مرورگر شما برای نمایش این سایت قدیمی است. برای مشاهده سایت از سایر مرورگرها استفاده نمایید یا جهت بروزرسانی کلیک کنید.

همچنین میتوانید PDF نشریه را از لینک زیر دریافت نمایید.

شماره خبر: 2763656113634178067

7سین 7 قاب

سال نو از راه می‌رسد با زیباترین نویدها و شادی بخش ترین امیدها. قرار است 365 روز به ما فرصتی دوباره داده شود تا در تک‌تک این روزها زندگی را دوباره تجربه کنیم و از هر یک به بهترین شکل بهره ببریم.

چاردیواری در آستانه سال نو سراغ هفت بانو و چهره شناخته شده و موفق رفته است، بانوانی که اتفاقا اسم کوچک‌شان با (سین) آغاز می‌شود. از آنها سوالاتی درباره چگونگی برگزار کردن عید و مراسم نوروزی پرسیده‌ایم و پاسخ‌های جالب و خواندنی آنها را برایتان منتشر می‌کنیم.

پرسش‌های مشترک

1ـ در دوران کودکی چه حسی نسبت به عید داشتید؟ الان چطور؟ تا چه اندازه آن حس حفظ شده و چه تغییراتی کرده است؟

2ـ روزهای آخر سال در خیابان‌ها شور و نشاطی خاص دیده می‌شود. چه نظری نسبت به آن دارید؟ همچنین افرادی که برای آمدن بهار خودشان را اماده می‌کنند خانه تکانی، خرید و...

3ـ آیا هفت‌سین می‌چینید؟ در این زمینه چه نوع سلیقه‌ای به کار می‌برید؟ کدام سین هفت‌سین را بیشتر دوست دارید؟

4 ـ دوران کودکی چه عیدی می‌گرفتید؟ کدام عیدی‌ها برای شما خاطره‌انگیز شده؟

5 ـ امسال پای سفره هفت‌سین برای هموطنان چه آرزویی دارید؟

سهیلا جلودارزاده (نماینده مردم تهران در مجلس)

سین دوست داشتنی: سبزه

عید همیشه برای من دوست داشتنی بوده و هست، اما باید اعتراف کنم که عید دوران کودکی چیز دیگریست. کودک تنها از عید لذت می‌برد و از مواهب آن بهره‌مند می‌شود. اما برای ما بزرگسالان عید مترادف با یکسری مسئولیت‌هاست که باید آنها راانجام دهیم. من چون نماینده ام برای آن دسته از مردم که عید چندان راحتی ندارند غصه می‌خورم و این سخت است. اما با تمام اینها عید همیشه زیباست و همه ما از ته‌دل به آن اعتقاد داریم.

هیاهوی مردم عالی است و از شادی و نشاطشان خبر می‌دهد. سال کهنه می‌رود و سال نو می‌آید درحالی که قرار است شرایطی نو را به همگان عرضه کند. از اقشار مختلف مردم از عید استقبال می‌کنند و در این مساله با هم مشترکند. همه خوشحالند و اصلی‌ترین دلیل آن طبیعتی است که نو می‌شود و شرایطی مطبوع ایجاد می‌کند. خانه تکانی، دیدوبازدید، نوشدن و دیدار فصل جدید انگیزه‌هایی قوی برای ادامه زندگی است.

من هفت‌سین را بسیار دوست دارم و آن را می‌چینم. در میان سین‌ها به سبزه علاقه خاصی دارم.

