مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2810491054694607379
با سارا قمی، سارادونای فوتبال ایران:

با گل خداداد به استرالیا فوتبالیست شدم

روستازاده‌ای که به روستایی بودن خود افتخار می‌کند و می‌گوید آرزوی زندگی‌اش این است روزی با زندگی در خانه‌ای روستایی در شمال، کار پدرش را که کشاورزی است، ادامه دهد.

صدای باران‌های یک ریز شمال روی بام‌های شیروانی خانه‌ها، ضرباهنگ زندگی‌اش است که ریتمش با شدت زیاد و کم از کودکی در رویاهای او نقش بسته‌اند. او دوباره به زندگی و رویاهای شیرین بازی‌های کودکانه در روستا بازمی‌گردد اما تا رسیدن به آن روز، سارا قمی می‌خواهد در مستطیل سبز بازی کند و گل بزند.

قمی از اولین‌های فوتسال و فوتبال دختران ایران است که امروز به کمتر از خانم گل بودن در فوتبال رضایت نمی‌دهد؛ فقط به دلیل این‌که پنج دوره در لیگ برتر فوتبال ایران به عنوان مهاجم نوک، خانم گل شده است. با تیم دانشجویان ایران در والنسیای اسپانیا خانم گل شد و یک فصل بازی در لیگ عراق کافی بود تا شم گلزنی خود را آنجا هم نشان دهد و بشود خانم گل فوتبال عراق. سارا قمی فوتبالیست تیم ملی دختران علاوه بر لیگ برتر، برای تیم ملی در مسابقه‌های مختلف گل زده است؛ در مسابقه‌های پاکستان، ابوظبی، اردن و چین و این اواخر در مقدماتی جام ملت‌های آسیا در ویتنام. ملی‌پوش خوش‌تکنیک تیم فوتبال بانوان تاکنون گل‌های زیادی زده است و نمی‌تواند از میان آنها بهترین را انتخاب کند اما گل او با تیم شهرداری بم به آینده‌سازان میهن نجف‌آباد به‌عنوان سومین گل برتر سال 95 انتخاب شد. سارا قمی را می‌توانیم با این گفت‌وگو بیشتر بشناسیم.

اهل؟

خُمام از بخش‌های رشت.

پس چرا قمی؟

نمی‌دانم من که اصل و نسبم گیلانی بودند فقط فامیلی‌ام قمی است.

سر راه بندرانزلی؟

بله، خیلی هم شلوغ و پرتردد است.

خُمام یا خومام؟

بعضی‌ها می‌گویند خومام همان خُمام امروزی است که در زبان گیلکی به معنی سرزمین من است.

فوتبالیست‌های شهر شما؟

فوتبالیست زیاد داریم که در تیم‌های بزرگ و کوچک بازی می‌کنند. بیشترشان از ملوان شروع کردند.

خانم‌ها؟

سارا قمی.

چرا فوتبال؟

پدرم خیلی فوتبال دوست دارد و از بچگی شاهد علاقه اش به این ورزش بودم و خودم هم علاقه‌مند شدم.

جرقه اصلی؟

با گل خداداد عزیزی به استرالیا فوتبالیست شدم. آن روز من کلاس پنجم دبستان بودم و با گل خداداد کیف کردم و تصمیم گرفتم در پست او یعنی در خط حمله بازی کنم.

پس خدادادی هستید؟!

الگوی بازی‌ام بود و دوستانم می‌گویند مانند خداداد ریزنقش، چابک و فرزم. بعدها از بازی علی کریمی خوشم می‌آمد و چون یک بارسایی هستم، بازی مسی را هم خیلی دوست دارم.

نخستین تمرین؟

من سال 1379 با فوتسال شروع کردم چون هنوز مجوز فوتبال دختران نیامده بود. اواخر سال 1383 مجوز فوتبال آمد و از طریق یکی از دوستان متوجه شدم باشگاه ملوان بندرانزلی بازیکن جذب می‌کند.

نگفتند دختر و فوتبال ؟

چرا. اوایل جمله «مگر دختر فوتبال بازی می‌کند» را زیاد شنیدم اما وقتی برای مردم عادی شد دیگر کاری به فوتبال بازی کردن من نداشتند.

نگاه مردم این روزها؟

مشکل کاملا برطرف شده است. حتی پیگیر بازی‌ها و نتایج من هستند و در کوچه و خیابان از من می‌پرسند فلان بازی چی شد یا بهمان گل را چطور زدم.

از ملوان تا بم؟

سال‌ها برای ملوان بازی کردم اما فصل قبل این تیم دچار مشکلاتی شد و کناره‌گیری کرد. من هم رفتم بم برای شهرداری بازی کردم.

خانم گل شدید؟

پارسال نه اما از سال 1388 تا پارسال، پنج سال خانم گل ایران بودم.

گل یا پول؟

هر دو .

پول بم؟

خوب است اما به اندازه‌ای که خرج خودمان را تامین کنیم. فکر نکنید مثل فوتبالیست‌های مرد درآمد داریم.

پول جمع کرده‌ای؟

برای خانم‌ها که پول فوتبال جمع کردنی نیست و تاکنون پولی جمع نکرده‌ام.

کفاف خرج ازدواج را نمی‌دهد؟

فکر ازدواج نیستم اما کفاف نمی‌دهد. باور کنید!

