مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2764900873568888293

دام ایران‌هراسی

در آخرین هفته‌های سال 95، اتفاقی عجیب رخ داد. اتفاقی که حکایت از همکلامی ترکیه، عربستان و رژیم صهیونیستی در اجلاس امنیتی مونیخ داشت.

آنچه که در کنفرانس امنیتی مونیخ رخ داد، بویژه در مورد منطقه و ایران، نیاز به تاریخچه‌ای دارد که در خاورمیانه شاهد هستیم. دولت‌گردانان امروز ترکیه و در راس آن اردوغان، رویای بازپروری امپراتوری عثمانی نوین را در سر می‌پرورانند. بنابراین آمریکا، اسرائیل، فرانسه و انگلیس، از این رویای دست‌نیافتنی برای ناامن کردن منطقه به نفع خودشان بهره بردند و مبادرت ورزیدند به کمک تسلیحاتی و آموزش نظامی به گروه‌هایی که با دولت‌های عراق و سوریه مبارزه می‌کنند، از جمله داعش. دوم این‌که گروه اردوغان به ترک‌ها باوراندند که از هم پاشیدگی (تجزیه) عراق و سوریه با همکاری داعش منجر به مصادره مناطق مهم انرژی در این دو کشور می‌شود که به نفع ترکیه است و تسلط بر منابع نفتی عراق و سوریه را به همراه خواهد داشت. سوم این‌که، تضعیف امنیتی و اقتصادی ایران قدرت بلامنازع منطقه‌ای ایران را خنثی خواهد کرد و به دنبال آن ازهم پاشیدگی ایران را به همراه خواهد داشت. گروه‌های اردوغان این توصیه‌ها را باور کردند که بهترین و سریع‌ترین راه برای رسیدن به امپراتوری نوین عثمانی است و امروزه می‌بینیم که نه‌تنها گروه اردوغان به آرزویشان نرسیدند بلکه کودتا را به کشورشان به ارمغان آوردند و ترکیه از طریق گروه‌های تروریستی که خودشان بانی به‌وجود آوردنشان بودند، ناامن شده است. همچنین عدم اعتماد اکثریت مردم ترکیه به حاکمیت اردوغان؛ عدم اعتماد دولت‌های مرکزی عراق و سوریه به ترکیه؛ تقویت موضع ایران در منطقه و جهان.

کنفرانس امنیتی مونیخ براساس این داده‌ها تحت شعاع قرار گرفته بود و ویژگی دیگری که این همایش داشت پدیده ترامپ بود. بسیار طبیعی است که اسرائیل، آمریکا، ترکیه و سعودی‌ها نتوانستند آن اهدافی را که از طریق آمریکا به فرانسه و انگلیس دیکته شده بود عملی سازند. عربستان و ترکیه برای فرار به جلو از ملیت‌گرایی پارسی، رژیم صهیونیستی از خطر تکنولوژی هسته‌ای ایران و سعودی‌ها از تسلط شیعه‌گری و صفوی‌گرایی برای بی‌ثبات کردن منطقه از ایران می‌گویند. در حالی که می‌بینیم اگر پیش‌بینی و پیشگیری جمهوری اسلامی در جلوگیری از بی‌ثبات کردن منطقه نبود، داعش نه‌تنها کشورهای منطقه را تبدیل به خاک سوخته می‌کرد، بلکه اغلب کشورهای جهان را به تروریسم و افراط‌گرایی تبدیل می‌کرد.

امروز این کشورها هیچ‌گونه پاسخی به مردمانشان ندارند که عامل بی‌ثباتی، خشونت و ترور در منطقه شده‌اند و به دنبال یک متهم می‌گردند که آن ایران‌هراسی است. وزنه اعتماد افکار عمومی مسلمانان و فلسطینی‌ها به سمت ایران کشیده شده است. مردم منطقه شاهد همبستگی غیرقابل انکار ایرانیان و امنیت ایران با وجود قرار گرفتن در میان ناامن‌ترین منطقه جهان هستند.

جهان و بویژه اتحادیه اروپا پی برده است که یک ایران قوی و مطمئن در جهان بویژه در منطقه، می‌تواند به ثبات و امنیت منطقه و جهان بویژه در تامین ثبات انرژی نفت و گاز کمک کند. رژیم صهیونیستی خواه یا ناخواه، به طور طبیعی در حال فروپاشی است، رژیم‌های عرب منطقه بویژه دریای پارس ثبات لازم را از دست داده‌اند. آمریکا، انگلیس و فرانسه، منفور افکار عمومی در منطقه شده‌اند. استقلال سیاسی ایران برای مسلمانان جهان مثال‌زدنی است، این همه دست به دست هم داده‌اند که ایران‌هراسی را به هر روش به جهان اعمال کنند.

گمان بر این است که تاکنون موقعیت جغرافیای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی ایران در تاریخش به این حساسیت نبوده است. این حساسیت‌ها تصمیم‌گیری دولت‌گردانان در ایران را هرچه بیشتر پیچیده‌تر و سخت‌تر کرده است، بویژه در نهادینه شدن یا آلوده شدن به فساد در سطوح حاکمیت می‌تواند تمام داده‌های گرانقیمت آرمان‌های انقلاب را به شکست بکشاند و این خطر اگر رفع نشود، نه‌تنها رژیم صهیونیستی به منطقه تسلط پیدا می‌کند،‌بلکه عدم رضایت مردمی در داخل کشور پایگاه مردمی آرمان‌های انقلاب اسلامی را به باد خواهد داد و آینده‌ای غیرقابل پیش‌بینی برای کشور به همراه خواهد داشت. همچنین تقویت پایدار قدرت نظامی بازدارنده پدافندی و آفندی؛ تقویت رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی که ایران هیچ‌گاه آغازگر جنگ نخواهد بود، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

غرب بویژه در اتحادیه اروپا، مواضع یکسانی در برابر ایران ندارند و چهار کشور آمریکا، فرانسه، انگلیس و اسرائیل به واسطه منافع استعماری آنها در منطقه، ایران‌هراسی را توجیه می‌کنند. کشورهای شرق آسیا مانند هند و چین، ثبات و قدرتمند شدن ایران را به نفع منافع منطقه و جهان می‌بینند.

پروفسور ابوالفضل بهشتی / عضو اتاق فکر اتحادیه اروپا