در دوران کودکی در مکتبخانه‌ای در شهرری (محل سکونت‌مان) قرآن یاد می‌گرفتم. یک سال عید به خانه معلم قرآنمان رفتیم. ایشان به من تخم مرغ رنگی عیدی داد و من از آن خیلی خوشم آمد. دایی ام هم بانک کار می‌کرد و به ما دوتومانی نو عیدی می‌داد. یک بار او به من دوتومانی داد. در راه بازگشت از خانه او واقع در قلهک به سمت شهرری می‌آمدیم. من عیدی اسکناس نوی دوتومانی گرفته بودم و خوشحال بودم. در میدان شوش مردی ماهی سفید بساط کرده بود به قیمت دوتومان. پدرم دوتومانی نداشت و پول من را گرفت. من خیلی ناراحت شدم چون آن پول نو را بسیاردوست داشتم. آن زمان به ما ده تومانی عیدی می‌دادند اما من عیدی دایی را به دلیل نو بودن اسکناس دوست داشتم. کلی به خاطر از دست دادن آن گریه کردم!

واقعاً از خداوند طلب می‌کنم که ما را به خود نزدیک کند، چون باور قلبی‌ام است اگر به پروردگار نزدیک باشیم بهترین حال را پیدا خواهیم کرد. این همان دعای هنگام تحویل سال است که بهترین حال را از خداوند طلب می‌کنیم. بهترین حال در گرو نزدیکی به خداوند است و من آرزو می‌کنم همگی به آن دست یابیم.

سمیرا اصلان‌پور (داستان نویس)

سین دوست داشتنی: پلاک اسم خودم

همیشه‌بهار را عاشقانه دوست داشته‌ام و خواهم داشت. در دوران کودکی شیفته شکوفه‌های درختان بودم. در آن زمان در تهران به مراتب بیشتر از الان درخت بود و شکوفه‌های بهاری به راستی خودنمایی می‌کردند. به‌خاطر می‌آورم در نزدیکی پارک وی باغی بود که اوایل بهار پر از شکوفه‌های سفیدرنگ می‌شد. یک بار پدرم در نزدیکی عید ما را به آن باغ برد. زمین و آسمان غرق در شکوفه‌های سفید بود. الان مانند آن زمان درخت زیاد نیست اما من همچنان عطر آنها را در هوا حس می‌کنم. عید مژده طبیعت نو را می‌دهد و من این طبیعت جوان را بسیار دوست دارم.

به نظر من همهمه خیابان‌ها تا حدودی به‌دلیل الزامی‌است که مردم برای تهیه پوشاک عید به خود وارد می‌کنند و این فشار زیبایی عید را به عذاب تبدیل می‌کند. این زیاد جالب نیست. قدیم مادرها برای فرزندان خود لباس می‌دوختند و این به مراتب دلپذیرتر بود. به همه توصیه می‌کنم خود را کمتر تحت فشار قراردهند و درعوض از زیبایی بهار چشمنواز لذت ببرند.

هفت‌سین می‌چینم. گاهی پیش آمده که یکی از سین‌ها را نداشته‌ام. آن‌وقت ابتکار عمل به خرج داده و سین دیگری را جایگزین آن کرده‌ام. مثلاً یک‌بار پلاک اسمم را که با حرف سین شروع می‌شود را در سفره گذاشتم. هفت‌سین را در ظروف صنایع دستی می‌چینم تا ظاهر بومی‌تری پیداکند. اگر مسافرت بروم هفت‌سین را همراه خود می‌برم.

من در دوران کودکی کتاب دوست داشتم و همه از علاقه من به مطالعه آگاه بودند. به همین دلیل بارها کتاب عیدی گرفتم. اسباب بازی و لباس هم عیدی گرفته‌ام. پول هم می‌گرفتم که جمع می‌کردم و با آن چیزی می‌خریدم. یک‌بار با پول‌های عیدی یک گردنبند شمایل حضرت علی خریدم و هنوز هم آن را دارم.

برای فرزندانم آرزوی موفقیت در کار و درس و زندگی دارم. همچنین آرزو می‌کنم مردم عزیزمان همیشه خوش و خرم باشند.

ســاناز مینایی (استاد آشپزی)

سین دوست داشتنی: سبزه

وزش باد بهاری و بیدارشدن گلها و درختان در این فصل وجود هرکس را به شکلی به وجد می‌آورد. این حس همواره در من زنده بوده و هست اما در دوران کودکی به‌دلیل فراغت بال و آرامش خیال، این نوع احساس به مراتب قوی تر و پررنگ تر است.

