مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2766503113153425956

دختـران‌‌قربانیان تلخ‌ترین جنایت‌های سال

«ستایش»، «کیانا»،«حنانه» و دوباره «ستایش» نام چهار دختر خردسال است که سرنوشت تلخشان در سال گذشته در صدر اخبار حوادث روزنامه‌های کشور قرار گرفت.

آنها مورد آزار و اذیت قرار گرفتند و به قتل رسیدند تا نامشان برای همیشه دل‌ها را آزرده خاطر کند. قاتلان همه آنها به دار مجازات آویخته شده‌اند جز یک نفر که پسری 17 ساله است و اکنون در کانون اصلاح و تربیت نگهداری می‌شود.

پرونده او به ایستگاه آخر اجرای احکام دادسرای ورامین رسیده و او فقط یک سال فرصت دارد برای رهایی از طناب دار رضایت اولیای‌دم را جلب کند.

مرور پرونده این دختران از آزار و اذیت تا سوزاندن اجساد با اسید را در بر دارد.

ستایش، دختربچه افغان

ستایش، دختر شش ساله افغان است که 22 فروردین امسال به دست پسری 16 ساله مورد آزار و اذیت قرار گرفت و جسدش پس از قتل با اسید و آتش سوزانده شد. متهم یک روز پس از ارتکاب جرم، خود را به پلیس معرفی کرد و گفت: «ساعت 12 و 30 دقیقه ظهر، ستایش برای بازی با خواهرزاده‌ام به خانه‌مان آمده بود. به بهانه نشان دادن چند جوجه قناری او را به اتاقم در طبقه دوم خانه کشاندم و به پشت سرش زدم. وقتی روی زمین افتاد، او را مورد آزار و اذیت قرار دادم. سپس به پشت بام رفتم و چند نخ سیگار کشیدم. ناگهان صدای زنگ خانه آمد. مادر ستایش بود. از فاش شدن جنایت سیاهم ترسیدم، برای همین او را به آشپزخانه کشاندم و با چاقو دو بار به گردنش زدم. وقتی مرد، خون روی زمین را با روزنامه پاک کردم، جسد را در جعبه (باند اکو) گذاشتم و سپس با اسید و آتش سوزاندم تا از بین برود اما این اتفاق نیفتاد. یکی از دوستانم را به بهانه تعمیر کولر به طبقه دوم کشاندم اما او بعد از دیدن جسد موضوع را لو داد.»

با اعتراف متهم، پرونده برای رسیدگی خارج از نوبت در اختیار شعبه هفتم دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت و جلسه دادگاه شهریور برگزار شد. اولیای‌دم درخواست قصاص کردند اما متهم برخلاف اعترافات متعددش در بازجویی‌ها، تنها قتل در شرایط «سیاه مستی» را پذیرفت و گفت: «روز حادثه برای دختر مورد علاقه‌ام خواستگار آمده و اعصابم خرد شده بود. برای همین وقتی به خانه برگشتم، چهار لیوان مشروب دست‌ساز خوردم. حالت طبیعی نداشتم که ستایش را در حیاط دیدم. من فقط لحظه بریدن سر و سوزاندن جسد با اسید یادم می‌آید و در کلانتری هم تحت فشار به تجاوز اعتراف کردم.»

وکیل متهم اصرار داشت پسر 16 ساله در زمان حادثه به رشد و کمال عقلی نرسیده و باید طبق ماده 91 قانون مجازات اسلامی که قائل به تخفیف مجازات برای متهمان زیر 18 سال است، از اعدام و قصاص تبرئه شود اما قضات دادگاه این استدلال را نپذیرفتند و متهم را به جرم تجاوز، قتل و سوزاندن جسد با اسید و آتش به اعدام، قصاص، پرداخت دیه صدمات غیرمنتهی به فوت و 99 ضربه شلاق محکوم کردند. این حکم در دیوان عالی کشور تائید شد و اکنون به ایستگاه آخر، شعبه اجرای احکام دادسرای ورامین رسیده است. متهم هنوز نوجوان است و 25 آذر امسال، 18 سالش تمام می‌شود.

ستایشی دیگر قربانی شد

در حالی که نگاه‌ها به پرونده ستایش، دختربچه افغان دوخته شده بود، ناگهان خبر رسید که دختری هم‌سن و هم‌نام او، این‌بار در شهرستان نی‌ریز فارس، قربانی مردی هوسران شده و پس از آزار و اذیت به قتل رسیده است. متهم مردی 33 ساله و متاهل بود که 25 فروردین، ستایش شش ساله را ربود و پس از تعرض و سرقت طلاهایش او را به قتل رساند. او مدتی بعد از سوی پلیس دستگیر و در دادگاه کیفری فارس محاکمه شد. اولیای‌دم درخواست قصاص کردند و متهم گفت: «آن روز باران می‌آمد. ستایش را به بهانه تعویض لباس‌هایش از کوچه دزدیدم و با بستن دست، پا و دهانش او را زیر تختخواب اتاقم مخفی کردم. بعد از چند ساعت گوشواره‌هایش را دزدیدم و خودش را به بیابان‌های اطراف نی‌ریز بردم. آنجا او را مورد آزار و اذیت قرار دادم و سپس خفه‌اش کردم. لباس‌هایش را آتش زدم و همراه جسدش در گودالی که کنده بودم، انداختم. سپس به شهر برگشتم و طلا و جواهراتش را فروختم. مردم داشتند دنبال ستایش می‌گشتند. در جست‌وجو‌ها شرکت کردم اما پلیس به من مشکوک شد و دستگیرم کرد.» با اعتراف متهم، قضات دادگاه او را به جرم تجاوز و قتل به اعدام و قصاص در ملاعام محکوم کردند. اولیای‌دم پس از مدتی از قصاص صرف‌نظر کردند اما متهم یکم مهر امسال به جرم تجاوز در ورزشگاه شهدای نی‌ریز فارس از طناب دار آویخته شد.

