مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2767348705197508046
در فضای مجازی

تک‌تیرانداز ناشناخته جنگ تحمیلی

امروز پنجشنبه آخر سال است و روز زیارت اهل قبور و بویژه شهدای جنگ تحمیلی. فرصت را مناسب دیدیم تا به تصویر جالبی در فضای مجازی از یک شهید اشاره کنیم.

تصویر نابغه تک‌تیراندازی ایران در جنگ تحمیلی که رکورددار ایران و جهان با 700 شلیک موفق بود. شهید عبدالرسول زرین متولد 1320 در روستاهای لرنشین کهگیلویه و بویراحمد و معروف به گردان تک‌نفره بود. او از بهترین تک‌تیراندازان ایران در جنگ تحمیلی بود که نه از رشادت‌هایش چندان شنیده‌ایم و نه کسی برایش فیلمی ساخته است. او 700 شلیک موفق داشت، در حالی که گفته می‌شود کریس کابل، بهترین تک‌تیرانداز آمریکایی 160 شلیک موفق داشت.

شهید خرازی به او لقب گردان یک نفره داده بود، زیرا تپه‌ای که یک گردان از پس آزاد کردن آن برنیامده بودند، به تنهایی آزاد کرد. زرین در عملیات خیبر به شهادت رسید.

خلاقیت با طرح پهلوان ایرانی

گاهی وقت‌ها آدم یک چیزهایی توی خیابان می‌بیند که کلی سرکیف می‌آید؛ از آن چیزهایی که پشت‌شان خلاقیت و هوش اجتماعی و خوش‌فکری نشسته و اتفاقا شدیدا مورد نیاز جامعه امروز ماست. اگر نگاهی به این تصویر بیندازید، دستتان می‌آید از چه چیزی صحبت می‌کنم. این تصویر یکی از صدها نقاشی کشیده شده روی دیوارهای تهران (زیر پل کالج) را نشان می‌دهد، با این تفاوت که نبوغی پشت این تصویر که نمادی از پهلوانان قدیم و اسطوره‌ای ایران زمین است، نشسته و آن را زیباتر و دیدنی‌تر می‌کند. این تصویر با واکنش‌های مثبت زیادی هم در فضای مجازی مواجه شده است.

آتش‌نشانان و آرامش چهارشنبه‌سوری

چهارشنبه‌سوری امسال مثل چهارشنبه‌سوری هیچ سالی از سال‌های اخیر نبود؛ آرام‌تر بود و دوست‌داشتنی‌تر. هر سال دست‌کم دو سه هفته مانده به شب چهارشنبه‌سوری، صدای توپ و ترقه از هر سویی به گوش می‌رسید و هرچه به این شب نزدیک‌تر می‌شدیم، ترس و نگرانی پا گذاشتن به خیابان هم بیشتر می‌شد. اما امسال صداهای ناشی از انفجار آنقدر کم بود که می‌توان مدعی شد تقریبا تا خود چهارشنبه‌سوری صدایی نبود. البته این آرامش بهایی سنگین داشت؛ بهایی به وسعت خون شهدای عزیز آتش‌نشان در حادثه پلاسکو. تلخی این حادثه به حدی بود که حتی کودکان و نوجوانان تهرانی را هم متاثر کند و به فکر وادارد و به یک دستاورد فرهنگی بزرگ منتج شود. البته فرهنگ‌سازی‌های صورت گرفته هم در این زمینه بی‌تاثیر نبود؛ از نامه‌ای که توسط کودکان یک مدرسه پس از حادثه پلاسکو برای کنار گذاشتن ترقه‌بازی در چهارشنبه‌سوری نوشته شد، گرفته تا نصب بنرهای «پویش نه به مواد محترقه خطرساز» به احترام شهدای آتش‌نشان بر روی آمبولانس‌های اورژانس 115 تهران و اقدام جالب مغازه‌داری که پشت شیشه مغازه‌اش نوشته بود: «به پاس خون جانفشانان آتشنشان پلاسکو امسال از عرضه هرگونه مواد آتش‌بازی معذوریم.»

حواسمان به آرزوهای کوچک باشد

چه خوب است حالا که هنوز چند روزی به عید باقی است، شادی آن را با همه هموطنانمان تقسیم کنیم، هرجوری که می‌توانیم و از دستمان برمی‌آید. بی‌شک یکی از راه‌هایش برآورده کردن آرزوی کودکانی است که به دلیل محرومیت، از شادی داشتن کفش و لباس نو محرومند یا به دلایل خاص جسمانی از برآورده شدن آرزوهای‌شان مایوس شده‌اند. شهر اهواز پرچمدار رساندن کودکان به آرزوهایشان است. اخیرا یک کودک مبتلا به سرطان اهل ایذه که آرزوی خود را معلم شدن عنوان کرده بود، با ابتکار مدیر دبستان یکی از مدارس اهواز به آرزوی خود رسید و به همین راحتی طعم شادی و خوشبختی را چشید. مسئولان شهر اهواز پیشتر آرزوی چند کودک سرطانی دیگر را همچون آرزوی پلیس شدن و ... برآورده کرده بودند. شادی دیگران کاری ندارد، فرصت مهرورزی را از دست ندهیم.

با اخلاق خوبمان «آب روی آتش» شویم

اصطلاح «آبی روی آتش» را همه‌مان شنیده‌ایم. به این‌که ریشه این اصطلاح چیست و از کجا آمده، کاری نداریم، فقط می‌خواهیم بگوییم می‌شود با خیلی از کارها البته در کمال آرامش، آبی روی آتش شد و جلوی خیلی از فجایع فردی و اجتماعی را گرفت. این تصویر منظورمان را بهتر می‌رساند؛ این عکس تکان‌دهنده، عکس نوازنده پیانویی است که گارد ضد شورش اوکراین را به شنیدن موسیقی دعوت می‌کند. فکرش را بکنید نیروهای خشن گارد ضد شورش که فقط به زدن و بردن و البته شاید هم دفاع فکر می‌کنند، یکهو با چنین صحنه‌ای مواجه شده و یک موسیقی ملایم زیبا مثلا از نوع عاشقانه‌اش بشنوند!.. به نظرتان این موسیقی آبی نمی‌شود روی آتش خشم گارد ضد شورش؟!... البته این تصویر مواجهه از نوع هنری‌اش را با خشم نشان می‌دهد، اما با یک خلق خوب ملایم هم می‌شود «آبی روی آتش شد»؛ نمی‌شود؟!

مدیریت بحران آجیل نوروزی

امسال احتمالا خبری از آجیل نوروزی در برخی از خانه‌ها نیست؛ خیلی از خانه‌هایی که تا سال پیش بساط آجیل‌شان برپا بود و کیفشان کوک. آنها که هیچ‌وقت رنگ آجیل شب عید را نمی‌دیدند کلا به کنار. این‌که می‌گوییم امسال از تعداد آجیل‌خورها کم می‌شود، اگرچه حدس و گمان است، اما بیراه نیست، چون حدس و گمان‌های ما برپایه استدلال‌های متقنی است که مو لای درزش نمی‌رود. استدلالی هم که برای این مورد می‌آوریم همین قیمت نجومی آجیل است. مردم هم خودشان این را می‌دانند، برای همین هم می‌خواهند بحران آجیل را مدیریت کنند. چطور؟! با زدن یک قفل بزرگ روی در هرچه پاکت آجیل است، مثل این تصویر!