شورواشتیاق و همهمه پیش از شروع سال نو به‌دلیل همان اتفاق نیکویی است که قراراست بزودی رخ دهد؛ یعنی نوشدن سال و بیداری طبیعت. همه دوست دارند تا سرحدامکان کامل به این وقت از سال برسند و به همین دلیل روزهای آخرسال شلوغ‌تر از سایر اوقات است. این هیاهو و همهمه زیباست چون عامل ایجاد آن طبیعت زیبا و بیدارشدن گل‌ها و درختان است.

هفت‌سین را با عشق و علاقه می‌چینم و تمام مراسم مربوط به شروع سال نو را انجام می‌دهم. من هفت‌سین را با دقتی ویژه می‌چینم و در انتخاب هر سین به زیباترین شکل ممکن انرژی مثبت صرف می‌کنم چون این کار را نوعی سپاسگزاری از خداوند یکتا می‌دانم که امکان لذت بردن از لحظه تحویل سال و دریافت سال و طبیعتی نو را به ما اعطا کرده است.

در دوران کودکی هنگام لحظه تحویل سال تمام خانواده من حتی خواهر و برادرهایی که ازدواج کرده بودند در خانه ما دور سفره هفت‌سین جمع می‌شدند. همگی در کنار هم می‌نشستیم. پس از لحظه سال تحویل پدرم کتاب دعایش را باز می‌کرد و از داخل آن به هرکدام از ما اسکناسی نو و تانخورده عیدی می‌داد. گرفتن آن اسکناس از دست مهربان پدر لذت فراوان داشت. مادرم هم هدایایی را که برای تک تک ما خریده بود به دستمان می‌داد. لحظات بسیارزیبایی بود و یادآوری خاطراتش دنیایی از عشق است.

برای تمام هموطنان عزیزم آرزوی سلامت و آرامش توام با ایمان و یکدلی دارم.

ســپیده توکلی بیک (رکورددار دوومیدانی)

سین دوست داشتنی: سیب

از بچگی تاکنون عاشق عید بوده و هستم. خوشحال می‌شوم که می‌بینم همه مردم از عید استقبال می‌کنند. من دیدوبازدید نوروزی را بسیار دوست دارم و همیشه سعی می‌کنم به همراه خانواده به منزل تمام اقوام سر بزنم. به طورکلی حس بسیارخوبی به عید دارم. احساس می‌کنم تمام اتفاقات ناخوشایند در سال کهنه تمام می‌شود و این عید و سال نو آغازی برای داشتن روزهای بهتر است. از دوران کودکی برای عید هیجان داشته‌ام و این حس و حال همچنان در من باقی است.

من شلوغی شب عید را خیلی دوست دارم. خوشم می‌آید می‌بینم مردم برای تازگی و نوشدن این همه تلاش می‌کنند. گل و گیاه می‌کارند، سبزه سبز می‌کنند، دستفروش‌ها در این سو و آن سوی خیابان سبزه و ماهی و سایر وسایل عید می‌فروشند و همه‌جا شورونشاط عید و سال نو برپاست. من این هیاهو را خیلی دوست دارم و از آن لذت می‌برم.

ما هر سال هفت‌سین می‌چینیم و همیشه سعی می‌کنیم هفت‌سینی متفاوت و قشنگ‌تر از گذشته داشته باشیم. من سیب را از سایر سین‌ها بیشتر دوست دارم. معمولاً سعی می‌کنیم مجسمه یا عروسک حیوان نماد سال را داخل سفره هفت‌سینمان داشته باشیم.