حنانه، قربانی مرد همسایه

حنانه برای خرید بستنی از خانه خارج شده بود که ناگهان ناپدید شد. پدر و مادر دختر پنج ساله امیدوار بودند با جست و جوهای پلیس، فرزندشان سالم به آغوش آنها بازگردد اما فقط یک روز بعد، جسد حنانه زیر پلی در اتوبان نزدیک شهرک ولی‌عصر کشف شد تا امید خانواده ناامید شود. هنوز جسد او به پزشکی قانونی منتقل نشده بود که پدر و مادر 12 دختر دیگر نیز به کلانتری مراجعه کردند و از آزار و اذیت دخترانشان پرده برداشتند. آنها گفتند به خاطر حفظ جان فرزندانشان شکایت نکرده بودند اما حالا که حنانه به قتل رسیده، تصمیم‌شان تغییر کرده است. حالا مشخص شده بود قاتل حنانه پیش از این چند دختر بچه دیگر را نیز مورد آزار قرار داده است. در حالی که تحقیقات برای شناسایی متهم ادامه داشت، هویت متهم با تماس زنی با پلیس شناسایی شد. مرد 32 ساله دستگیر شد و در بازجویی‌ها به آزار و اذیت دختربچه‌ها و قتل حنانه اعتراف کرد. او گفت: «با خانواده حنانه همسایه بودیم. روز حادثه حنانه را در کوچه دیدم. بستنی دستش بود. به بهانه این‌که می‌خواهم تو را پیش دخترم ببرم، به حیاط خانه‌ام کشاندم. می‌خواستم به او تجاوز کنم اما سر و صدایی از کوچه شنیدم. اهالی داشتند دنبالش می‌گشتند. ترسیدم و ضربه‌ای به سرش زدم. بعد با پارچه خفه اش کردم. جسدش را در نایلون پیچیدم و هوا که تاریک شد، زیر پل انداختم. برای این‌که کسی به من شک نکند در جست و جوها و حتی در مراسم خاکسپاری هم شرکت کردم اما چند روز قبل ناخواسته ماجرا را برای ‏زنی تعریف کردم که او هم مرا لو داد.»‏

متهم پس از اعتراف به آزار و اذیت چند دختربچه ‏دیگر، برای صدور حکم به دادگاه کیفری استان ‏کرمانشاه اعزام و در آنجا به جرم تعرض و قتل به ‏اعدام در ملأعام محکوم شد. این حکم پس از تائید ‏در دیوان عالی کشور، در منطقه انبار ‏نفت سنقر به اجرا درآمد. ‏

کینه مرگبار از مادرزن

«کیانا» اوایل مهر امسال به شکل مرموزی ناپدید شد. شب در خانه مادربزرگش خوابیده بود، اما صبح اثری از او نبود. پدر و مادرش مفقود شدن ناگهانی او را به پلیس اطلاع دادند اما جست و جوها به بن بست خورده بود. تا این‌که چند روز بعد مردی به کلانتری مراجعه کرد و مدعی شد برادرش کیانا را کشته است. متهم کسی جز داماد خانواده نبود. مرد 37 ساله دارای سوابق متعدد کیفری، پس از دستگیری پرده از سرنوشت تلخ کیانا برداشت و گفت: «مدتی قبل وسیله‌ای از خانه مادرزنم سرقت شده بود و او فکر می‌کرد من این‌کار را انجام داده‌ام. به من تهمت می‌زد و آبرویم را می‌برد. تصمیم گرفتم انتقام بگیرم. می‌دانستم که او چقدر به کیانا علاقه دارد. نقشه قتل او را کشیدم. شب حادثه از بالای دیوار به خانه مادرزنم پریدم، کیانا خواب بود. رویش چادری کشیده بودند. او را دزدیدم و با موتور به خانه ام بردم. آنجا او را مورد آزار و اذیت قرار دادم و با همان چادر خفه اش کردم. جسدش را به باغ پدرش بردم و زیر گچ‌های پیش ساخته مخفی کردم. دو روز بعد عذاب وجدان گرفتم و ماجرا را برای برادرم تعریف کردم.»

متهم پس از اعتراف در دادگاه کیفری نیشابور محاکمه شد. او که با درخواست قصاص اولیای دم روبه‌رو شده بود از قضات خواست هرچه سریع‌تر اعدامش کنند و گفت: «در برابر کاری که کردم، هیچ دفاعی ندارم. مرا زودتر قصاص کنید. بعد از اعدام هم جسدم را دفن نکنید. من لیاقت دفن شدن ندارم. جسدم را در بیابان رها کنید تا خوراک حیوانات وحشی شود.» حکم اعدام، قصاص و 15 سال حبس برای آدم‌ربایی که صادر شد، متهم اجازه اعتراض به وکلایش نداد تا در یکی از سریع‌ترین رسیدگی‌ها، ظرف 15 روز از وقوع حادثه، در حضور 10 هزار نفری اهالی نیشابور به دار مجازات آویخته شود.