از جیب می‌خورید؟

هزینه از جیب همه را دلسرد می‌کند. وقتی حامیان مالی نیایند مخارج فوتبال ما تامین نمی‌شود. فوتبال دختران به دیده شدن نیاز دارد باز این سال‌ها اوضاع خوب‌تر شده است و عکس و مطلب‌مان چاپ می‌شود، اما کافی نیست و حمایت بیشتری می‌خواهیم .

قرمز یا آبی؟

فقط ملوان بندرانزلی.

تا کی ادامه می‌دهید؟

تا وقتی بتوانم بازی کنم.

خداحافظی در اوج؟

اعتقاد دارم اما به نظرم هنوز وقتش نرسیده است.

گل می‌زنم، گل می‌کارم

گل ملی یا باشگاهی؟

هر دو شیرین است اما گل ملی در شعاع بیشتری مردم را خوشحال می‌کند و گل ملی را دوست دارم. در باشگاه هم یک سال 43 و یک سال هم 34 گل زدم.

گل اخیر؟

بله در رقابت‌های مقدماتی جام ملت‌های آسیا همراه با تیم ملی بانوان سه گل به تیم‌های سنگاپور و سوریه زدم.

گل قشنگ‌تر؟

گل به سنگاپور مثل گلی بود که در لیگ ایران زدم و توسط برنامه 90 به عنوان گل‌های برتر سال برگزیده شد.

لقب؟

سارادونای فوتبال ایران.

اگر روزی گل نزنید؟

هنوز درباره‌اش فکر نکردم چون هنوز می‌توانم گل بزنم.

مربی می‌شوید؟

فوتبالم تمام شود به مربیگری فکر می‌کنم.

خُمام بازیکن دارد؟

همه جای ایران استعداد زیاد است. من سه سال پیش در یکی از روستاهای خمام دختری به نام رکسانا معصومی را شناسایی کردم که بعد از معرفی به مربیان در حال حاضر عضو تیم نونهالان ایران است.

فوتبال یا آشپزی؟

اولویت من فوتبال است.

اصلا آشپزی بلدید؟

واقعا وقتش را ندارم و زحمت غذا را مادرم می‌کشد. در اردوها و لیگ‌ها هم غذایم آماده است. اما باقلاقاتق درست کرده‌ام!

اوقات فراغت؟

بهترین و شیرین‌ترین لحظات زندگی من زمانی است که در کنار خانواده‌ام هستم. در کنار خانواده آرامش دارم و دختر شادی هستم که این خلق و خو را در جاهای دیگر از من نمی‌بینید. اهل حل جدول هستم و به مطالعه کتاب‌های روان‌شناسی علاقه دارم.

کار رویایی؟

خیلی دوست دارم مانند پدرم کشاورزی کنم . دوست دارم در روستا یک خانه روستایی بسازم و زمین زراعی داشته باشم و کشاورزی کنم.

گل می‌کارید؟

بله حتما. گل در همه جای زندگی من نقش دارد. هم گل می‌زنم هم گل می‌کارم.

کوچه بی‌نام را دوست دارم

اهل فضای مجازی؟

نه. اعتقادی ندارم و به نظرم وقت‌گیر است.

تلگرام، اینستاگرام ...؟

دارم اما برای کارهای تیم. با اصرار بچه‌ها صفحه اینستاگرام باز کردم و گاهی نگاهش می‌کنم زیاد نه. یک گروه تلگرامی هم داریم که از اخبار تیم مطلع می‌شوم.

حتی پلی‌استیشن؟

هم‌تیمی‌هایم گاهی وقت‌ها در زمان بیکاری بازی می‌کنند اما دوست ندارم. فوتبال با توپ و در زمین چمن خودش زیباست.

موسیقی؟

زیاد گوش می‌دهم. از کارهای محسن چاووشی خوشم می‌آید و آهنگ‌های فولکلور را دوست دارم. عاشق سنتور هستم و در اولین فرصت می‌خواهم نواختن سنتور را یاد بگیرم.

سینما؟

قبلا هر ماه یک بار به سینما می‌رفتم اما فوتبال حرفه‌ای نمی‌گذارد در عوض CD فیلم‌ها را تهیه می‌کنم و می‌بینم. فیلم کوچه بی‌نام را دوست دارم.

مُد؟

اهلش نیستم و هر چی خوشم بیاید مطابق عرف جامعه می‌پوشم.

حسود؟

دوران بچگی وقتی پدرم بچه‌های دیگر را ناز می‌کرد حسادت می‌کردم اما الان نه. در فوتبال که اصلا چون به همه چیز رسیدم. بازیکن ملی، خانم گل و لژیونر. در فوتبال اقناع شده‌ام.

غیبت؟

گاهی غیبت می‌کنم اما بلافاصله به همان شخص می‌گویم پشت سرش حرف زده‌ام. آدم رُکی‌ام و همه مرا به رک بودنم می‌شناسند.

دهوک تجربه تازه‌ای بود

از تیم زرفانی چه خبر؟

یک فصل برای این تیم در لیگ عراق بازی کردم که تجربه خوبی بود. راضی‌ام.

پول لژیونری؟

به اندازه زمانی که در آنجا بودم خوب بود .

باز هم می‌روید؟

امسال فکر نکنم. شاید پیشنهاد بهتری برسد.

فرق شما و عراقی‌ها ؟

آنها نخستین بار بود که لیگ برگزار می‌کردند و تکنیک نسبتا خوبی داشتند اما هنوز تجربه بازی کردن ندارند.

کدام شهر؟

دهوک. شهر کردنشین در شمال عراق و تیم ما از تیم‌های نظامی دهوک بود.

محمد رضاپور - روزنامه نگار