تا آنجا که به یادمی‌آورم عیدی من بیشتر پول بوده و من آن را از هر هدیه‌ای بیشتر می‌پسندم. الان هم به من عیدی پول می‌دهند. من پول را دوست دارم و عیدی ام را برای حفظ برکت یک سال داخل کیفم نگاه می‌دارم. سال تحویل‌ها همیشه در خانه پدرم هستم و اولین عیدی را از او می‌گیرم.

امسال هم مثل تمام سال‌ها برای تمام هموطنانم آرزو می‌کنم که به تمام خواسته‌هایشان برسند. به داشته‌هایشان قانع باشند و برای آنها شرایطی پیش بیاید که به‌طور کلی احساس رضایت داشته باشند.

ســیما صدیقی (سرمربی تیم والیبال بانوان)

سین دوست داشتنی: سنبل

در دوران کودکی عید برای من بسیارزیبا بود. در آن زمان سنتها بیشتر از الان ارزش داشت. دیدوبازدید به شکلی وسیع و کامل انجام می‌شد و خانه تکانی و تهیه لباس و کفش نو بیشتر به عید مربوط می‌شد. در این سال‌ها بسیاری از خانواده‌ها هرهفته کارگر می‌آورند و خانه را تمیز می‌کنند و لباس و کفش نو هم بارها در طول سال خریداری می‌شود. اما این که عید همچنان بهانه‌ای برای جمع‌شدن اقوام و خانواده‌ها دور یکدیگر است برای من لذت فراوان دارد، خصوصاً این که در فصل زیبای بهار رخ می‌دهد. فصلی که زایش و تولد تمام‌زیبایی‌ها را در خود می‌گنجاند.

شادی مردم را دوست دارم اما به نظر من مردم نباید خود را زیاد ملزم به انجام کل کارها و خرید و تهیه تمام وسایل پیش از عید کنند. این فشار استرس‌زاست. به همه توصیه می‌کنم از زیبایی‌های پایان سال لذت ببرند و خود را زیر بار فشارهای مختلف قرار ندهند.

همیشه هفت‌سین می‌چینم و در میان اجزای این سفره زیبا گل سنبل را بیش از همه دوست دارم.

ما در قدیم معمولاً پول عیدی می‌گرفتیم. پول را جمع می‌کردیم و با آن چیزی را که دوست داشتیم می‌خریدیم. گاهی هم خانواده هدیه‌ای به ما می‌دادند که می‌دانستند چقدر آن را دوست داریم. عیدی همیشه شیرین و لذتبخش بود و طعم خوش آن هنوز در خاطر من باقی مانده است.

بزرگ‌ترین آرزوی من این است که مردم سرزمینمان همگی شاد و آرام باشند و خوشبخت و سرفراز زندگی کنند.

ســحر زکریا (بازیگر)

سین دوست داشتنی: سکه

یکی از شیرین‌ترین پدیده‌های دوران کودکی عید بود و دو هفته تعطیلی‌اش. مدرسه‌ها تعطیل می‌شد، لباس‌ نو می‌پوشیدیم، دید و بازدید می‌رفتیم، برنامه‌های تلویزیون می‌دیدیم و به‌طور کل با تمام وجود شادی و نشاط عیدانه را حس می‌کردیم. الان هم عید زیباست اما از آنجا که حس کودکانه لطافت خاص خود را داشت و همچنین در قدیم عید ویژه‌تر و کامل‌تر از الان برگزار می‌شد احساس می‌کنم عیدهای قدیم را بیشتر دوست داشتم.

همهمه پیش از عید آمیخته‌ای از سختی‌ها و شیرینی‌هاست. معمولاً مردم در روزهای آخر سال به یاد انجام دادن و کامل کردن بسیاری از کارهای خود می‌افتند. حتی گذشته از خرید و خانه تکانی، اصراردارند مراجعه به پزشک را انجام دهند و تمامی‌کارهای نصفه نیمه‌شان را به اتمام برسانند. به همین دلیل خیابانها در روزهای پایانی سال مملو از جمعیتی بی سابقه است. ترافیکی که ایجاد می‌شود کار را دشوار می‌کند اما شادی و شورونشاط مردم دیدنی است.

