم نویسندگی شد.

منبع: huffingtonpost.com