بله؛ هفت‌سین را می‌چینم. آن را ساده می‌چینم و در بین سین‌ها سکه را از همه بیشتر دوست دارم.

معمولاً مادرم سبزه اضافه سبز می‌کند. من هم از ایشان سبزه می‌گیرم و سر سفره هفت‌سین خود قرار می‌دهم.

قدیم معمولاً به ما پول هدیه می‌دادند. چون عید اقوام زیادی را می‌دیدیم و تقریباً از همه پول عیدی می‌گرفتیم خیلی زود پولمان جمع می‌شد و می‌توانستیم با آن مبلغ چیزی که دوست داریم را بخریم. این لذت زیادی داشت. استقلال کوچکی بود و برای ما ارزش داشت.

در سالی که گذشت عزیزان زیادی را از دست دادیم. امیدوارم در سال آینده شاهد اتفاقات خوب و نیکو باشیم. تمامی ‌هموطنان دست به دست هم بدهیم و سرزمینمان را به مدینه فاضله‌ای تبدیل کنیم که در آن فقط رویدادهای شیرین رخ می‌دهد.

ســمیرا حسن‌پور (بازیگر)

سین دوست داشتنی: سمنو

من در دوران کودکی عاشق عید بودم. پدرم بزرگ فامیل بود و به همین دلیل تمام اقوام روزاول به منزل ما می‌آمدند. هیاهوی بسیار شیرینی بود به ویژه که ما کودکان عیدی می‌گرفتیم و همه با هم بازی می‌کردیم. الان خیلی از کسانی که آن زمان بودند نیستند و خودبه‌خود عید تغییرکرده اما خانواده ما بویژه مادرم تلاش می‌کند همان حال و هوا و زیبایی‌ها را حفظ کند و عید را همچنان برای ما زنده نگاه دارد.

تقریباً از نیمه بهمن شاهد شلوغی شب عید در خیابان‌ها هستیم. من این همه شلوغی و ترافیک را چندان نمی‌پسندم و ترجیح می‌دهم همه چیز با آرامش سپری شود.

هفت‌سین یکی از اصلی ترین عوامل زیبایی عید است و من آن را همیشه کامل می‌چینم. من به رسم ایرانیان قدیم سیب را داخل آب می‌گذارم. گندم می‌گذارم. سکه را برای افزایش برکت داخل برنج می‌گذارم. دیوان حافظ می‌گذارم. تخم‌مرغ رنگی داخل سفره می‌گذارم. من به هفت‌سین بسیار اهمیت می‌دهم. حتی ما خانوادگی خودمان سمنو می‌پزیم و به این ترتیب نهایت آداب و رسوم هفت‌سین را به جا می‌آوریم.

قدیم معمولاً همه به ما پول عیدی می‌دادند. یادم می‌آید مادربزرگ پدری ام به ما کادو می‌داد. تمام هدیه‌ها را با سلیقه بسته‌بندی می‌کرد و به ما می‌داد. او برای ما با زعفران و پوست پیاز و مانند اینها تخم مرغ رنگ می‌کرد و می‌پخت. ما چشم بسته آنها را انتخاب می‌کردیم و می‌خوردیم. خیلی لذت و هیجان داشت و بسیار خوشمزه بود. از آن هدایا و عیدی‌ها خاطرات شیرینی برای من باقی مانده است. یاد آن همه خوبی به خیر. نمی‌دانم آیا زندگی مدرن و تکنولوژیک امروز هم می‌توواند ذره‌ای از آن عشق و هیجان را به کودکان این دوران هدیه کنید یا نه!

مثل همیشه آرزوی سلامتی، دل‌خوش، کار و فرهنگ درست، مطالعه و تفکر بیشتر و رشد و بالندگی فکری را برای هموطنان خوبم دارم. امیدوارم برای همه عشق و محبت جایگزین ناراحتی‌ها شود.

لیلا رعیت